دو تا پرستار میان
همیشه
سر ظهر
غذا میارن
برای پیرزن
پیرزن می گیره غذا رو
وقتی پرستارا می رن
پیرزن غذاهای بیمارستان رو می ریزه دور
تو مستراح
و بعد غذای ترکی می خوره
همینشم خوبه
پرستارا نباید بفهمن
اگه پرستارا بفهمن
پیرزن سوپ نمی خوره
و غذای ترکی می خوره
دیگه پیرزن باید بره خونه ی پیرها
پیرزن همیشه آواز می خونه
قشنگ می خونه
پیرزن می گه:
زمانی که خواننده بودم
خیلی مردم رو شاد کردم
اما الان دیگه خیلی جوون نیستم
با تعجب می پرسم:
شما الان یعنی جوونید؟
اون موقع خیلی جوون
و الان جوون؟
پیرزن می گه:
آره دیگه
اما متأسفانه دیگه نمی تونم اون طور آواز بخونم
دیگه خیلی جوون نیستم
می گم خالی بند!
به این پیری می گه جوونم
اما اینو آروم به خودم می گم
خیلی از آلمانیا خالی بندن
گوتفرید می گه:
باید آلمانی ت رو بهتر کنی!
هر روز یه لغت جدید.
و هر وقت به گوتفرید می گم:
من از تو جوون تر و قوی ترم
اون به من می گه:
خالی بند!
زادهی فروردین ۱۳۳۷ در تهران است و برندهی جایزهی افتخاری تئاتر شهر کلن آلمان در سال ۲۰۱۶، او اکنون عضو کانون کارگردانان آلمان و ایران است و از سال ۱۳۶۳ در آلمان به عنوان نویسنده و کارگردان مشغول به کار است. بیشتر آثار او به زبان آلمانی است و با هنرپیشگان آلمانی کار می کند. کوشک جلالی همچنین مدرک درجه یک هنری خود را از وزارت فرهنگ و ارشاد گرفته است.
کوشک جلالی برای نمایشنامهی «پابرهنه، لخت، قلبی در مشت» جایزهی نمایشنامهنویسی آلمان را دریافت کرد و در سال ۱۳۸۲، گروه تئاتری «علی جلالی آنسامبل» را در شهر کلن پایهگذاری کرد و هماکنون مسئول هنری این گروه است.
پنج اثر از کوشک جلالی، «پستچی پابلو نرودا»، «پوزه چرمی»، «پابرهنه، لخت، قلبی در مشت»، «محاصرهی شمال شرقی» و «من نفرت نمیورزم»، در سالهای اخیر در زمره نامزدهای بهترین اجراهای شهر کلن بودهاند. کوشک جلالی همچنین در سال ۱۳۸۷ برای اولینبار بهعنوان کارگردان اپرا در شهر دورتمند یک اپرای مخصوص کودکان را به صحنه برد.
او در چند سال اخیر، توجه مخصوصی به تئاتر شهرستانها داشته و حاصل کارهای اخیرش در شهرستانها: چندین کارگاه آموزشی بازیگری-کارگردانی و اجرای ۱۹ نمایش بوده است.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک