IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
جوزف کنراد
ویرایش
-
مترجم
احمد میرعلائی
صفحات
463 صفحه
انتشارات
وزن
516 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1385
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب از چشم غربی

معرفی کتاب از چشم غربی

نویسنده جوزف کنراد
مترجم احمد میرعلائی
انتشارات علم
موجود
رقعی
1385
600,000
کتاب از چشم غربی، اثر جوزف کنراد، با ترجمه‌ی احمد میرعلائی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب از چشم غربی

معرفی کتاب از چشم غربی

موجود
رقعی
1385
کتاب از چشم غربی، اثر جوزف کنراد، با ترجمه‌ی احمد میرعلائی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1385 توسط انتشارات علم، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

600,000

از چشم غربی

اثر جوزف کنراد

مشخصات محصول

نویسنده
جوزف کنراد
ویرایش
-
مترجم
احمد میرعلائی
صفحات
463 صفحه
انتشارات
وزن
516 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1385
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

زیر پل آب جریانی ژرف و تند داشت. چون به آن نگاه می کردی به نظر می رسید که هجوم مواج آن می تواند برای خود در خارای سخت، ترعه ای بگشاید، اما اگر این آب درون سینۀ رازوموف جریان می یافت نمی توانست آن تلخی متراکم را فرو شوید که شکست زندگی اش به جا گذاشته بود. به خود فکر می کرد: معنی همۀ این چیزها چیست؟ به پایین خیره شده بود، به جریانی پیشتاز و چنان نرم و پاک که تنها گذر حباب هوای کوچکی، یا رگه ای باریک چون مویی سفید از کف در حال زوال، سرعت سرگیجه آور آن را عیان می ساخت. آن پیرمرد انگلیسی فضول چرا به من پیله کرده بود؟ و این داستان ابلهانه دربارۀ پیرزنی دیوانه چیست؟ عمداً کوشش می کرد که در افکار خود بی رحم باشد، اما از هرگونه ارجاع ذهنی به دختر جوان خودداری می کرد. با خود تکرار کرد: پیرزنی دیوانه کشنده است! مگر آنکه از همه چیزها منزجر باشم و آن ها را پوچ بدانم؟اما نه! اشتباه می کنم! قدرت آن را ندارم که از چیزی منزجر باشم. همین هیچ و پوچ ممکن است نقطۀ شروع خطرناک ترین پیچیدگی ها باشد.چطور باید از خود در برابر آن دفاع کرد؟ این کار عقل و هوش برنمی دارد. آدم هرچه باهوش تر باشد به هیچ و پوچ کمتر ظنین می شود. برای لحظه ای موجی از خشم راه اندیشه هایش را کور کرد. حتی بدنش را، که بر نرده خم بود، به لرزش انداخت؛ سپس تفکر صامت خود را از سر گرفت، چون مکالمه ای پنهانی که با خود داشته باشد و فکرش، حتی در آن خلوت، از برخی چیزها پرهیز می کرد که خودش بفهمی نفهمی بر آن ها آگاه بود. بالاخره، این پوچ نیست. بی اهمیت است. کاملاً بی اهمیت است. کاملاً بی اهمیت است،کاملا. دیوانگی یک پیرزن – فضولی های پر آب و تاب یک عاقله مرد انگلیسی پرچانه. او را کدام شیطان سر راهم نهاده؟

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک