IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
امیلی برونته
ویرایش
-
مترجم
سعیدا زندیان
صفحات
512 صفحه
انتشارات
وزن
580 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب بلندی های بادگیر نشر قدیانی

معرفی کتاب بلندی های بادگیر نشر قدیانی

نویسنده امیلی برونته
مترجم سعیدا زندیان
انتشارات قدیانی
موجود
رقعی
1401
22% 920,000
717,600
کتاب بلندی های بادگیر (رمان های کلاسیک49)، اثر امیلی برونته، با ترجمه‌ی سعیدا زندیان، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب بلندی های بادگیر نشر قدیانی

معرفی کتاب بلندی های بادگیر نشر قدیانی

موجود
رقعی
1401
کتاب بلندی های بادگیر (رمان های کلاسیک49)، اثر امیلی برونته، با ترجمه‌ی سعیدا زندیان، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1401 توسط انتشارات قدیانی، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
22% 920,000

717,600

فهرست

کتاب رمان های کلاسیک 49 (بلندی های بادگیر) نویسنده: امیلی برونته ترجمه: سعیدا زندیان توسط نشر قدیانی منتشر شده است.

مشخصات محصول

نویسنده
امیلی برونته
ویرایش
-
مترجم
سعیدا زندیان
صفحات
512 صفحه
انتشارات
وزن
580 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
شومیز

مقدمه

امیلی برونته نویسنده ی انگلیسی (۱۸۱۸) - (۱۸۴۸) با نگارش تنها اثر تراژدی خود با عنوان بلندیهای بادگیر بود که به عمر کوتاه سی ساله ی خود معنا و رفعت بخشید. رمانی عاشقانه داستانی شبح گونه عشقی آتشین و سوزان که بیشتر به یک کابوس شبیه بود از آن دسته کتابهایی که در ذهن آدمی میماند و سالها ذهن را به خود مشغول میسازد امیلی برونته با نگارش این شاهکار ادبی گویا بر روی سنگ خارایی قلم میزند تا سرنوشتی را بازگو کند که شبیه یک خاطره به نظر می آید. باید پذیرفت که اگر نوجوانی این اثر را برای اولین بار بخواند در فهم و درک آن دچار مشکل میشود و تجربه ای غیر قابل اعتماد کسب میکند. همان طور که راوی بالغ آن آقای لاک وود که جوانی نرم خو و شهری است در درک واقعیتهای خشن و بی رحمانه ی مکانی که چون تبعیدگاه به خود تحمیل کرده است چندان موفق نیست لاک پس از ناکام ماندن از عشق دختری پرشور و حال که در کنار دریا می بیند به این نقطه ی دور افتاده میگریزد تا بتواند از زیر بار این اشتباه فرار کند. طوری که بعد از شناختن این نقطه ی شخصیتی او آدمی از خود می پرسد که آیا این مرد یک احمق است؟

گوشه ای از کتاب

صبح یک روز دلپذیر ماه ژوئن بود اولین نوزاد زیبایی که با پرستاری من بزرگ شد و به عبارتی آخرین فرزند از خانواده ی قدیمی ارنشا و دیده به جهان گشود. ما مشغول جمع آوری علوفه در مزرعه ای دور دست بودیم دختری که معمولاً صبحانه مان را می آورد یک ساعت زودتر از موعد پیدایش شد و در حالی که دوان دوان از کوره راه میان مرغزارها به طرفمان می آمد مرا بلند صدا زد. وقتی نزدیک شد نفس نفس زنان گفت: «اوه چه بچه ی قشنگی! زیباترین نوزاد پسری است که تاکنون دیده ام ولی دکتر میگوید که مادرش رفتنی است. از خود پزشک شنیدم که به آقای هیندلی گفت همسرش در این چند ماهه مسلول بوده و قوایش تحلیل رفته است دیگر امیدی به زنده ماندنش نیست. قبل از آنکه فصل زمستان فرا برسد او خواهد مرد نلی عجله کن باید زودتر به منزل برگردی قرار است مراقبت از بچه را تو بر عهده بگیری باید به بچه شیر و شکر بدهی و شب و روز از او نگهداری کنی ای کاش من به جای تو بودم

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک