کتاب
نمک گیر،
اثر م.بهارلویی،
با ترجمهی مترجم سودا وهاب زاده،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب نمک گیر نشر سخن
نمک گیر
موجود
کتاب
نمک گیر،
اثر م.بهارلویی،
با ترجمهی مترجم سودا وهاب زاده،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1402
توسط انتشارات سخن،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
کتاب نمک گیر اثر بهارلویی نشر سخن منتشر شده است پرستو بی باک، باز هم برای خودش دردسر ساخته است، دردسری که اگر خانواده ی مادری اش متوجه بشوند مجبور است جل و پلاس کارگاه قالیبافی اش را جمع کند! هم خودش برای همیشه برگردد تهران، هم خانه ی سنتی ماجون تبدیل شود به مهمانپذیر! فرش هایش را بدون سند و مدرک فروخته به پیرمردی که از او فقط سنگ قبر جا مانده… روزبه جهانگیری، تاجر جوان اما با سابقه فرش، بعد از گذشتن چند ماه، هنوز ساهپوش پدرش است! پدری که هیچ وقت روی خوش به کار او نشان نداده و سعی کرده تا جایی که می شود خود را آلوده ی کار او نکند… درست در همین بحبوحه که روزبه جهانگیری است و هزار مشغله کاری و خانوادگی، کسی مثل اجل معلق جلوی راهش سبز می شود که “پولمو بده!” کسی که شک ندارد با ادعای دروغینش قصد تلکه کردن خانواده ی آن ها را دارد، وگرنه عزت اله خان خدابیامرز را چه به فرش، آن هم فرش دستی! از متن کتاب: روزبه کتری برقی را زد و همان طور سیخ و سنگ خیره شد به آن! افکار موذی تمام مسیر کاشان تا خانه، مغزش را جویده بود! جویده و جویده و تف کرده بود در صورتش!… عذاب وجدان داشت می کشتش! چرا درست همین روزها که کیوان مصمم شده بود سر و سامان بدهد به زندگی اش و… کیوان جوان تر بود! تازه نفس تر و… تجربه ی قبلی نشان می داد کیوان عاشق شود از دل و جان مایه می گذارد برای عشقش و… برای اولین بار طی عمر سی و چهارساله اش بدون فکر و نسنجیده تصمیم گرفته بود!… برای اولین بار طی عمرش خطر را حس کرده بود آن هم این همه نزدیک… بیخ گوشش… برای اولین بار طی عمرش دلش نخواسته بود فداکاری کند! برای اولین بار طی عمرش خودخواهانه تصمیم گرفته بود.
رمان نمک گیر، یک رمان اجتماعی محسوب می گردد که نویسنده آن، م. بهارلویی می باشد. در اینجا گوشه ای از این رمان را می خوانیم. روزبه کتری برقی را زد و همان طور سیخ و سنگ خیره شد و آن افکار موذی تمام مسیر کاشان تا خانه، مغزش را جویده بود... جویده و جویده و تف کرده بود در صورتش!... عذاب وجدان داشت که میکشتش! چرا درست همین روزها که کیوان مصمم شده بود سر و سامان بدهد به زندگی اش و... کیوان جوان تر بود! تازه نفس تر و... تجربه قبلی نشان می داد کیوان عاشق شود، از دل و جان مایه می گذارد برای عشقش و... برای اولین بار طی عمر ۳۴ ساله اش، بدون فکر و نسنجیده تصمیم گرفته بود!... برای اولین بار طی عمرش خطر را حس کرده بود آن هم این همه نزدیک... بیخ گوشش... برای اولین بار طی عمرش، دلش نخواسته بود فداکاری کند! برای اولین بار طی عمرش خودخواهانه تصمیم گرفته بود...
در حال حاضر مطلبی درباره م.بهارلویی
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
نویسندگان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
نویسندگان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از نویسنده، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن نویسنده در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این نویسنده را می شناسید یا حتی اگر
خود،
نویسنده
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
در حال حاضر مطلبی درباره مترجم سودا وهاب زاده
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک