IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
میشل اوباما
ویرایش
-
مترجم
سهیلا ناصری
صفحات
626 صفحه
انتشارات
وزن
628 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب میشل اوباما نشر خط و طرح

میشل اوباما

نویسنده میشل اوباما
مترجم سهیلا ناصری
انتشارات خط و طرح
موجود
رقعی
1398
290,000
کتاب میشل اوباما، اثر میشل اوباما، با ترجمه‌ی سهیلا ناصری، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب میشل اوباما نشر خط و طرح

میشل اوباما

موجود
رقعی
1398
کتاب میشل اوباما، اثر میشل اوباما، با ترجمه‌ی سهیلا ناصری، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1398 توسط انتشارات خط و طرح، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

290,000

میشل اوباما نشر خط و طرح

اثر میشل اوباما

مشخصات محصول

نویسنده
میشل اوباما
ویرایش
-
مترجم
سهیلا ناصری
صفحات
626 صفحه
انتشارات
وزن
628 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

هر روز در مدرسه یک ساعت وقت ناهار داشتیم. به دلیل اینکه مادرم شاغل نبود و آپارتمان ما در نزدیکی مدرسه قرار داشت، معمولاً من با چهار یا پنج دختر همکلاسیم، درحالی که بی وقفه حرف می زدیم، به خانه ما می رفتیم و روی زمین آشپزخانه می نشستیم که «جکس» بازی کنیم و درحالی که مادرم به ما ساندویچ می داد، سریال «همه فرزندان من» را در تلویزیون تماشا کنیم. این کار یعنی داشتن گروهی از دوستان دختر صمیمی و با روحیه که به نوعی کانونی از خرد زنانه است، برای من تبدیل به عادتی شد که زندگی را برایم قابل تحمل تر و آرام تر کرده است. در طول ناهار، هرچه که آن روز در مدرسه اتفاق افتاده بود، اگر نارضایتی از معلمی داشتیم، اگر تکلیفی داشتیم که از نظر ما بی فایده بود، همه را تحلیل می کردیم. نظراتمان عمدتاً به صورت شورایی شکل می گرفت. گروه «جکسون فایو» را می پرستیدیم؛ ولی هنوز احساس مشخصی نسبت به «آزموندها» نداشتیم. قضیه «واترگیت» اتفاق افتاده بود، ولی هیچ یک از ما فهمی از این مسئله نداشتیم. فقط به نظر می رسید که تعداد زیادی پیرمرد پشت میکروفون در واشنگتن دی سی حرف می زنند، شهری که برای ما بسیار دور بود و با ساختمان های سفید و مردان سفیدپوست پر شده بود. در این میان، مادرم بسیار خوشحال بود که به ما سرویس و غذا می داد. این گردهمایی به سادگی، پنجره های به درون دنیای ما را برای او باز می کرد. در حالی که من و دوستانم غذا می خوردیم و گپ می زدیم، مادرم اغلب در همان نزدیکی به آرامی می ایستاد و کارهای خانه را انجام می داد و این حقیقت را پنهان نمی کرد که در حال گوش دادن به تمام حرف های ماست. با توجه به اینکه خانواده ی چهارنفری ما در فضایی با مساحت کمتر از ۸۵ متر مربع زندگی می کرد، زندگی یا فضای خصوصی برایمان خیلی معنا نداشت. تنها برخی اوقات این مسئله اهمیت پیدا می کرد. کریگ، که ناگهان به دخترها علاقه مند شده بود، پشت در بسته ی دستشویی با تلفن صحبت می کرد و سیم تلفن از پایه ی آن، که به دیوار آشپزخانه وصل بود، از راهرو می گذشت و به دستشویی می رسید. در رابطه با مدرسه های شیکاگو باید بگویم که مدرسه ی «برین ماور» نه مدرسه ی بدی بود و نه مدرسه ی خوبی. دسته بندی های نژادی و اقتصادی در محله ی «ساوت شور» در دهه ی ۷۰ میلادی ادامه پیدا کرد، به این معنی که هر سال جمعیت دانش آموزان، سیاهپوست تر و فقیرتر می شد. یک زمان حرکتی برای ادغام دانش آموزان در سطح شهر اتفاق افتاد که دانش آموزان را با اتوبوس به مدارس جدید می بردند، ولی والدین دانش آموزان «برین ماور» در مخالفت خود با این امر موفق شدند؛ چون از نظر آن ها بهتر بود این پول صرف بهبود خود مدرسه شود. به عنوان یک کودک، من هیچ دیدگاه خاصی نداشتم که آیا تجهیزات مدرسه کهنه بودند یا آیا اهمیتی داشت که دیگر تقریباً هیچ دانش آموز سفیدپوستی در مدرسه وجود ندارد. مدرسه از کلاس آمادگی شروع می شد تا کلاس هشتم، معنایش این بود که وقتی به سال های بالاتر رسیدم، تمام کلیدهای برق، تمام تخته سیاه ها و تمام ترک های روی راهرو را می شناختم. تقریباً تمام معلم ها و بیشتر دانش آموزان را می شناختم، برای من، «برین ماور» عملاً مثل خانه بود. قبل از شروع کلاس هفتم، یک نشریه ی هفتگی به نام «شیکاگو دیفندر» که خوانندگان افریقایی – امریکایی فراوانی داشت، یک مقاله ی تند و انتقادی درباره ی مدرسه ی «برین ماور» نوشت مبنی بر اینکه این مدرسه در طول چند سال، از یکی از بهترین مدارس دولتی شهر به یک «زاغه نشین فرسوده» با «ذهنیت فقیرنشینی» تبدیل شده بود. دکتر لاوینزو، مدیر مدرسه ی ما، در پاسخ به این ادعا، فوراً در دفاع از دانش آموزان و والدین این مدرسه نامه ای به سردبیر این نشریه نوشت و مقاله را «دروغی شرم آور که فقط برای دامن زدن به حس شکست و فرار طراحی شده است» خواند.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک