IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
محمد محمدعلی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
226 صفحه
انتشارات
وزن
281 گرم
شابک
تیراژ
1000 جلد
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب مشی و مشیانه

داستان آفرینش نخستین زن و مرد در اساطیر ایران

نویسنده محمد محمدعلی
انتشارات کتابسرای تندیس
موجود
رقعی
1404
17% 420,000
348,600

معرفی محصول

کتاب حاضر، دومین قسمت از سه گانة روز اول عشق، اثر «محمد محمدعلی» از نویسندگان بنام ادبیات داستانی معاصر است. در این اثر، داستان آفرینش نخستین مرد و زن در اسطوره های ایران بازگو شده است. نگارنده در این اثر در کنار بازگویی اسطوره های خلقت نوع بشر و رویارویی اهریمن و کیومرث، نخستین انسان و مرگ اندوهناک او در تنهایی و رستاخیز مشی و مشیانه از نطفه او و رویکرد ایرانیان به جهان و آفرینش را شرح داده است.

کتاب مشی و مشیانه

داستان آفرینش نخستین زن و مرد در اساطیر ایران

موجود
رقعی
1404

معرفی محصول

کتاب حاضر، دومین قسمت از سه گانة روز اول عشق، اثر «محمد محمدعلی» از نویسندگان بنام ادبیات داستانی معاصر است. در این اثر، داستان آفرینش نخستین مرد و زن در اسطوره های ایران بازگو شده است. نگارنده در این اثر در کنار بازگویی اسطوره های خلقت نوع بشر و رویارویی اهریمن و کیومرث، نخستین انسان و مرگ اندوهناک او در تنهایی و رستاخیز مشی و مشیانه از نطفه او و رویکرد ایرانیان به جهان و آفرینش را شرح داده است.
17% 420,000

348,600

مشی و مشیانه

اثر محمد محمدعلی

مشخصات محصول

نویسنده
محمد محمدعلی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
226 صفحه
انتشارات
وزن
281 گرم
شابک
تیراژ
1000 جلد
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

مسافتی سوار بر گاو بود، که آرام آرام خسته شد و زیر سایه سار درختی نشست. تا پلک بر هم گذاشت، پلنگینه پوشی بود نشسته بر تخته سنگی سرخ… زنان و مردانی از گوشه و کنار بیغوله ها و غارها پیش آمدند تا ستایشش کنند. او در میان آنان در پی زنی خوش چهره می گشت، که زنان و مردانی با دستانی پُر از گل های رنگارنگ، گویی پیچیده در هاله ای از ابر و باد پدیدار شدند. گل ها را بر سر و روی زنی ریختند که در کنار او نشسته بود. کیومرث از حضور ناگهانی زن در شگفت ماند. زن لبخندی زد و او را به سوی خود خواند. مانند ماه که در جذبی مهارناپذیر آب دریا را به سوی خود می کشاند. کیومرث معنی لبخند را نمی دانست. زن نیز نمی دانست از پس لبخندی که زد چه کند! تنها دست نوازش بر ریش کیومرث کشید. کیومرث نیز موهای خورشیدگون او را نوازش کرد. گاه که به اندامش خیره می شد، همه جا را چون خورشید و ماه، گرد و مُدور می دید و چون به دست می گرفت، مشتش پُر می شد… خیس عرق چشم باز کرد. نمی دانست دمادَم غروب است یا دمادَم صبح روزی دیگر. مُشت خود را چند بار باز و بسته کرد تا دریافت خالی است. مشاهده آثار محمد محمدعلی

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک