IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
مسعود کیمیایی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
720 صفحه
انتشارات
وزن
952 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
گالینگور

کتاب سرودهای مخالف ارکسترهای بزرگ ندارند

قیمت قبل

سرودهای مخالف ارکسترهای بزرگ ندارند

نویسنده مسعود کیمیایی
انتشارات اختران
موجود
رقعی
1398
قیمت بازار: 1,000,000
975,000
کتاب سرودهای مخالف ارکسترهای بزرگ ندارند، اثر مسعود کیمیایی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
قیمت قبل

کتاب سرودهای مخالف ارکسترهای بزرگ ندارند

سرودهای مخالف ارکسترهای بزرگ ندارند

موجود
رقعی
1398
کتاب سرودهای مخالف ارکسترهای بزرگ ندارند، اثر مسعود کیمیایی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1398 توسط انتشارات اختران، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
قیمتِ جدید در بازار: 1,000,000

975,000

سرودهای مخالف ارکسترهای بزرگ ندارند

اثر مسعود کیمیایی

مشخصات محصول

نویسنده
مسعود کیمیایی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
720 صفحه
انتشارات
وزن
952 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
گالینگور

چکیده

کتاب حاضر، جلد سوم از رمانی سه جلدی از نویسنده معروف ایرانی است که با زبانی ساده و روان نگاشته شده است. این داستان درباره گم شدن عجیب دختر یک خانواده است. در بخشی از داستان می خوانیم: «وضعیت خانه عادی نبود. کوچه خلوت ترین و پرنفس ترین بود. انگار خیری را پنهان کرده و خبری خوش را در سینه دارد. این خبر روح داشت. اهالی کوچه و میدانگاهی و محله های دورتر پی برده بودند که هیچ رازی آن پدر و مادر و این دو برادر ندارند جز اندوهی از گم شدن دختر کوچکشان. حالا حتی می شد گفت در خیابان ها کشته نشده؟ زندان ها را سر زده اید؟ بیمارستان ها را گشته اید؟ اما همه می دانستند دختر زودتر از این ها به خانه نیامده. اما بهار است. بوی ماهی قرمز در تشت های بزرگ، بوی نان تازه و نعناع و ترخون در کیسه ای کوچک که به کمربند فروشنده بسته است. کوچه و محله نمی خواست این خانه سر به یقه داشته باشد و در این بهاران پشت هم، پشت در این خانه اندوهی باشد».

گوشه ای از کتاب

باران از بعدازظهر شروع کرده بود. اول آرام بود. تند شد و بعد بادی آمد که یک لحظه توفان شد و برگ ها را به میان خیابان ریخت و یکی دو شاخه شکست و مردم را زیر طاقی ها کشاند و زود آرام شد و باران کم، از سر گرفت. ایستگاه های اتوبوس پر شده بود از آدم های خیس. فرهاد یک بارانی تازه خریده بود. در این مدت، پولی ساخته بود که هیچ گاه با حقوقش در یک سال مقایسه نمی شد. برای مونا یک لباس مارک دار بسته بندی کرده بود و می خواست هر چه بشود، حرف توی حرف بیاید و پیشنهاد ازدواج با فضلی را بدهد. تمام تلاشش را کرده بود که باران بر بسته بندی و جعبه ی لباس مونا نریزد و شاخه گلی سرخ که به روبان جعبه گیر داده بود، ضایع نشود. مونا از این آپارتمان در طبقه ی سوم یک مجتمع دنج در خیابان زرتشت که دو سال پیش رهن شده بود خیلی راضی بود. تازگی ها از همت خان که یک سوپری پر و پیمان داشت و از پنجره دیده می شد فیلم هم می خرید. فرهاد سر خیابان پیاده شده بود. می ترسید دو مسافر دیگر تاکسی خطی که سرراست به خانه اش می آمد، فشاری به جعبه ی لباس و گل سرخ آن بیاورند و خواستگاری عیب پیدا کند. مونا هنوز میلاد را دوست داشت و فرهاد سعی کرده بود توهم نگاه از سوراخ تابوت به آن ها را از خود دور کند. نسیمی مست کننده از میان درختان خیابان رد می شد و دانه های ریز باران مرطوبش می کرد و پخش می شد. صدای آواز قدیمی از یک پنجره ی آپارتمانی می آید. ایستگاه اتوبوس خلوت شده بود. زیر طاقی ایستگاه، دختر و پسری نشسته بودندکه آرام دعوا داشتند. فرهاد سرخوش بود. اگر مونا فضلی را قبول می کرد دیگر احتیاجی به نوحه خوانی روی قبرها نداشت. فضلی کجا و آن فوتبالیست لیگ دسته ی دوم کجا! کاش در و پنجره ساز نبود و فقط همان فوتبال بازی می کرد. اما فضلی مرد و محکم بود. ساده و روان بود. دروغی در کارش نبود و شنیده بود هیچ زنی در زندگی اش مزاحم نبوده است. فرهاد از دور، زیر باران کم، دید نزدیکی های خانه اش شلوغ است. کمی جلوتر آمد. چند اتومبیل که یکی پلیس بود تقریباً راه را بسته بودند. شاید صندوق های عقب را می گشتند. فرهاد را تمام این ده طبقه، همسایه ها، سوپری و خشک شویی و میوه فروشی و دکتر راد، که یک آپارتمانِ داروخانه شده را می گرداند، دوست داشتند. هنرمند ساکت محله بود اما همه، با تدبیرهای خاصی گفته بودند حیف از مونا.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک