IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
سینان یاغمور
ویرایش
-
مترجم
آراز آصف
صفحات
311 صفحه
انتشارات
وزن
351 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب اشک های عشق دفتر سوم

معرفی کتاب اشک های عشق دفتر سوم

نویسنده سینان یاغمور
مترجم آراز آصف
انتشارات اوحدی
موجود
رقعی
1404
320,000
کتاب اشک های عشق (دفتر سوم)،(شرح حال زندگی و افکار کیمیا خاتون)، اثر سینان یاغمور، با ترجمه‌ی آراز آصف، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب اشک های عشق دفتر سوم

معرفی کتاب اشک های عشق دفتر سوم

موجود
رقعی
1404
کتاب اشک های عشق (دفتر سوم)،(شرح حال زندگی و افکار کیمیا خاتون)، اثر سینان یاغمور، با ترجمه‌ی آراز آصف، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات اوحدی، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

320,000

فهرست

پیشگفتار


دوران کودکی


یخ روی قلبم قسطنطنیه


قونیه شهر عشق شهری که به روحم وسعت داد.


شمس آدمی که زمین و آسمانها را به هم نزدیک کرد.


قلبم را چگونه آتش بزنم اگر به قلبت عاشق شوم شمس


این جان سوخته ارزش گذایی کردن ندارد.


آیا کسی که آمدنش زیبا بود رفتنش هم زیبا خواهد بود؟


در قیام شبها قیامت را خاموش میکنم


مبتلای درد عشقم شفایم از توست ای یار


ای عارفه عشق معشوق می آید.


شمس و من و باغ گل


عشق و نکاح با عظمت وحدت


هر روز بدل از هزاران روز عمر


یاقوت ارغوانی


پدرم و شمس


آه اگر می توانستید شمس را با چشمان من ببینید.


او گرفتار تن و من عاشق روح کسی که بوی جنت میدهد.


پرنده ای که به سوی عشق الهی پرواز میکند


کوری دل


خلوتی که از حرف به خویشتن و از خویشتن به آتش تبدیل میشود ۱۶۹


گذر از افسردگی و پوشیدن خرقه معنا


راه ارتباط گرفتن با زندگی رابعه


از عابد بودن به سوی زاهد بودن


تو هم خرمن من هستی هم باد من


سیر عالم در شمس


گناه با گناه مبادله نمی شود.


عشق الهی روح را از زندان تن می رهاند

مشخصات محصول

نویسنده
سینان یاغمور
ویرایش
-
مترجم
آراز آصف
صفحات
311 صفحه
انتشارات
وزن
351 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

عشق روحم را به تلخی بوسید و در قبال آن جانم را خواست. من هزاران جان دارم؟ فدای شوری عرق تنش و راه بی پایانش با چند زن از مالکانه مولانا به همراه عمه فاطمه ام در کنار حوض نشسته ایم یک قدم دورتر از ما شمس به همراه چند درویش در حال حرف زدن بودند من با جان دل داشتم به حرفهای شمس گوش میدادم جان می گرفتم صدایی به نرمی ابریشم داشت و کلمه به کلمه به نرمی و با اعتنا حرف می زد و قبل از هر جمله ای میاندیشید صدایی بود که انگار سکوت داشت. نفسی بود که به شنونده اش طراوت و شادابی میداد صدایی بود که فقط آدمیزاد را نه بلکه کوه ها را سنگها و دریاها را به دنبال خود می کشاند. انگار طلسم این صدا دنیا را در بر گرفته است. از دل برآمده و به قلبها بگردد. دلها را ترنم میبخشد چه خوشبخت است کسی که دروازه وجودش را به این صدا باز کند. 

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک