IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
آنتوان چخوف
ویرایش
-
مترجم
آرتوش بوداقیان
صفحات
322 صفحه
انتشارات
وزن
323 گرم
شابک
تیراژ
-
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
زرکوب

کتاب زندگی به روایت چخوف یک نوول و چند داستان کوتاه

معرفی کتاب زندگی به روایت چخوف یک نوول و چند داستان کوتاه

نویسنده آنتوان چخوف
مترجم آرتوش بوداقیان
انتشارات نگاه
موجود
پالتوئی
1403
405,000

معرفی محصول

«زندگی به روایت چخوف» کتابی است شامل یک نوول و چند داستان کوتاه از نابغه ی ادبیات روس: آنتوان چخوف. اکثریت قریب به اتفاق آثار چخوف منعکس کننده ی شرایط خاص تاریخی روسیه ی تزاری است. جهل و فقر دهقانان، سنت های منحط و غیرانسانی، ستم های بی اندازه ی ملاکین و عوامل سرکوب تزاری، روابط و زندگی پوچ و بی هدف و پر از فساد طبقه ی متوسط تازه به دوران رسیده و زندگی پر از ابتذال، تملق و ریاکاری کارمندانی که جز حفظ موقعیت اداری و چاپلوسی رؤسا چیز دیگری در زندگی شان وجود ندارد، همه و همه، با ظرافت و سبکی پخته و منسجم در نمایشنامه ها و نوول ها، داستان های کوتاه و حتی نوشته های فکاهی چخوف منعکس شده اند و همگی آن ها نشان دهنده ی آن مکان و شرایط خاص تاریخی اند که روسیه ی تزاری در آن قرار داشت. بدین ترتیب، آثار او دادخواستی علیه تمامی پلشتی ها و بی عدالتی هاست و هیچ گاه طراوت و تازگی خود را از دست نخواهد داد، چه برای مردمی که ظلم و بی عدالتی و خرافات هنوز در جامعه ی آنان حکم فرماست و چه برای آن هایی که مدت هاست چنین شرایطی را پشت سر گذاشته اند، آثار چخوف چون اسنادی معتیر و تاریخی باقی خواهد ماند. از این روست که نمایشنامه ی باغ آلبالو فقط در دهه ی پنجاه بیشتر از صدبار و با مدت های نمایشی طولانی در بزرگ ترین تئاترهای لندن به نمایش درمی آید و هیچ گاه صحنه ی تئاترهای کوچک و بزرگ سایر کشورهای جهان از نمایشنامه های او خالی نشده و نمی شود. با وجود اینکه صد و اندی سال از نوشتن نمایشنامه ی دایی وانیا می گذرد، هنوز اجرای آن مایه ی افتخار بزرگ ترین تماشاخانه ها و کارگردانان و هنرپیشگان جهان است. طنین ضربه های چکش مورد نظر چخوف که باید بیدارکننده ی وجدان های خواب زده و ناآگاه باشد با انتشار نوول موژیک ها با صدای بیشتری پژواک یافت. چخوف در این نوول و چند رمان و داستان متعاقب آن، وضعیت نابسامان و غیرانسانی روستاییان روسیه ی تزاری در دهه ی ۹۰ قرن نوزدهم را با رئالیسم پرخون و گزنده ی خود به انتقاد می کشد. موژیک ها چونان حقیقت تردیدناپذیری در محکومیت ظلم و ستم طبقاتی در محافل مختلف روسیه ی آن زمان مطرح می شود. چخوف تنها تصویرگر شرایط اجتماعی بد و غیرانسانی خلقش و افشاگر صرف نابسامانی ها و نامرادی ها نیست. در اکثر داستان ها و نمایشنامه های او، همدردی عمیقی با طبقات فرودست و امیدش برای بهبود روزگار آنان به چشم می خورد. او ورای حکومت ظلم و بی عدالتی، آینده ای مشحون از عدالت، انسانیت و خوشبختی می دید.

کتاب زندگی به روایت چخوف یک نوول و چند داستان کوتاه

معرفی کتاب زندگی به روایت چخوف یک نوول و چند داستان کوتاه

موجود
پالتوئی
1403

معرفی محصول

«زندگی به روایت چخوف» کتابی است شامل یک نوول و چند داستان کوتاه از نابغه ی ادبیات روس: آنتوان چخوف. اکثریت قریب به اتفاق آثار چخوف منعکس کننده ی شرایط خاص تاریخی روسیه ی تزاری است. جهل و فقر دهقانان، سنت های منحط و غیرانسانی، ستم های بی اندازه ی ملاکین و عوامل سرکوب تزاری، روابط و زندگی پوچ و بی هدف و پر از فساد طبقه ی متوسط تازه به دوران رسیده و زندگی پر از ابتذال، تملق و ریاکاری کارمندانی که جز حفظ موقعیت اداری و چاپلوسی رؤسا چیز دیگری در زندگی شان وجود ندارد، همه و همه، با ظرافت و سبکی پخته و منسجم در نمایشنامه ها و نوول ها، داستان های کوتاه و حتی نوشته های فکاهی چخوف منعکس شده اند و همگی آن ها نشان دهنده ی آن مکان و شرایط خاص تاریخی اند که روسیه ی تزاری در آن قرار داشت. بدین ترتیب، آثار او دادخواستی علیه تمامی پلشتی ها و بی عدالتی هاست و هیچ گاه طراوت و تازگی خود را از دست نخواهد داد، چه برای مردمی که ظلم و بی عدالتی و خرافات هنوز در جامعه ی آنان حکم فرماست و چه برای آن هایی که مدت هاست چنین شرایطی را پشت سر گذاشته اند، آثار چخوف چون اسنادی معتیر و تاریخی باقی خواهد ماند. از این روست که نمایشنامه ی باغ آلبالو فقط در دهه ی پنجاه بیشتر از صدبار و با مدت های نمایشی طولانی در بزرگ ترین تئاترهای لندن به نمایش درمی آید و هیچ گاه صحنه ی تئاترهای کوچک و بزرگ سایر کشورهای جهان از نمایشنامه های او خالی نشده و نمی شود. با وجود اینکه صد و اندی سال از نوشتن نمایشنامه ی دایی وانیا می گذرد، هنوز اجرای آن مایه ی افتخار بزرگ ترین تماشاخانه ها و کارگردانان و هنرپیشگان جهان است. طنین ضربه های چکش مورد نظر چخوف که باید بیدارکننده ی وجدان های خواب زده و ناآگاه باشد با انتشار نوول موژیک ها با صدای بیشتری پژواک یافت. چخوف در این نوول و چند رمان و داستان متعاقب آن، وضعیت نابسامان و غیرانسانی روستاییان روسیه ی تزاری در دهه ی ۹۰ قرن نوزدهم را با رئالیسم پرخون و گزنده ی خود به انتقاد می کشد. موژیک ها چونان حقیقت تردیدناپذیری در محکومیت ظلم و ستم طبقاتی در محافل مختلف روسیه ی آن زمان مطرح می شود. چخوف تنها تصویرگر شرایط اجتماعی بد و غیرانسانی خلقش و افشاگر صرف نابسامانی ها و نامرادی ها نیست. در اکثر داستان ها و نمایشنامه های او، همدردی عمیقی با طبقات فرودست و امیدش برای بهبود روزگار آنان به چشم می خورد. او ورای حکومت ظلم و بی عدالتی، آینده ای مشحون از عدالت، انسانیت و خوشبختی می دید.

405,000

فهرست

کتاب زندگی به روایت چخوف یک و چند داستان کوتاه اثر چخوف توسط انتشارات نگاه منتشر شده است.

مشخصات محصول

نویسنده
آنتوان چخوف
ویرایش
-
مترجم
آرتوش بوداقیان
صفحات
322 صفحه
انتشارات
وزن
323 گرم
شابک
تیراژ
-
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
زرکوب

گوشه ای از کتاب

در آستانه ی در، پیرمرد شصت ساله ای ایستاده بود که پالتو پوست بلندی که تا نوک پاهایش می رسید به تن داشت و کلاهی از پوست سگ آبی به سر گذاشته بود پرسید: -گئورگی ایوانیچ خانه است؟ ابتدا فکر کردم یکی از طلبکاران نزول خوار گروزین است که گهگاه برای دریافت مبالغ جزئی نزد آرلوف می آمدند، ولی به مجرد اینکه پا به سرسرا گذاشت و پالتو پوستش را گشود، با دیدن ابروهای پر پشت و فشردگی خاص لبان و ردیف نشان های روی فراک رسمی اش او را شناختم، چون قیافه اش را قبلاً از روی عکس به دقت بررسی کرده بودم، او پدر آرلوف و همان شخصیت سیاسی معروف بود. پاسخ دادم گئورگی ایوانیچ خانه نیست. پیرمرد لب هایش را سخت به هم فشرد و به فکر فرو رفت. در حالی که به جایی خیره شده بود و نیمرخ خشک و بی دندانش را به من می نمود گفت: -یادداشتی می گذارم و می روم. راهنمایی ام کن! گالش ها را در سرسرا کند و بی آنکه پالتو پوست سنگینش را از تن درآوردبه اتاق کار آرلوف رفت. در آنجا پشت میز تحریر و روی صندلی راحتی نشست و قبل از اینکه قلم در دست بگیرد حدود سه دقیقه به فکر فرو رفت و دست ها را آن چنان حائل چشم هایش کرد که گویی دارد آن ها را از تابش خورشید حفظ می کند؛ درست همان طور که پسرش به هنگام اوقات تلخی می کرد. چهره اش غمزده و متفکر بود و حالتی تسلیم و فرمانبردارانه داشت که غالباً در پیرمردان و اهل ایمان می دیدم. پشت سرش ایستاده بودم و به سر طاس و گودی پشت گردنش می نگریستم و چون مثل روز برایم روشن بود که این پیرمرد ضعیف و بیمار هم اکنون کاملاً در چنگ من است. در کلیه ی زوایای آن خانه به جز من و دشمنم هیچ جنبنده ی دیگری وجود نداشت. کافی بود با مختصری تلاش فیزیکی به حیاتش خاتمه دهم و سپس برای رد گم کردن ساعتش را بردارم و از در پشتی خارج شوم. بدین ترتیب، بسیار بسیار بیشتر از آنچه هنگام پیشخدمت شدن انتظارش را داشتم عایدم می شد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک