کتاب
بایگانی ادبی پلیس مخفی،
اثر ويتالي شنتالينسكي،
با ترجمهی بيژن اشتري،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب بایگانی ادبی پلیس مخفی
بایگانی ادبی پلیس مخفی
موجود
کتاب
بایگانی ادبی پلیس مخفی،
اثر ويتالي شنتالينسكي،
با ترجمهی بيژن اشتري،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1404
توسط انتشارات ثالث،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی وزیری،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
در دوران وحشت بزرگِ استالینی، میلیون ها نفر دستگیر و اعدام شدند. بایگانی ادبی پلیس مخفی، حکایت همین دوره تلخ و خونین است؛ حکایت شناعت و جنایت یک رژیم مستبد و حکایت دروغ گویی های وقیحانه. شنتالینسکی با این کار خود، پرده ابهام از زندگینامه بسیاری از نویسندگان قربانی رژیم استالینی برداشته و اطلاعات ما را از این نویسندگان، غنا بخشیده است. بایگانی ادبی پلیس مخفی، یکی از آن کتاب هایی است که شما با خواندنش، با ساز و کارهای یک دستگاه جهنمی، زورگو، دروغ گو، بی رحم و بی شرم آشنا می شوید. هول و هراس زیستن زیر شمشیر خون چکان استالینی را، با خواندن این کتاب می توان کاملاً احساس کرد. کتاب در عین حال، شهادتی است بر قدرت مطلق ادبیات در تغییر جامعه و هراس حاکمان مستبد از این قدرت.
گوشه ای از کتاب
بوریس پیلنیاک از مدت ها قبل از دستگیری اش در معرض رنج و عذاب قرار داشت. آخرین سال های زندگی اش قرین با کابوسی بود که مدام تکرار می شد و هر بار شدت و طنین بیشتری می یافت. این کابوسِ همیشگی، کابوس دستگیری بود. به هر جا که می رفت و با هر دوست و آشنایی که روبه رو می شد، همیشه این سؤال را از او می کردند: «عجب! خودتی؟»
-آره خودمم… مگر قرار بوده کس دیگری باشم؟
-آخر ما شنیده ایم دستگیرت کرده اند.
او در چنین اوضاع و احوالی مشغول کار روی رمان تازه اش بود. روزگار را با پسر کوچک و همسر جوانش سپری می کرد و در حیاط داچایش در شهرک نویسندگان (پردلکینو) درختان میوه می کاشت. مهمانان به دیدنش می آمدند و او را در جریان اخبار مربوط به تازه ترین دستگیری ها می گذاشتند. پستچی روزنامه ها را برایش می آورد و او در روزنامه ها اعترافات تازه ترین دشمنان خلق را که نقاب از چهره هایشان برداشته شده بود، می خواند: برخی از آن ها تا همین دیروز جزء دوستانش بودند. مکالمات با دوستان و آشنایان و اخبار و گزارش های روزنامه ها مدام همان سؤال همیشگی را در ذهنش تکرار می کرد: «واقعاً خودتی؟ عجب! آن ها هنوز دستگیرت نکرده اند؟»
او مدام کار می کرد، هر روز، فارغ از هر اتفاقی که افتاده بود، تا ترس را از خود دور کند. رمانش از مدتی قبل تمام شده بود. ایده ی نوشتن درباره ی ریشه های انقلاب روسیه و زندگی خودش، از خیلی وقت پیش به ذهنش رسیده بود.
پیلنیاک در آغازِ کارِ نویسندگی اش موفقیت ها و کامیابی های بسیاری داشت. او به سرعت موفق و مشهور شد و شهرت و معروفیتش هم اصلاً موقتی و بی بنیان نبود؛ زیرا کار و استعدادش به راستی تحسین همگانی را برمی انگیخت. پیلنیاک در دهه ی بیست یکی از پر مخاطب ترین و محبوب ترین نویسندگان شوروی، خالق یک دو جین مجموعه داستان های کوتاه و رمان های ترجمه شده به بسیاری زبان های دیگر بود. او در ۱۹۲۹ به منصب ریاست اتحادیه ی سراسری نویسندگان روسی انتخاب شد. این نویسنده ی مدرنیست و تجربه گرای درخشان، در رأس یک مکتب تمام عیار نوشتاری قرار داشت.
بااین حال، سلسله مراتب دیگری هم در ادبیات شوروی وجود داشت. در این سلسله مراتب، پیلنیاک چیزی بیشتر از یک همسفر به شمار نمی رفت. همسفر اصطلاح تحقیرآمیزی بود ابداع شده از سوی آناتولی لوناچارسکی کمیسر خلق در امور روشنگری. تروتسکی، که علاقه ی زیادی به برچسب ها داشت، از این اصطلاح به وفور و در هر جا و زمانی استفاده می کرد. منظور از همسفران در دنیای ادبیات، آن گروه از نویسندگان مشکوک و مظنونی بودند که گرچه انقلاب اکتبر را پذیرفته بودند، اما نه عضو حزب بودند نه واجد ریشه ی پرولتری. این ها به اصطلاح فقط همسفران مقطعیِ انقلاب بودند و دیر یا زود از قطار انقلاب پیاده می شدند. از جمله نویسندگان همسفر می توان به اسامی زیر اشاره کرد: یسنین، پاسترناک، زامیاتین، زوشچنکو، بابل و خیلی های دیگر. برخی از این نویسندگان، استادان ادبی بلامنازعی بودند اما قطعاً هیچ کدامشان نویسنده ی شوروی به حساب نمی آمد. در شوروی اهمیت یک نویسنده نه بر حسب مقدار استعداد و نبوغ ادبی اش که بر حسب مقدار و وزنِ وفاداری به رژیم سنجیده می شد. رژیم ایساک بابل را یک همسفر انقلابی تلقی می کرد. وسولد ایوانف، خیلی ساده، یک همسفر بود؛ اما موقعی که می خواستند این اصطلاح را مورد پیلنیاک به کار ببرند، آن را وسط دو گیومه می گذاشتند تا تلویحاً بگویند او فقط در ظاهر یک همسفر است اما در باطن ضد انقلابی است.
شاید مشکل از همان زمانی آغاز شد که اسمش را داخل این گیومه های شوم گذاشتند. یا شاید هم استالین، که شخصاً همه ی نویسندگان و هنرمندان نابغه ی کشور را از نزدیک زیر نظر داشت، به کارگزارانش در عرصه ی ادبیات دستور داده بود پیلنیاک را زیر رصدِ ویژه ی خود بگیرند.
حالا پای هر دلیلی که در میان بود، رژیم دلایل موجهی برای احساس نگرانی از پیلنیاک داشت. او یکی از اولین نویسندگانی بود که ژرفایِ زشت و کریه انقلاب اکتبر را نشان داده بود. او در ورای شعارها و راهپیمایی های دوران انقلاب، طوفان سبعانه ای را دیده بود که به زودی مردم و کشور را در می نوردید. او انقلاب را همچون جانوری «به درندگیِ یک گرگ» می دید که از بند رها شده و به جان مردم افتاده است.
در حال حاضر مطلبی درباره ويتالي شنتالينسكي
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
نویسندگان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
نویسندگان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از نویسنده، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن نویسنده در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این نویسنده را می شناسید یا حتی اگر
خود،
نویسنده
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
در حال حاضر مطلبی درباره بيژن اشتري
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک