IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
تیم دزموند
ویرایش
-
مترجم
الهه علوی
صفحات
168 صفحه
انتشارات
وزن
215 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب چگونه در این دنیای مزخرف انسان بمانیم

چگونه در این دنیای مزخرف انسان بمانیم تمرینات مراقبه برای رسیدن به یک زندگی واقعی

نویسنده تیم دزموند
مترجم الهه علوی
انتشارات کوله پشتی
موجود
رقعی
1402
219,000

معرفی محصول

کتابی از تیم دزموند و چاپ نشر کتاب کوله پشتی. چگونه در این دنیای مزخرف، انسان بمانیم؟ این کتاب پاسخی جدید و دلنشین به این سؤال مهم است. اگر قبلاً مراقبه را امتحان کرده ای اما اثربخش نبوده، تو را درک می کنیم. احتمالاً به تو گفته اند که در اتاقی تاریک روی یک متکا بنشین، مدیتیشن کن و نفس هایت را بشمار؛ اما مراقبه به این معنا نیست که خودمان را از مشکلات در جهان جدا کنیم، بلکه به ما یاد می دهد چگونه به سمت مشکلات برویم، با رنج تک تک موجودات زنده ارتباط برقرار کنیم و با این کار رنج خودمان را در آغوش بکشیم تا بهبود یابیم، متحول شویم، رشد کنیم و در نهایت به آرامش برسیم. دزموند با نوشتن چگونه در این جهان مزخرف، انسان بمانیم؟ توانسته با تمرینات متحول کنندۀ مراقبه، به رنج همگانی بشریت دست پیدا کند و راهکارها و راهنمایی هایی برای دوام آوردن در جهانی دردناک که در آن زندگی می کنیم به ما نشان دهد تا حس کنیم به زندگی متصل هستیم، بیش از قبل، از آن لذت می بریم و در لحظه حضور داریم. اما به واقع، آیا جهان در حال تبدیل شدن به مکانی بهتر است یا بدتر؟ تیم دزموند می گوید: «دوستم اریک معتقد بود جهان دارد جای بهتری می شود. او می گفت اگر به جهان سال ۱۸۵۰ فکر کنیم، با آن همه بردگی، نظام استعماری، کشتار دسته جمعی امریکایی های بومی و مطیع کردن زنان، آن وقت می فهمیم که اکنون جهان جای بهتری شده است.» خب، به نظر من این موضوع منطقی بود. اما دوست دیگرم استیون، معتقد بود که جهان دارد جای بدتری می شود. او به این نکته اشاره کرد که چگونه ثروت و قدرت روزبه روز در دست انسان های کمتری متمرکز می شود و پرسید: «اگر زمین در صد سال آینده دیگر قابل سکونت نباشد پس چگونه می تواند جای بهتری شده باشد.» این نکته هم به نظر من منطقی بود. بحث همین طور پیش می رفت و من فقط گوش می کردم. بارها و بارها این گونه بحث ها را شنیده بودم و برایم جالب بودند. هر دو نقطه نظر منطقی به نظر می رسیدند، اما نمی دانستم چگونه هر دو آن ها می توانند درست باشند. آیا جهان می تواند در آن واحد هم بهتر شود هم بدتر؟ رنج های زیادی در جهان ما وجود دارد و بهترین راهی که برای گذراندن زندگی ام می شناسم این است که در این جهان رد پای مثبتی از خود به جا گذاشته باشم. همین انگیزه نیروی محرک من در زندگی بوده و باعث شده است در صومعه های بودائیان به مدیتیشن مشغول شوم، جنبش های اجتماعی راه بیندازم، سازمان خیریه تأسیس کنم و این اواخر در گوگل شرکت نوپایی مبنی بر سلامت ذهن راه اندازی کنم. هدفم از نوشتن این کتاب این است که آنچه را یاد گرفته ام با شما به اشتراک بگذارم تا در این جهان زیبا و در عین حال مزخرف به شما کمک کند.

کتاب چگونه در این دنیای مزخرف انسان بمانیم

چگونه در این دنیای مزخرف انسان بمانیم تمرینات مراقبه برای رسیدن به یک زندگی واقعی

موجود
رقعی
1402

معرفی محصول

کتابی از تیم دزموند و چاپ نشر کتاب کوله پشتی. چگونه در این دنیای مزخرف، انسان بمانیم؟ این کتاب پاسخی جدید و دلنشین به این سؤال مهم است. اگر قبلاً مراقبه را امتحان کرده ای اما اثربخش نبوده، تو را درک می کنیم. احتمالاً به تو گفته اند که در اتاقی تاریک روی یک متکا بنشین، مدیتیشن کن و نفس هایت را بشمار؛ اما مراقبه به این معنا نیست که خودمان را از مشکلات در جهان جدا کنیم، بلکه به ما یاد می دهد چگونه به سمت مشکلات برویم، با رنج تک تک موجودات زنده ارتباط برقرار کنیم و با این کار رنج خودمان را در آغوش بکشیم تا بهبود یابیم، متحول شویم، رشد کنیم و در نهایت به آرامش برسیم. دزموند با نوشتن چگونه در این جهان مزخرف، انسان بمانیم؟ توانسته با تمرینات متحول کنندۀ مراقبه، به رنج همگانی بشریت دست پیدا کند و راهکارها و راهنمایی هایی برای دوام آوردن در جهانی دردناک که در آن زندگی می کنیم به ما نشان دهد تا حس کنیم به زندگی متصل هستیم، بیش از قبل، از آن لذت می بریم و در لحظه حضور داریم. اما به واقع، آیا جهان در حال تبدیل شدن به مکانی بهتر است یا بدتر؟ تیم دزموند می گوید: «دوستم اریک معتقد بود جهان دارد جای بهتری می شود. او می گفت اگر به جهان سال ۱۸۵۰ فکر کنیم، با آن همه بردگی، نظام استعماری، کشتار دسته جمعی امریکایی های بومی و مطیع کردن زنان، آن وقت می فهمیم که اکنون جهان جای بهتری شده است.» خب، به نظر من این موضوع منطقی بود. اما دوست دیگرم استیون، معتقد بود که جهان دارد جای بدتری می شود. او به این نکته اشاره کرد که چگونه ثروت و قدرت روزبه روز در دست انسان های کمتری متمرکز می شود و پرسید: «اگر زمین در صد سال آینده دیگر قابل سکونت نباشد پس چگونه می تواند جای بهتری شده باشد.» این نکته هم به نظر من منطقی بود. بحث همین طور پیش می رفت و من فقط گوش می کردم. بارها و بارها این گونه بحث ها را شنیده بودم و برایم جالب بودند. هر دو نقطه نظر منطقی به نظر می رسیدند، اما نمی دانستم چگونه هر دو آن ها می توانند درست باشند. آیا جهان می تواند در آن واحد هم بهتر شود هم بدتر؟ رنج های زیادی در جهان ما وجود دارد و بهترین راهی که برای گذراندن زندگی ام می شناسم این است که در این جهان رد پای مثبتی از خود به جا گذاشته باشم. همین انگیزه نیروی محرک من در زندگی بوده و باعث شده است در صومعه های بودائیان به مدیتیشن مشغول شوم، جنبش های اجتماعی راه بیندازم، سازمان خیریه تأسیس کنم و این اواخر در گوگل شرکت نوپایی مبنی بر سلامت ذهن راه اندازی کنم. هدفم از نوشتن این کتاب این است که آنچه را یاد گرفته ام با شما به اشتراک بگذارم تا در این جهان زیبا و در عین حال مزخرف به شما کمک کند.

219,000

فهرست

مقدمه ....

فصل اول چیزی عمیق تر از یأس .........

فصل دوم پیدا کردن زیبایی در زندگی

فصل سوم هنر نارضایتی

فصل چهارم خودتان را بشناسید

فصل پنجم: چگونه انسان بمانیم وقتی دیگران بویی از انسانیت نبرده اند؟

فصل ششم چرا اتفاقات بد رخ میدهند؟.......

تم هنر فصل هفتم وجود نداشتن

فصل هشتم بهبود دردهای قدیمی

فصل نهم شما دیوانه نیستید.

فصل دهم ترس را کنار بگذارید.

فصل یازدهم جامعه به عنوان پناهگاه جامعه به عنوان سلاح

فصل دوازدهم ده هزار ساعت شما .

سخن آخر .........

مشخصات محصول

نویسنده
تیم دزموند
ویرایش
-
مترجم
الهه علوی
صفحات
168 صفحه
انتشارات
وزن
215 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

اکثر ما هنگام بروز یک اختلاف نمی توانیم انسانیت را در فرد مقابلمان ببینیم، بلکه طرف مقابلمان به سد، غاصب یا شیئی تبدیل می شود که دیگر به او نیازی نداریم؛ اما چه می شد اگر می توانستیم در همین اختلافات هم انسان بمانیم -و رابطه مان را حفظ کنیم- حتی وسط یک اختلاف؟ چه می شد اگر می توانستیم ببینیم که طرف مقابل نیز درست مانند ما دارد تلاش می کند از درد و رنج جلوگیری کند و نیازهایش را برآورده کند؟ چه می شد اگر می توانستیم به سلامتی طرف مقابلمان نیز اهمیت بدهیم، بی آنکه به سلامتی خودمان ضربه ای بزنیم؟ در واقع چه می شد اگر می توانستیم ببینیم که نیازهای هر دو طرف اهمیت دارد، حتی اگر نمی دانستیم چگونه باید مشکلی را حل کنیم؟ از نظر من، این ماهیت گفت وگو است. ما همیشه نمی توانیم نیازهای همه را برطرف کنیم و نمی توانیم هر مشکلی را حل کنیم، اما می توانیم طوری به اختلافات نزدیک شویم که نشان دهیم نیازهای همه اهمیت دارند. بنابراین هدف اصلی در برطرف کردن اختلافات این است که به طور مساوی به نیازهای طرفین دعوا توجه کنیم و برای آن ها ارزشی یکسان قائل باشیم. اگر من احساس کنم شما همان قدر به نیازهای من اهمیت می دهید که به نیازهای خودتان، آن وقت راحت تر می توانم تحمل کنم که نیازهایم برآورده نشوند.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک