IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
ماتئی ویسنی یک
ویرایش
-
مترجم
تینوش نظم جو
صفحات
88 صفحه
انتشارات
وزن
76 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب اسب های پشت پنجره

اسب های پشت پنجره

نویسنده ماتئی ویسنی یک
مترجم تینوش نظم جو
انتشارات نشر نی
ناموجود
جیبی
1398
کتاب اسب های پشت پنجره (دور تا دور دنیا،نمایشنامه 8)، اثر ماتئی ویسنی یک، با ترجمه‌ی تینوش نظم جو، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب اسب های پشت پنجره

اسب های پشت پنجره

ناموجود
جیبی
1398
کتاب اسب های پشت پنجره (دور تا دور دنیا،نمایشنامه 8)، اثر ماتئی ویسنی یک، با ترجمه‌ی تینوش نظم جو، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1398 توسط انتشارات نشر نی، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی جیبی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

فهرست

کتاب اسب های پشت پنجره 8 اثر ماتنی ویسنی مترجم تینوش نظم جو منتشر شده است 
پیک: راستش یه کم خنده داره... منم نمی دونم باید در این مورد چی فکر کنم... پسرتون مثل جریان هوا بی رنگ بود. می شه گفت بخار شد و توی فضا گم شد... زیر فشار درد انقدر کِز کرد که دیگه تنها یه نقطه شد، یه نقطه ای که ناپدید شد... و من بهتون اطمینان می دم که از این لحاظ نشون داد سرباز نمونه ایه... هیچ وقت فکر کردین چه قدر دنیای ما دنیای پاکیزه ای می شد اگه هیچ سربازی جسدش رو پشت سرش نمی ذاشت؟

مشخصات محصول

نویسنده
ماتئی ویسنی یک
ویرایش
-
مترجم
تینوش نظم جو
صفحات
88 صفحه
انتشارات
وزن
76 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
-

گوشه ای از کتاب

دختر: یه پارچ پر از آب دارم. پدر: زلاله؟ دختر: بله. پدر: عمیقه؟ دختر: بله. پدر: توش تاریکه؟ دختر: بله. پدر: ایزابل، تو از تاریکی می ترسی؟ دختر: نه. پدر: این عالیه. بدترین چیز برای یه شناگر ترس از آب تاریکه. دختر: من از آب نمی ترسم. از هوا می ترسم. بابا، بگو توی آب هوا هست؟ پدر: آدم هیچی نمی دونه، دخترم. باید پارچ رو تا ته بنوشی. اون وقت می فهمی توی آب هوا هست یا نیست. دختر: من که نمی تونم این همه آب بخورم. پدر: باید همه ی آبی رو که توش می خوای شنا کنی بنوشی. این جوریه که می تونی شناگر خوبی بشی. دختر: (ناگهان خسته، از سر جایش بلند می شود.) دیگه دیر وقته. نمی خوای پرده ها رو ببندم؟ خونه پُرِ پشه می شه. دختر صندلی چرخ دار را به سوی در هل می دهد. نور کم می شود. پدر: نه! باز هم… باز هم… باز هم… (پژواک صدایش در راهرو.) آب خوردی؟ حالا یه کم صبر کن… بهترین کاره… اونی که انتظار کشیدن رو بلده نجات پیدا می کنه… اگه بلد باشی انتظار بکشی، مغزت خود به خود استراحت می کنه… اونی که بلده استراحت کنه به سادگی می تونه انتظار بکشه… هر چه بیش تر در استراحتِ انتظار باشی، همون قدر هم دنیا برات بی اهمیت می شه؛ ولی وقتی آدم انتظار می کشه… بهتره تنها باشه… خانم هیلدا تنها انتظار نکشید… خانم هیلدا تنها انتظار نکشید، واسه همینه که زود تموم کرد… اونی که تنها انتظار نمی کشه، لایق انتظار نیست… از همه بهتر انتظار در تاریکی یه… اونی که پرده های مخملی سیاه داره، نجات پیدا می کنه… چون هر وقت بخواد می ره توی تاریکی… هر وقت بخواد… صدای در پایین را می شنویم که باز می شود. صدای پاهایی که بالا می آیند.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…