IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
جوجو مویز
ویرایش
-
مترجم
افسانه مقدم
صفحات
488 صفحه
انتشارات
وزن
548 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب آن که به من ستاره بخشید

قیمت قبل

معرفی کتاب آن که به من ستاره بخشید

نویسنده جوجو مویز
مترجم افسانه مقدم
انتشارات نسل نواندیش
موجود
رقعی
1398
قیمت بازار: 499,900
449,000
کتاب آن که به من ستاره بخشید، اثر جوجو مویز، با ترجمه‌ی افسانه مقدم، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
قیمت قبل

کتاب آن که به من ستاره بخشید

معرفی کتاب آن که به من ستاره بخشید

موجود
رقعی
1398
کتاب آن که به من ستاره بخشید، اثر جوجو مویز، با ترجمه‌ی افسانه مقدم، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1398 توسط انتشارات نسل نواندیش، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
قیمتِ جدید در بازار: 499,900

449,000

آن که به من ستاره بخشید

اثر جوجو مویز

مشخصات محصول

نویسنده
جوجو مویز
ویرایش
-
مترجم
افسانه مقدم
صفحات
488 صفحه
انتشارات
وزن
548 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
شومیز

پیشگفتار

گوش کنید حدود پنج کیلومتر در دل جنگل دقیقاً پایین کوهستان آرنوت هستید و چنان سکوت سنگینی شما را در بر گرفته است که گویی در آن غرق شده اید. از صبح تا حالا هیچ پرنده ای آواز نخوانده حتی حالا که وسط تابستان است و مخصوصاً همین حالا که بادی خنک میوزد و به علت رطوبت آن قدر سنگین شده است که همان چند برگ رقصان روی شاخه ها را تکان نمیدهد. میان درختان بلوط و گردوی آمریکایی هیچ چیز تکان نمی خورد؛ وحوش در اعماق زمین هستند آنهایی که پوست نرم و پشمالو دارند در غارهای تنگ یا سوراخ های تنه درختان یکدیگر را در آغوش کشیده اند برف آن قدر عمیق است که پاهای قاطر تا ران داخل آن فرو رفته است هر چند قدم یک بار لنگ میزند با تردید نفسی سنگین میکشد و سنگهای لق و چاله ها را در زیر سپیدی بی انتها بررسی می کند؛ فقط در آن نهر باریک میتواند با اطمینان حرکت کند آب تمیز آن شرشرکنان در بستر سنگی کف می کند و به سمتی که هیچ کس در آن حوالی انتهایش را ندیده است پایین می ریزد.

گوشه ای از کتاب

به نظر می رسید فضای اطراف او گسترده تر میشود؛ وسعت و بی اعتنایی اش را به او نشان می داد. چرا به نشانه های مارجری بیشتر توجه نکرده بود؟ با چشم های نیمه باز بد سایه ها نگریست سعی میکرد با توجه به مسیر آنها، موقعیت خودش را تشخیص بدهد و وقتی ابرها یا حرکت شاخه ها آنها را می پوشاندند لعنت میفرستاد. وقتی یکی از گره های قرمز را روی تنه درخت دید خیالش راحت شد و یک دقیقه طول کشید تا متوجه شود خانه ای که به آن نزدیک میشد، متعلق به چه کسی است. آلیس با چشم های به زمین دوخته شده و سر پایین از کنار دروازه روبه رو گذشت. خانه سقف شیروانی داشت و ساکت بود کتری آهنی روی انبوه خاکستر سرد و یک تبر بزرگ روی کنده درخت رها شده بود دو پنجره شیشه ای کثیف از فاصله دور پیدا بود. آنجا چهار کتاب در یک ستون مرتب کنار صندوق پست چیده شده بودند، دقیقاً همان جایی که مارجری به جیم هورنر گفته بود که اگر هیچ وقت نخواست کتاب بخواند آنها را در آن قسمت قرار بدهد اسپریت را کشید و پیاده شد. با یک چشم پنجره را می پایید، سوراخ گلوله روی کلاه مارجری را به یاد میآورد کتاب ها دست نخورده به نظر می رسیدند. آنها را زیر بغل زد و با احتیاط داخل خورجینش قرار داد، سپس کمربند زین مادیان را بررسی کرد یک پایش را روی رکاب گذاشته بود که صدای مرد در دل کوه منعکس شد؛ قلبش به طرزی ناراحت کننده تند میزد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک