IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
مارک منسن
ویرایش
-
مترجم
محبوبه سلیمانی درچه
صفحات
176 صفحه
انتشارات
وزن
223 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب هنر ظریف رهایی از دغدغه ها نشر عالی تبار

هنر ظریف رهایی از دغدغه ها روشی نو برای خوب زندگی کردن

نویسنده مارک منسن
مترجم محبوبه سلیمانی درچه
انتشارات عالی تبار
ناموجود
رقعی
1399

معرفی محصول

این کتاب با محوریت رنج‌های انسان در عصر حاضر به نگارش درآمده و نویسنده‌ آن انسان‌ها را به اهمیت ندادن و بی خیال بودن نسبت به مسائل و موضوعاتی که تأثیر مهمی در زندگی ندارند، دعوت کرده است. باید توجه داشت در این اثر «مارک منسون» بی‌خیالی و بی‌توجهی را تشویق نمی‌کند بلکه او معتقد است انسان زمان و انرژی محدودی دارد پس باید بتواند تنها به مسائل جدی و اولویت‌ها توجه کند. زندگی در دنیای جدید با کارهای جزئی که سودی برای اهداف اصلی ندارند گره خورده است در حالی ‌که زیستن به معنای واقعی رهایی از هر نوع وابستگی از مسائل ریز و نامربوط است.

کتاب هنر ظریف رهایی از دغدغه ها نشر عالی تبار

هنر ظریف رهایی از دغدغه ها روشی نو برای خوب زندگی کردن

ناموجود
رقعی
1399

معرفی محصول

این کتاب با محوریت رنج‌های انسان در عصر حاضر به نگارش درآمده و نویسنده‌ آن انسان‌ها را به اهمیت ندادن و بی خیال بودن نسبت به مسائل و موضوعاتی که تأثیر مهمی در زندگی ندارند، دعوت کرده است. باید توجه داشت در این اثر «مارک منسون» بی‌خیالی و بی‌توجهی را تشویق نمی‌کند بلکه او معتقد است انسان زمان و انرژی محدودی دارد پس باید بتواند تنها به مسائل جدی و اولویت‌ها توجه کند. زندگی در دنیای جدید با کارهای جزئی که سودی برای اهداف اصلی ندارند گره خورده است در حالی ‌که زیستن به معنای واقعی رهایی از هر نوع وابستگی از مسائل ریز و نامربوط است.

هنر ظریف رهایی از دغدغه ها نشر عالی تبار

اثر مارک منسن

مشخصات محصول

نویسنده
مارک منسن
ویرایش
-
مترجم
محبوبه سلیمانی درچه
صفحات
176 صفحه
انتشارات
وزن
223 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
-

چکیده

این کتاب با محوریت رنج های انسان در عصر حاضر به نگارش درآمده و نویسنده آن انسان ها را به اهمیت ندادن و بی خیال بودن نسبت به مسائل و موضوعاتی که تأثیر مهمی در زندگی ندارند، دعوت کرده است. باید توجه داشت در این اثر «مارک منسون» بی خیالی و بی توجهی را تشویق نمی کند بلکه او معتقد است انسان زمان و انرژی محدودی دارد پس باید بتواند تنها به مسائل جدی و اولویت ها توجه کند. زندگی در دنیای جدید با کارهای جزئی که سودی برای اهداف اصلی ندارند گره خورده است در حالی که زیستن به معنای واقعی رهایی از هر نوع وابستگی از مسائل ریز و نامربوط است.

گوشه ای از کتاب

چارلز بوکفسکی مردی الکلی، زن باره، قمارباز، بی دست وپا، خسیس، بی اعتبار و در بدترین اوقات زندگی، شاعر بود. بعید است کسی روزی برای یافتن اصول زندگیِ بهتر سراغ او برود، یا منتظر باشد نامش را در یک کتاب خودیاری ببیند. و دقیقاً به همین دلیل او بهترین نقطه ی آغاز است. بوکفسکی می خواست نویسنده شود؛ اما ده ها سال طول کشید و تقریباً هیچ کدام از مجله ها، روزنامه ها، نشریه های تخصصی، بنگاه های ادبی و ناشران حاضر نشدند اثری از او منتشر کنند. می گفتند که آثارش افتضاح است. خام، زشت و فاسد است. در حالی که توده ی جوابیه های رد آثار و سنگینی شکست هایش بیشتر و بیشتر می شد، به افسردگی و الکل گرفتار شد؛ دردی که در بیشتر اوقات عمر گریبانش را رها نکرد. بوکفسکی شغل ثابتی داشت و متصدی بایگانی در اداره ی پست بود. حقوق ناچیزی می گرفت و بیشترش را خرج الکل می کرد. باقی مانده ی حقوقش را هم با قمار و شرط بندی در میدان اسب دوانی به باد می داد. شب ها، در تنهایی الکل می خورد و گاهی اوقات با ماشین تحریر زهوار در رفته اش شعرهایش را چکش کاری می کرد. اغلب، کف زمین از خواب بیدار می شد؛ چون شب قبل همان جا از هوش رفته بود. سی سال از عمرش را در تاریکی و پوچی با الکل، مواد، قمار و زنان بدکاره گذراند. وقتی پنجاه ساله شد، بعد از یک عمر شکست و بیزاری از خود، مسئول انتشارات کوچکی علاقه ی خاصی به او پیدا کرد. برای آن مسئول ممکن نبود که پیشنهاد پول زیاد یا قول فروش بالا به بوکفسکی بدهد؛ اما مهر عجیبی به این بازنده ی مست پیدا کرده بود و تصمیم گرفت بختش را با او بیازماید. این اولین فرصت واقعی بود که بوکفسکی پیدا می کرد. خودش هم متوجه اهمیت موضوع شده بود. در جواب به مسئول انتشارات نوشت: «من یکی از این دو گزینه را باید انتخاب کنم: در اداره ی پست بمانم و دیوانه شوم، یا اینکه از اینجا بیرون بزنم و سرگرم نویسندگی شوم و از گرسنگی بمیرم. من تصمیم گرفته ام از گرسنگی بمیرم.» بوکفسکی پس از امضای قرارداد، اولین رمانش را ظرف سه هفته نوشت. نام رمانش اداره ی پست بود. در تقدیم نامه ی کتابش نوشت: تقدیم به هیچ کس. بوکفسکی شاعر و رمان نویس موفقی شد. شش رمان و صدها شعر منتشر کرد و بیش از دو میلیون نسخه از کتاب هایش فروخته شد. برخلاف انتظار همه، به ویژه خودش، به شهرت رسیده بود. داستا ن هایی مثل داستان زندگی بوکفسکی، سرچشمه ی روایت های فرهنگی ما هستند. زندگی بوکفسکی، تجسمی از رؤیای امریکایی است: یک نفر برای آنچه می خواهد می جنگد، هرگز تسلیم نمی شود و بالاخره به بزرگ ترین رؤیاهایش دست می یابد. عملاً فیلمی آماده است تا کسی بیاید و آن را روی پرده ی سینما ببرد. ما همگی به داستان هایی مثل داستان بوکفسکی نگاه می کنیم و می گوییم: «دیدی؟ اون هیچ وقت تسلیم نشد. هیچ وقت از تلاش دست برنداشت. همیشه به خودش ایمان داشت. در برابر همه ی دشواری ها استقامت کرد و به چیزی که می خواست رسید.» پس عجیب است که روی سنگ قبر بوکفسکی این جمله حک شده است: «سعی نکن.»

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک