IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
محمدعلی جمالزاده
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
236 صفحه
انتشارات
وزن
286 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار

قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار

نویسنده محمدعلی جمالزاده
انتشارات علم
موجود
رقعی
1404
13% 495,000
430,650
کتاب قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار، اثر محمدعلی جمالزاده، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار

قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار

موجود
رقعی
1404
کتاب قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار، اثر محمدعلی جمالزاده، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات علم، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
13% 495,000

430,650

قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار

اثر محمدعلی جمالزاده

مشخصات محصول

نویسنده
محمدعلی جمالزاده
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
236 صفحه
انتشارات
وزن
286 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

خودم هم می دانم که شاید این داستان ها لطف و مزه داستان های دسته اول قدیمم را نداشته باشد، ولی نباید از مدنظر دور داشت که داستان های قدیم، زمانی به رشته تحریر درآمد که نویسنده در بحبوحه عنفوان و جوانی بود و سرچشمه نشاط و بی اعتنائی و امید و بی باکی و بی پروایی و بی احتیاطی آب می نوشید و هنوز عارضش ضربت سیلی های روزگار را چشیده بود و مخلص کلام، آنکه جوان و دل خوش و به اصطلاح بی فکر بود و خاطر کاملاً مجموعی داشت.

گوشه ای از کتاب

ازدواج روی هم رفته حکم لاتاری را دارد و به قول خودمان «الله بختگی» است و میترسم تمام حرفهای دیگر به قول فرنگی ها «تئوری» و نظری باشد یعنی زائیده منطق سست و تجربه نارسا و در واقع جز لیت و لعل و شاید و نشاید و باری به هر جهت و انشاء الله و ما شاء الله . پروردگار و تفضلات غیبی و تخیلات خام چیز دیگری نباشد و اعتبار چندانی نداشته باشد.... و بخواست پدر و مادرم رک رک نگاهم میکردند و پیدا بود که درست معنی (یا عاری از معنی بودن حرفهایم را نمیفهمند و به ریشم میخندند. در آن حال به خوبی احساس کردم که میان من و آنها فاصله افتاده است و درخت عمر ریشه هایی دوانیده که بر تأثیر روابط پدری و فرزندی غلبه یافته است، دیگر حرف یکدیگر را نمی فهمیم و هیچکدام هم تقصیری نداریم و هر یک به جای خود حکم همان گنگ خوابیده و مستمع کر را پیدا کرده ایم. پدر و مادرم را بیچاره و ناتوان میدیدم و دلم برایشان می سوخت و با آنکه روزگار خودم هم دل سوختنی بود باز هم دلم میخواست با چون و چرا روغن افاقه و استمالتی بر دل ریششان برسانم ولی گوش به این حرف ها نمی دادند. ناگهان مادرم سخت به گریه افتاد و گریه مادر هم کم مصیبتی نیست. درست گفته اند که برانترین سلاح زنان است و من در مقابل چنین سلاحی به کلی مخلوع السلاح و مغلوبم. خودم هم به گریه افتادم و سپر انداختم و قول صریح دادم که تا هرجا برایم مقدور باشد بر طبق ميل زينا عمل خواهم کرد

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک