IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
نیکلای گوگول
ویرایش
-
مترجم
خشایار دیهیمی
صفحات
304 صفحه
انتشارات
وزن
347 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب یادداشت های یک دیوانه و هفت قصه دیگر

یادداشتهای یک دیوانه و هفت قصه دیگر

نویسنده نیکلای گوگول
مترجم خشایار دیهیمی
انتشارات نشر نی
موجود
رقعی
1405
14% 760,000
653,600

معرفی محصول

کتابی است شامل ۸ داستان از نیکلای گوگول، استاد داستان نویسی روس. ارزش گوگول در چیست که این همه لقب و ستایش را به سوی آثار محدودش جلب کرده است و ماهیت کار او چیست که این همه القاب تمجیدآمیز را، نه مجیزگویان حرفه ای و فرقه بازان ادبی، بلکه منتقدان باریک بین و غول های ادبیات به او داده اند. بلینسکی او را پدر نثر روسی می نامد، تورگینف می گوید: «ما همه از زیر شنل گوگول بیرون آمده ایم.»، فرانک اوکانر به او لقب پدر قصه ی کوتاه می دهد و میرسکی، از لحاظ خلاقیت، او را همتراز شکسپیر و بلکه بالاتر از او می داند. شمار این گونه لقب ها و ستایش ها از حد بیرون است، اما چه چیزی در آثار گوگول وی را شایسته ی این همه تمجید می کند؟ خواننده ی عادی وقتی بار اول قصه های او را می خواند به نظرش بسیار ساده و شیرین می آید، اما شاید این ستایش ها را برای قصه هایی چنین عادی و پیش پا افتاده اغراق آمیز بیابد. نکته همین جاست: قصه های گوگول ساده تر از آن است که هر کسی دوستش نداشته باشد و از خواندنش لذت نبرد، اما علی رغم این سادگی ظاهری، نکات باریک و عمیق پنهان در آن ها آنچنان فراوان است که در نظر اول به سادگی از جلو چشم می لغزند و از توجه به دور می مانند. پیش از گوگول، جز در مواردی معدود، همیشه برگزیدگان و قهرمانانی که به هر صورت امتیازی بر عامه داشتند یکه تازان عرصه ی داستان ها و نمایشنامه ها بودند. قهرمان ها همیشه افسانه ای بودند و قصه ها همگی افسانه پرداز. دره ای عمیق بین زندگی مردم و ادبیات فاصله انداخته بود. گوگول سنت را شکست. با جهشی بلند دره را پشت سر گذاشت و مردم را در دل قصه ها جا داد و قصه ها را در دل مردم، مردم خود و زندگی شان را در قصه های گوگول باز شناختند و از صمیم قلب دوستدارش شدند. حتی اشیا و مکان ها در قصه های گوگول زنده هستند. هرکس پس از خواندن بولوار نیفسکی، بولوار نیفسکی شهر خودش را باز می شناسد و هرکس که با آکاکی تا خانه ی رئیسش به مهمانی برود، محله ها و کوچه های سن پترزبورگ خودش را به جا می آورد. گوگل در واقع روحی ساده و مهربان است که در کوچه و بازار شهر و روستا می گردد، توی خانه ها سرک می کشد و با محبتی عمیق و آمیخته با همدردی، آنچه را می بیند ثبت می کند.

کتاب یادداشت های یک دیوانه و هفت قصه دیگر

یادداشتهای یک دیوانه و هفت قصه دیگر

موجود
رقعی
1405

معرفی محصول

کتابی است شامل ۸ داستان از نیکلای گوگول، استاد داستان نویسی روس. ارزش گوگول در چیست که این همه لقب و ستایش را به سوی آثار محدودش جلب کرده است و ماهیت کار او چیست که این همه القاب تمجیدآمیز را، نه مجیزگویان حرفه ای و فرقه بازان ادبی، بلکه منتقدان باریک بین و غول های ادبیات به او داده اند. بلینسکی او را پدر نثر روسی می نامد، تورگینف می گوید: «ما همه از زیر شنل گوگول بیرون آمده ایم.»، فرانک اوکانر به او لقب پدر قصه ی کوتاه می دهد و میرسکی، از لحاظ خلاقیت، او را همتراز شکسپیر و بلکه بالاتر از او می داند. شمار این گونه لقب ها و ستایش ها از حد بیرون است، اما چه چیزی در آثار گوگول وی را شایسته ی این همه تمجید می کند؟ خواننده ی عادی وقتی بار اول قصه های او را می خواند به نظرش بسیار ساده و شیرین می آید، اما شاید این ستایش ها را برای قصه هایی چنین عادی و پیش پا افتاده اغراق آمیز بیابد. نکته همین جاست: قصه های گوگول ساده تر از آن است که هر کسی دوستش نداشته باشد و از خواندنش لذت نبرد، اما علی رغم این سادگی ظاهری، نکات باریک و عمیق پنهان در آن ها آنچنان فراوان است که در نظر اول به سادگی از جلو چشم می لغزند و از توجه به دور می مانند. پیش از گوگول، جز در مواردی معدود، همیشه برگزیدگان و قهرمانانی که به هر صورت امتیازی بر عامه داشتند یکه تازان عرصه ی داستان ها و نمایشنامه ها بودند. قهرمان ها همیشه افسانه ای بودند و قصه ها همگی افسانه پرداز. دره ای عمیق بین زندگی مردم و ادبیات فاصله انداخته بود. گوگول سنت را شکست. با جهشی بلند دره را پشت سر گذاشت و مردم را در دل قصه ها جا داد و قصه ها را در دل مردم، مردم خود و زندگی شان را در قصه های گوگول باز شناختند و از صمیم قلب دوستدارش شدند. حتی اشیا و مکان ها در قصه های گوگول زنده هستند. هرکس پس از خواندن بولوار نیفسکی، بولوار نیفسکی شهر خودش را باز می شناسد و هرکس که با آکاکی تا خانه ی رئیسش به مهمانی برود، محله ها و کوچه های سن پترزبورگ خودش را به جا می آورد. گوگل در واقع روحی ساده و مهربان است که در کوچه و بازار شهر و روستا می گردد، توی خانه ها سرک می کشد و با محبتی عمیق و آمیخته با همدردی، آنچه را می بیند ثبت می کند.
14% 760,000

653,600

فهرست

کتاب یادداشت های یک دیوانه اثر نیکلای گوگول مترجم خشایار دیهیمی منتشر شده است 
وجه مشخصه ی داستان های گوگول سادگی قصه نویسی، ویژگی قومی، امانت محض نسبت به زندگی، و بکر بودن و سرزندگی خنده آور آن هاست که همیشه تحت تأثیر احساس عمیق غم و دلتنگی قرار می گیرد. همه ی این ویژگی ها یک منبع دارند: گوگول شاعر است، شاعر زندگی حقیقی. اولین تأثیری که هر یک از قصه های گوگول بر خواننده می گذارد این است که با خود بگوید: «چقدر همه ی این ها ساده، عادی، طبیعی، و حقیقی است، و درعین حال چقدر بکر و تازه.» این سادگی قصه نویسی، این صراحت لهجه، این پرهیز از نمایش پردازی، این پیش پاافتادگی و معمولی بودن اتفاقات قصه ها، علائم حقیقی و قطعی خلاقیت هستند: این شعری حقیقی است، شعر زندگی خود ماست. تقریباً همه ی قصه های گوگول کمدی های سرگرم کننده ای هستند که با هیچ وپوچ شروع می شوند، با هیچ وپوچ ادامه می یابند، و به اشک ختم می شوند، و در پایان، زندگی نام می گیرند. قصه هایش همگی همین طورند: اولش سرگرم کننده، سپس غم! زندگی خود ما هم چنین است: اولش سرگرم کننده، و بعد غم. چقدر شعر، چقدر فلسفه، و چقدر حقیقت در این جا نهفته است!

مشخصات محصول

نویسنده
نیکلای گوگول
ویرایش
-
مترجم
خشایار دیهیمی
صفحات
304 صفحه
انتشارات
وزن
347 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

یادداشت یک دیوانه و هفت قصه دیگر از "نیکلای گوگول" در این مجموعه گرد آمده که عبارت اند از: "بولوار نیفسکی"، "دماغ"، "شنل"، "کالسکه"، "ماجرای نزاع ایوان ایوانویچ و ایوان نیکفوروویچ"، "مالکین قدیمی" و "ایوان فیودور وویچ اشپونکا و خاله اش". گفتنی است: "وجه مشخصه داستان های گوگول سادگی قصه نویسی، ویژگی قومی، امانت محض نسبت به زندگی، و بکر بودن و سرزندگی و خنده آوری آنهاست که همیشه تحت تاثیر احساس عمیق غم و دلتنگی قرار می گیرد. همه این ویژگی های یک منبع دارند: گوگول شاعر است، شاعر زندگی حقیقی".

مقدمه

ارزش گوگول در چیست که این همه لقب و ستایش را به سوی آثار محدودش جلب کرده است و ماهیت کار او چیست که این همه القاب تمجید آمیز را نه مجیزگویان حرفه ای و فرقه بازان ادبی بلکه منتقدان باریک بین و غولهای ادبیات به او داده اند.
بلینسکی او را پدر نثر روسی مینامد تورگینف میگوید: «ما همه از زیر شنل گوگول بیرون آمده ایم فرانک اوکانر به او لقب پدر قصه کوتاه می دهد و میرسکی از لحاظ ،خلاقیت او را همتراز از شکسپیر و بلکه بالاتر از او می داند شمار اینگونه لقبها و ستایشها از حد بیرون است، اما چه چیزی در آثار گوگول وی را شایسته این همه تمجید میکند؟
خواننده عادی وقتی بار اول قصه های او را میخواند به نظرش بسیار ساده و شیرین میآید اما شاید این ستایشها را برای قصه هایی چنین عادی و پیش پا افتاده اغراق آمیز بیابد. نکته همین جاست قصه های گوگول ساده تر از آن است که هر کسی دوستش نداشته باشد و از خواندنش لذت نبرد، اما علی رغم این سادگی ظاهری نکات باریک و عمیق پنهان در آنها آنچنان فراوان است که در نظر اول به سادگی از جلو چشم می لغزند و از توجه به دور می مانند.

گوشه ای از کتاب

سوم اکتبر امروز غریب ترین اتفاق ممکن برایم پیش آمد. صبح خیلی دیر بیدار شدم و وقتی ماورا کفش های واکس زده ام را آورد ساعت را پرسیدم؛ چون جواب داد ساعت از ده هم گذشته، با عجله لباس پوشیدم. راستش اگر می دانستم که با آن قیافه ی عبوس رئیس قسمت مان روبه رو خواهم شد، اصلاً زحمت رفتن اداره را به خودم نمی دادم. مدت هاست که دائم سرم غر می زند: چه مرگت است، مرد؟ مخت عیب کرده؟ مثل دیوانه ها این طرف و آن طرف می دوی و نامه ها را چنان درهم و برهم می نویسی که شیطان هم سر در نمی آورد. جمله ها را با حروف کوچک شروع می کنی و تاریخ و شماره و پیوست هم نمی زنی. پیرمرد وراج لعنتی! حتماً از اینکه می بیند در دفتر آقای مدیرکل می نشینم و قلم های حضرت اشرف را می تراشم، حسودی اش می شود. خلاصه بگویم که از همان اولش هم اگر احتمال نمی دادم که بتوانم حسابدار را گیر بیاورم و کمی مساعده از آن جهود پیر تیغ بزنم، اصلاً پا به اداره نمی گذاشتم. چه مردی! پیش از آنکه بتوان مساعده ی یک ماه را از بیرون کشید روز محشر فرا می رسد! اگر حتی یک کوپک هم در جیب نداشته باشید، می توانید آن قدر التماس کنید که خفه شوید، اما آن شیطان ملعون مطمئناً نم پس نخواهد داد! شنیده ام همین آدم را آشپزش در خانه سیلی می زند. همه از این مطلب خبر دارند. کار کردن در اداره ی ما اصلاً فایده ندارد. ذره ای نان و آب توش نیست. اما قضیه در استانداری و شهرداری و خزانه داری طور دیگری است: یکی از کارمندانش را در نظر بگیرید که در گوشه ای کز کرده و کاغذی را خط خطی می کند. فراک کثیفی می پوشد و نگاهی به دک و پوزش دل آدم را به هم می زند. اما بیا و خانه ی ییلاقی اش را ببین! اگر خدای نکرده یک فنجان چینی مطلا پیشکشش کنید در جوابتان می گوید: این را ببر برای دکترت! به حداقل چیزی که ممکن است رضایت بدهد یه جفت اسب حسابی، یا یک درشکه و یا یک پوست سگ آبی است که دست کم سیصد روبل بیارزد. در نظر اول آدم فکر می کند چه مرد نازنینی و چقدر هم با ظرافت صحبت می کند: ممکن است آن چاقو را به بنده التفات بفرمایید تا حقیر قلم را بتراشم؟ اما اگر پایش بیفتد هر ارباب رجوعی را لخت می کند؛ ولی باید اقرار کنم که جریان امور در اداره ی ما بسیار پیشرفته تر است و اداره را چنان تمیز و مرتب نگه می داریم که استانداری تا یک میلیون سال دیگر خوابش را هم نمی تواند ببیند. در اداره مان میزهای چوب ماغونی داریم و رؤسایمان هم با نزاکت و ادب با ما رفتار می کنند. بله، اگر به خاطر همین ظاهر اشرافی شغلم نبود خیلی وقت پیش استعفا داده بودم.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک