IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
دیوید فاستر والاس
ویرایش
-
مترجم
ادریس رنجی
صفحات
286 صفحه
انتشارات
وزن
336 گرم
شابک
تیراژ
200 جلد
قطع
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب فراموشی نشر هیرمند

فراموشی چند داستان

نویسنده دیوید فاستر والاس
مترجم ادریس رنجی
انتشارات هیرمند
موجود
رقعی
1401
21% 500,000
395,000
کتاب فراموشی، اثر دیوید فاستر والاس، با ترجمه‌ی ادریس رنجی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب فراموشی نشر هیرمند

فراموشی چند داستان

موجود
رقعی
1401
کتاب فراموشی، اثر دیوید فاستر والاس، با ترجمه‌ی ادریس رنجی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1401 توسط انتشارات هیرمند، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 200 جلد، در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
21% 500,000

395,000

فراموشی نشر هیرمند

اثر دیوید فاستر والاس

مشخصات محصول

نویسنده
دیوید فاستر والاس
ویرایش
-
مترجم
ادریس رنجی
صفحات
286 صفحه
انتشارات
وزن
336 گرم
شابک
تیراژ
200 جلد
قطع
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

تنها بار دیگه ای که آقای جانسن توی هیچکدوم از کلاس های من جایگزین معلم واقعی شده بود برای دو هفته توی سال دوم بود، وقتی خانم کلیمور، معلم کلاس خودیمون، با ماشین تصادف کرده بود و با یه آتل بزرگ سفید فلزی و کرباسی دور گردن اش برگشت که هیچ کس اجازه نداشت بهش اشاره کنه و نمی تونست توی بقیه ی اون سال تحصیلی سرش رو به هیچ طرف بچرخونه، که بعدش با درآمد مستقل بازنشسته شده بود و برگشته بود فلوریدا. اونجوری که من آقای جانسن رو یادم میاد، قدش برای یه آدم بزرگسال متوسط بود، با مدل موی ارتشی معمول، کت رسمی و کراوات و عینک با قاب سیاه دانشمندانه که هرکسی که توی اون روز و روزگار عینک می زد از اون ها داشت. از قرار معلوم، اون برای چندتا کلاس دیگه هم توی آر. بی. هیز معلم جایگزین شده بود. تنها باری که کسی اون رو بیرون از مدرسه دیده بود یه بار بود که دنیز کوون و مادرش آقای جانسن رو توی ای اندپی دیده بودن و دنیز می گفت چرخ دستی اون پر از غذاهای یخ زده بوده که مادرش به این واقعیت ربطش داده بود که اون مجرد بود. یادم نمیاد توجه کرده باشم آیا آقای جانسن حلقه ی ازدواج داشت یا نه، اما بعدها مقاله های مخابره اشاره ای به این نکردن که بعد از هجوم مسئولین به کلاس از اون همسری به جا مونده باشه. صورتش هم یادم نمیاد جز اون طوری که بعداً توی یه عکس مخابره بود، که از قرار معلوم از یکی از دفتر خاطرات های سالانه ی دوره ی دانشجویی خودش مال چند سال پیش بود. بیشتر صورت های بزرگسال ها که یه مشکل یا مشخصه ی آشکار رو می پوشوندن رو نمی شد توی اون سن و سال آسون فهمید همون بزرگسالی شون همه ی مشخصه های دیگه رو تار می کرد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک