IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
دن شاون
ویرایش
-
مترجم
امیرمهدی حقیقت
صفحات
192 صفحه
انتشارات
وزن
144 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب در میان گمشدگان

در میان گمشدگان

نویسنده دن شاون
مترجم امیرمهدی حقیقت
انتشارات ماهی
موجود
جیبی
1402
17% 340,000
282,200
کتاب در میان گمشدگان، اثر دن شاون، با ترجمه‌ی امیرمهدی حقیقت، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب در میان گمشدگان

در میان گمشدگان

موجود
جیبی
1402
کتاب در میان گمشدگان، اثر دن شاون، با ترجمه‌ی امیرمهدی حقیقت، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1402 توسط انتشارات ماهی، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی جیبی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
17% 340,000

282,200

در میان گمشدگان

اثر دن شاون

مشخصات محصول

نویسنده
دن شاون
ویرایش
-
مترجم
امیرمهدی حقیقت
صفحات
192 صفحه
انتشارات
وزن
144 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
-

گوشه ای از کتاب

همه چیز از وقتی شروع شد که دوازده سالم بود. پیش از آن چیزی نبود جز تصویر مبهم آرامش بخشی از دوران کودکی -بزرگ شدن در شهر کوچک بِک، در ایالت نبراسکا. بهش می گفتیم «شهر»، اما در واقع جمعیتش به دویست نفر هم نمی رسید، یکی از آن نقطه های بین راهی در بزرگراه شماره ی ۳۰ که معمولاً وقتی کسی به آن می رسید، حتی به صرافتش نمی افتاد که پا از روی گاز بردارد، هرچند گهگاه غریبه ها دم پمپ بنزین نزدیک سیلو نگه می داشتند یا چیزی در کافه اش می خوردند. پدر و مادرم در حاشیه ی شهر، باری داشتند به اسم کراس رودز. ما در خانه ی کوچکی پشت همین بار زندگی می کردیم. پشت خانه مان انبار وسایل اسقاطی بود و پشت انبار هم مزارع گندم که یکسره تا دامنه ی تپه های بایر پر از یوکا و مار زنگی امتداد پیدا می کرد. آن وقت ها بیشتر اوقاتم را در خواب و خیال می گذراندم. برای خودم شهری ساخته بودم که تا بالای آن تپه ها می رفت. اسم این جای خیالی را هم گذاشته بودم «بک». اما این یکی کوچک نبود؛ کلان شهری بود با یک میلیون جمعیت. شهردار باهوش اما بزدل شهر در خانه ی اعیانی روی تپه های مشرف به مرز بین ایالتی زندگی می کرد، همین طور وینتر وب گلدینگ، کمیسر جسور پلیس، که شبیه تدی روزولتا بود باقی اعیان و اشراف هم در دامنه ی تپه ها زندگی می کردند، در خانه های درندشت و قدیمی ویکتوریایی. بسیاری شان از رازهای وحشتناکی باخبر بودند یا به نوعی با دنیای تبهکاران بک سَر و سِرّ داشتند. یکی از شهروندان ثروتمند و محترم، به اسم آقای کارافا، گرگی از آب در آمد که دختران دبیرستانی پاک و دوست داشتنی را به دام می انداخت و طوری مثله شان می کرد که دیگر شناخته نمی شدند. تا اینکه یک روز خودم با گلوله ای نقره ای، او را از پا در آوردم. من کارآگاه شهر بودم، گرچه معمولاً کسی قدرم را نمی دانست و هر لحظه ممکن بود شهردار بزدل شهر مرا به دلیل دیدگاه های افراطی ام از کار بیکار کند. کمیسر پلیس همیشه از من دفاع می کرد، حتی وقت هایی که از روش های نامتعارفم به ستوه می آمد. او شرافت مرا محترم می شمرد. نمی دانم چند سال از دوران کودکی ام در این شهر خیالی سپری شد. به هشت سالگی که پا گذاشتم، دیگر برای خودم یک کارآگاه درست و حسابی شده بودم.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک