IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
کیوان مهرگان
ویرایش
-
مترجم
شهریار وقفی پور
صفحات
150 صفحه
انتشارات
وزن
329 گرم
شابک
تیراژ
-
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب ناگهان وطن اتفاق می افتد

مرگ و پنگوئن

نویسنده کیوان مهرگان
مترجم شهریار وقفی پور
انتشارات روزنه
موجود
پالتوئی
1404
200,000

معرفی محصول

در اوکراین دهه نود میلادی، فاصله ی زندگی تا کشته شدن به دست مافیا، یک پنگوئن است. ویکتور نویسنده ی جویای نام با میشای پنگوئن، حیوان خانگی اش، تنها زندگی می کند. اگر چه دوست دارد داستان بنویسد، زندگی اش از راه نوشتن آگهی ترحیم برای روزنامه ها تامین می شود. او دوست دارد ببیند که نوشته هایش چاپ شوند، اما شخصیت های آگهی های ترحیم اش همچنان سخت به زندگی چسبیده اند. وقتی اولین بار روزنامه را باز می کند و می بیند که نوشته اش چاپ شده، غرور او به سرعت جایش را به وحشت می دهد. او و میشا به تله ای کشانده شده اند که ظاهرا گریزی از آن نیست. کورکف نویسنده ی کتاب، از مشهورترین نویسندگان اکراین پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی است. کورکف همچون بسیاری از استعدادهای بلوک شرق در آن زمانها، مجبور شد اولین کتابش را با هزینه شخصی خودش به چاپ برساند. و آنقدر شرایط نشر و توزیع کتاب، در اوکراینِ پس از شوروی دچار بی نظمی بود که مجبور شد حتی خودش کتابها را توزیع کند و بفروشد. سیری در تنهایی و وجود انسان را شاید بتوان دو پایه اصلی این رمان خواندنی دانست. از سوی دیگر شرایط به هم ریخته ی اجتماعیِ اوکراین آن سال ها و رشد فزاینده پدیده تبهکاری از دیگر مسائلی است که کورکف در خلال رمانش به آنها پرداخته است.

کتاب ناگهان وطن اتفاق می افتد

مرگ و پنگوئن

موجود
پالتوئی
1404

معرفی محصول

در اوکراین دهه نود میلادی، فاصله ی زندگی تا کشته شدن به دست مافیا، یک پنگوئن است. ویکتور نویسنده ی جویای نام با میشای پنگوئن، حیوان خانگی اش، تنها زندگی می کند. اگر چه دوست دارد داستان بنویسد، زندگی اش از راه نوشتن آگهی ترحیم برای روزنامه ها تامین می شود. او دوست دارد ببیند که نوشته هایش چاپ شوند، اما شخصیت های آگهی های ترحیم اش همچنان سخت به زندگی چسبیده اند. وقتی اولین بار روزنامه را باز می کند و می بیند که نوشته اش چاپ شده، غرور او به سرعت جایش را به وحشت می دهد. او و میشا به تله ای کشانده شده اند که ظاهرا گریزی از آن نیست. کورکف نویسنده ی کتاب، از مشهورترین نویسندگان اکراین پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی است. کورکف همچون بسیاری از استعدادهای بلوک شرق در آن زمانها، مجبور شد اولین کتابش را با هزینه شخصی خودش به چاپ برساند. و آنقدر شرایط نشر و توزیع کتاب، در اوکراینِ پس از شوروی دچار بی نظمی بود که مجبور شد حتی خودش کتابها را توزیع کند و بفروشد. سیری در تنهایی و وجود انسان را شاید بتوان دو پایه اصلی این رمان خواندنی دانست. از سوی دیگر شرایط به هم ریخته ی اجتماعیِ اوکراین آن سال ها و رشد فزاینده پدیده تبهکاری از دیگر مسائلی است که کورکف در خلال رمانش به آنها پرداخته است.

200,000

ناگهان وطن اتفاق می افتد

اثر کیوان مهرگان

مشخصات محصول

نویسنده
کیوان مهرگان
ویرایش
-
مترجم
شهریار وقفی پور
صفحات
150 صفحه
انتشارات
وزن
329 گرم
شابک
تیراژ
-
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

فردا صبح، سرگئی رفت کی یف. ویکتور هم از شیرِ آب توی محوطه، سطلی را پر کرد. بعد از آن که کتری را روی بخاری گذاشت به اتاق نشیمن سرک کشید. آتش شبانه خاکستر شده بود، اما هنوز گرما می داد و عطر کاج پیچیده بود. سونیا خواب بود و داشت لبخند می زد. میشا هم به خاکسترِ سیاهِ کف شومینه زل زده بود. ویکتور زد به رانش و میشا که برگشت، در را نیمه باز و به آن اشاره کرد. آرام گفت: بیا! میشا به آتش خاکستر شده نگاهی انداخت و تاتی تاتی کنان جلو آمد. گرسنه ای؟ حتما هستی. بیا اینجا، بیا بیرون! از توی کیف خریدش یک جفت ماهیِ حلوا درآورد و گذاشت روی پله ی بالا. برو بگیرش! میشا رفت طرف پله ها، سرش را این طرف و آن طرف کرد و اطرافش را پایید. رفت پایین توی برف و چرخ زنان رفت سمتِ درخت ها، اما به شیر آب که رسید، برگشت. رد پایش شبیه رد چوب اسکی های زهوار در ر فته ی ورزشکاران ناشی بود که شبیه اشکال هندسی نامنظم پیکاسو روی صفحه ی تمیزِ برف بود. برگشت، دم پله ها ایستاد و خودش را با ماهی ها مشغول کرد، انگار پله ها میزِ سلطنتی تزاری جوان بودند. ویکتور که از چنین نمایشی از سرزندگی به شوق آمده بود، راهی آشپزخانه نشد و چای درست کرد. به اتاق نشیمن نگاهی انداخت. سونیا هنوز در خواب شیرینش بودو دلش نیامد که بیدارش کند. با لیوان چایی اش پشت میز آشپزخانه نشست. کنار پنجره ی بغل دستی اش دو بطریِ نوشیدنی خودنمایی می کردند، یکی نیمه خالی و دیگری پُرِ پُر.سکوتِ آنجا افکار رومانتیکی را درونش شعله ور می کرد و به گونه ی شیطنت آمیز دوران گذشته و رمان های نانوشته را به یاد آورد. ناگهان حسی بهش دست داد مثل اینکه هم الان خارج از اوکراین است، دور از تمامِ خوبی ها و بدی هایی که تا دیروز همراهش بودند. این خارج مکانی از آرامش بود، سوئیس روح که زیر برف های آرام خفته بود و هولی بر آن سایه افکنده بود که نکند مزاحمی وارد شود؛ جایی که پرندگان هم به احترام سکوت نمی خوانند. صدایی از در ایوان آمد و ویکتور سر کشاند ببیند چه خبر است که با میشا روبرو شد که به طرزی مسخره سرش را پایین آورد و تعظیمی کرد و به او فهماند که از جای جدید خوشش آمده است. ویکتور با خودش گفت غذای مکفی و سرمای مطبوع با روحیه ی دوستش ساخته است. چیزی نگذشت که سونیا هم از خواب بیدار شد و این طوری بود که سکوت و تاملات فلسفی ویکتور به پایان رسید. اول باید صبحانه ی سونیا را می داد و بعد فکری به حال درخت کریسمس می کرد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک