IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
تقی مدرسی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
238 صفحه
انتشارات
وزن
242 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب شریفجان شریفجان

فروش ویژه

شریفجان شریفجان

نویسنده تقی مدرسی
انتشارات نگاه
موجود
رقعی
1402
17% 450,000
373,500

معرفی محصول

داستان حاضر اثر "تقی مدرسی "با توصیفی از منطقه "شریفجان "آغاز می‌شود; منطقه‌ای که در کنار کویر واقع شده و راه آهن سراسری از دو فرسخی آن می‌گذرد . فضای داستان مربوط به وقایع بعد از مشروطه است .در این داستان خانواده اصلانی با وجود حرمت و قدمت آبا و اجدادی در حال ورشکستگی است" .فرهاد "فرزند میرزا اصلان خان، شخصیت اصلی داستان است که وقایع زندگی او با توصیفی از فضای رمان درهم می‌آمیزد .
فروش ویژه

کتاب شریفجان شریفجان

شریفجان شریفجان

موجود
رقعی
1402

معرفی محصول

داستان حاضر اثر "تقی مدرسی "با توصیفی از منطقه "شریفجان "آغاز می‌شود; منطقه‌ای که در کنار کویر واقع شده و راه آهن سراسری از دو فرسخی آن می‌گذرد . فضای داستان مربوط به وقایع بعد از مشروطه است .در این داستان خانواده اصلانی با وجود حرمت و قدمت آبا و اجدادی در حال ورشکستگی است" .فرهاد "فرزند میرزا اصلان خان، شخصیت اصلی داستان است که وقایع زندگی او با توصیفی از فضای رمان درهم می‌آمیزد .
17% 450,000

373,500

شریفجان شریفجان

اثر تقی مدرسی

مشخصات محصول

نویسنده
تقی مدرسی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
238 صفحه
انتشارات
وزن
242 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز
دسترسی کامل به چکیده‌ها

با اشتراک ماهانه، خرید 5 کتاب، یا وفاداری به متن کامل چکیده‌ها دسترسی بگیرید.

پیشرفت خرید: 0 از 5

چکیده

پیش‌نمایش
داستان حاضر اثر "تقی مدرسی "با توصیفی از منطقه "شریفجان "آغاز می شود; منطقه ای که در کنار کویر واقع شده و راه آهن سراسری از دو فرسخی آن می گذرد . فضای داستان مربوط به وقایع بعد از مشروطه است .در این داستان خانواده اصلانی با وجود حرمت و قدمت آبا و اجدادی در حال ورشکستگی است" .فرها…
ادامهٔ چکیده با اشتراک ماهانه، خرید کتاب یا وفاداری در دسترس است.

گوشه ای از کتاب

شیپور خاموشی را که در میدان مشق می کشیدند، خستگی عجیبی به شریفجانی ها دست می داد. در رختخواب هایشان دراز می کشیدند و در خلوت خانه هایشان فکر می کردند. در طول روز بیرق خاک خورده قشون بالای عمارت کهنه و کاه گلی ژاندارمری در اهتزاز بود و پهنه ی شریفجان و کویر را که تا حد افق کشیده شده بود با کسالت تحمل می کرد. ناله ی شیپور که بلند شد، شریفجانی ها خمیازه کشیدند، چشم هایشان را مالیدند و چراغ موشی هشتی خانه ها تک تک روشن شد. فرهاد اصلانی دست هایش را به دیوار خانه شان تکیه داد و کوچه را تماشا کرد که در سراشیب ملایمی به دهان تاریکی شب فرو می رفت. باد کویر آرام از روی شیروانی های زنگزده شهر می گذشت و موهای او را پریشان می کرد. حمامی ها و عذرا خانم خیاط جلوی بقالی شیخ على جمع شدند و شیخ علی روزنامه ندای شریفجان را خرید و آن را با صدای بلند برای آن ها خواند. گاه مدت ها بدون اینکه حرفی بزنند به روزنامه گوش می دادند و گاه با صدای بلند می خندیدند. از اخبار کشف قاچاق و آمدن سیل و زلزله خوششان می آمد. اگر جسدی در یکی از غارهای اطراف شریفجان پیدا می شد، حمامی ها توی بینه هو می کشیدند و ذبیح الله و حسین لولو را صدا می زدند که بیایند و خبر را بشنوند. شیخ علی عینکش را از پستوی بقالی بیرون می آورد و نگاهی به حاضرین می انداخت و هنگامی که خاطرش جمع می شد که همه حاضرند و گوششان به اوست سرفه ای می کرد، روزنامه را زیر چراغ نفتی می گرفت و گزارشات مهم و محرمانه شریفجان را می خواند. نویسنده ها از شاگرد اول های چند دبستان و دبیرستان نوبنیاد شریفجان صحبت می کردند و به خود می بالیدند که یکی از شریفجانی ها تا فینال دوی قهرمانی کشور رفته است. مفتش ها از مرکز به استحضار خاطر عالی می رسانیدند که بورستان، استان سیزدهم، یک منطقه فراموش شده مملکت ما نیست و پیشرفت هایی در شئون مختلف زندگی مردم شریفجان، حاکم نشین استان، به چشم می خورد. شیخ علی با تعجب لبش را کلفت می کرد و سر طاسش را می خاراند و می خواند که: نباید گول ظاهر فریبنده این پیشرفت ها را خورد؛ زیرا حوادثی که در شریفجان اتفاق می افتاد شکل خاصی داشت. عذرا خانم با دهان باز پرسید: «چه شکل خاصی دارد؟» و یکی از حمامی ها جواب می داد: «خب شکل خاصی دارد دیگر. این را همه می دانند.» شیخ علی دو مرتبه می خواند: «شکل خاصی دارد که فقط خاص این منطقه خاص است؛ منطقه ای که در کنار کویر واقع شده است و راه آهن سرتاسری به زحمت از دو فرسخی آن می گذرد. به علت نامعلومی، که شاید براثر دخالت سیاست های منحرف، دولت های صدر مشروطیت بوده باشد، مهندس های داخلی و طراحان خارجی نخواسته بودند که خط آهن به شهر برسد. از این رو مسافرین اکثراً مجبور بودند بعد از پیاده شدن از ترن با الاغ، خودشان را به حومه شهر برسانند.» شیخ علی دستی به ریش حنائی اش می کشید و آهسته می گفت: «این را دیگر بابا راست می گوید.» روزنامه را به چشم هایش نزدیک تر می کرد و می خواند که شهر یک خیابان اصلی دارد و چند خیابان فرعی و هزاران کوچه پس کوچه تنگ و پیچ و خمدار و گل آلود. ولی بازرسی در گزارشات خود از روی خلوص نیت متذکر خاطر عالی شده بود که خیابان اصلی بعد از ورود تلاشگران سنگفرش شده است و تأکید کرده بود که خیابان اصلی تنها خیابانی است که به شکل خیابان های امروزی درست شده است و بوی انسانیت می دهد. مع ذالک نمی بایست تصور کرد که این خیابان ها از خیابان های درجه یک تهران و با هر شهر متمدن دیگر چیزی کسر دارد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…