IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
حبیبه جعفریان
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
128 صفحه
انتشارات
وزن
174 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1397
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب بودن با دوربین

بودن با دوربین کاوه گلستان زندگی آثار و مرگ

نویسنده حبیبه جعفریان
انتشارات حرفه هنرمند
ناموجود
رقعی
1397

معرفی محصول

کتاب حاضر مشتمل بر پنج گفتگو با «فخری گلستان» (مادر)، «هنگامه گلستان» (همسر)، «لیلی گلستان» (خواهر)، «بهمن جلالی» (همکار) و «پیمان هوشمندزاده» (شاگرد)، دربارة زندگی، آثار و مرگ «کاوه گلستان»، عکّاس ایرانی است. کاوه گلستان متولّد آبادان است و کار حرفه‌ای خود را از سال 1352 هـ .ش با نخستین مأموریت فتوژورنالیستی‌اش از طرف روزنامة کیهان به ایرلند برای تهیة عکس و گزارش از درگیری‌های ارتش آزادی بخش با سربازان ملکة انگلیس آغاز کرده است. در فاصلة سال‌های 1369 هـ .ش تا پایان، تمرکز گلستان بر فیلم‌سازی و مستندسازی معطوف داشته است. گلستان در سال 1382 هـ .ش به هنگام کار، در اثر انفجار بمب و اصابت گلوله فوت کرده است. کتاب با تصاویری از دوران زندگی و آثار حرفه‌ای گلستان مستند شده است.

کتاب بودن با دوربین

بودن با دوربین کاوه گلستان زندگی آثار و مرگ

ناموجود
رقعی
1397

معرفی محصول

کتاب حاضر مشتمل بر پنج گفتگو با «فخری گلستان» (مادر)، «هنگامه گلستان» (همسر)، «لیلی گلستان» (خواهر)، «بهمن جلالی» (همکار) و «پیمان هوشمندزاده» (شاگرد)، دربارة زندگی، آثار و مرگ «کاوه گلستان»، عکّاس ایرانی است. کاوه گلستان متولّد آبادان است و کار حرفه‌ای خود را از سال 1352 هـ .ش با نخستین مأموریت فتوژورنالیستی‌اش از طرف روزنامة کیهان به ایرلند برای تهیة عکس و گزارش از درگیری‌های ارتش آزادی بخش با سربازان ملکة انگلیس آغاز کرده است. در فاصلة سال‌های 1369 هـ .ش تا پایان، تمرکز گلستان بر فیلم‌سازی و مستندسازی معطوف داشته است. گلستان در سال 1382 هـ .ش به هنگام کار، در اثر انفجار بمب و اصابت گلوله فوت کرده است. کتاب با تصاویری از دوران زندگی و آثار حرفه‌ای گلستان مستند شده است.

بودن با دوربین

اثر حبیبه جعفریان

مشخصات محصول

نویسنده
حبیبه جعفریان
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
128 صفحه
انتشارات
وزن
174 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1397
تصویرگر
-
جلد
-
دسترسی کامل به چکیده‌ها

با اشتراک ماهانه، خرید 5 کتاب، یا وفاداری به متن کامل چکیده‌ها دسترسی بگیرید.

پیشرفت خرید: 0 از 5

چکیده

پیش‌نمایش
کتاب حاضر مشتمل بر پنج گفتگو با «فخری گلستان» (مادر)، «هنگامه گلستان» (همسر)، «لیلی گلستان» (خواهر)، «بهمن جلالی» (همکار) و «پیمان هوشمندزاده» (شاگرد)، دربارة زندگی، آثار و مرگ «کاوه گلستان»، عکّاس ایرانی است. کاوه گلستان متولّد آبادان است و کار حرفه ای خود را از سال 1352 هـ .ش ب…
ادامهٔ چکیده با اشتراک ماهانه، خرید کتاب یا وفاداری در دسترس است.

گوشه ای از کتاب

*در طول این سال ها در کنار کاوه عکاسی می کردید؟یا از جایی به بعد دیگر رها کردید؟ -من وقتی با کاوه آشنا شدم اصلاً می خواستم عکاسی بخوانم که روی دست او بلند شوم. *این کار را کردید؟ این حس را بعدها هم داشتید؟ -نه، اصلاً. من باهاش رقابت نداشتم. فقط آن اول ها می خواستم بهش نشان بدهم که من هم می توانم. بعد دیگر آن قدر با هم کار کردیم… *از این حس های فمینیستی نداشتید که این جوری در سایه کاوه قرار می گیرید و… نه، اتفاقاً همه من را دعوا می کردند که تو چرا تنها کار نمی کنی؟ ولی برای من اصلاً مهم نبود. هنوز هم همه بهم می گویند که چرا عکس های خودت را جمع وجور نمی کنی، ولی برای من از یک جایی دیگر، عکس من یا او معنا نداشت. عکس هایی که کاوه گرفته است، کمپوزیسیونی که او می کند فرق می کند با کار من، این درست است ولی ما به عکس آن قدر اهمیتی نمی دادیم که به موضوع، یعنی مهم آن اتفاقی بود که داشت می افتاد تا خود عکاسی. درست است که عکاسی هم خیلی مهم بود ولی دغدغه ی اصلی این بود که مثلاً فاجعه ای مثل شهرنو و این طرز زندگی را نشان بدهیم. کاوه هیچوقت نمی گفت عکس من، عکس تو. همیشه می گفت عکس هامان. گاهی می شد یک نفر به من زنگ می زد، می گفت مثلاً فلان عکس را داری، می گفتم نه ندارم؛ بعد که به کاوه می گفتم، می گفت خب ما که داریم، اینجاست! می گفتم نه، این مال توست، کاوه می گفت فرقی نمی کند. انگلیس که رفته بودم، یک بار هم سروکارم با یک آژانس افتاد که مخصوص زن ها بود و فقط عکس های عکاس های زن را چاپ می کرد. فکر می کنم آژانس format بود. عکس هایم را که نشان دادم گفتند به به، چه خوب. گفتم تازه نمی دانید شوهرم چه عکس های خوبی دارد. گفتند ما کاری به عکس های شوهرت نداریم! ولی من این جوری اصلاً دوست نداشتم. یعنی کاوه به من ثابت کرد این مسئله ی زنانه و مردانه اصلاً مهم نیست. مهم این است که ما کاری را با هم پیش می بریم؛ مثلاً من فکر می کنم اگر من نبودم کاوه خیلی از کارها را نمی توانست بکند و برعکس. فکر می کنم این طرز زندگی که ما برای خودمان ساخته بودیم فقط مختص ما دو تا بود و این عکس ها هم فقط مختص ما دو تا بود. *یعنی شما با او همراهی می کردید و این همراهی شما باعث می شد کاوه کارش را راحت تر انجام بدهد؟ -بله، ما دو نفر توی همه چیز با هم همکاری می کردیم. کار خانه، بچه، غذاخوردن و همه ی زندگی مان اصلاً با هم بود. عکاسی و کارمان و… اشکال زندگی مان اصلاً همین بود. یعنی ما اگر داشتیم روی سوژه ای کار می کردیم، دیگر هیچ کس نمی توانست بیاید خانه ی ما. ما هم هیچ جا نمی توانستیم برویم، حتا مادر من اگر می خواست من را ببیند نمی توانست بیاید، چون ما همه ی اتاق را عکس پهن کرده بودیم. این است که کاوه هم همیشه می گفت عکس های ما. فقط توی کارهای جنگی کاوه جدا بود که آن هم چون کارهای بعدی اش را من می کردم -چاپ می کردم، ظاهر می کردم، این ور آن ور می بردم و می فروختم- آن هم مالِ دوتایی مان می شد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…