"باغ آلبالو" آخرین نمایش نامه ی "آنتوان چخوف" ـ نویسنده ی روسی ـ در چهار پرده است. در این نمایش نامه مانند اغلب درام ها و کمدی های چخوف، تقریبا حادثه ای روی نمی دهد: کشاکشی در کار نیست؛ محور اصلی باغ آلبالو است؛ بوستان سحرآمیزی که بر اثر مقتضیات بی رحمانه ی زندگی جدید که مبتنی بر معامله گری است باید از بین برود. بانو گیربوف آندریونا رانوسکایا"، مالک باغ، پس از این که مدتی در خارج به سر برده و دل داده اش او را از هستی ساقط کرده است به خانه بازمی گردد. ملک بابت بدهی ها به مزایده گذاشته می شود و این امر بر همه ی شخصیت ها فشار می آورد که از آن جمله اند: گایف، برادر لیوبوف، آینا، واریا و دو دخترش (که دومی دخترخوانده ی اوست)، هم چنین بر دوستانی که با این خانواده زندگی می کنند یا رفت و آمد دارند. همگی دست خوش فشار نگرانی ها یا امیدواری های خاص خویشتن اند. با این همه یکی بیرون از این دایره به سر می برد. او "لوپاخین تاجر" است که واریا دل باخته ی اوست و او هم به ظاهر قصد ازدواج با واریا را دارد. لوپاخین خطاب به بقیه توصیه می کند که ملک و باغ آلبالو را که در حاشیه ی راه آهن است به بخش های کوچک تقسیم و در آن ویلاسازی کنند که در این صورت وضع مالی شان بهبود می یابد، اما در ذهن همه ی کسانی که در زیر سایه ی باغ آلبالو به سر می برند، حتی تصور تخریب آن پوچ و بی معنی به نظر می رسد. سرانجام لوپاخین خود باغ را می خرد و به حساب خود دست به کاری می زند که بیهوده به دوستان پیشنهاد کرده بود. نمایش نامه با تخلیه ی خانواده پایان می گیرد و هریک به سوی زندگی تازه ای روان می شوند. در این میان صدای تبر از انداختن نخستین درخت آلبالو خبر می دهد.
کتاب نمایشنامه باغ آلبالو
معرفی کتاب نمایشنامه باغ آلبالو
موجود
معرفی محصول
"باغ آلبالو" آخرین نمایش نامه ی "آنتوان چخوف" ـ نویسنده ی روسی ـ در چهار پرده است. در این نمایش نامه مانند اغلب درام ها و کمدی های چخوف، تقریبا حادثه ای روی نمی دهد: کشاکشی در کار نیست؛ محور اصلی باغ آلبالو است؛ بوستان سحرآمیزی که بر اثر مقتضیات بی رحمانه ی زندگی جدید که مبتنی بر معامله گری است باید از بین برود. بانو گیربوف آندریونا رانوسکایا"، مالک باغ، پس از این که مدتی در خارج به سر برده و دل داده اش او را از هستی ساقط کرده است به خانه بازمی گردد. ملک بابت بدهی ها به مزایده گذاشته می شود و این امر بر همه ی شخصیت ها فشار می آورد که از آن جمله اند: گایف، برادر لیوبوف، آینا، واریا و دو دخترش (که دومی دخترخوانده ی اوست)، هم چنین بر دوستانی که با این خانواده زندگی می کنند یا رفت و آمد دارند. همگی دست خوش فشار نگرانی ها یا امیدواری های خاص خویشتن اند. با این همه یکی بیرون از این دایره به سر می برد. او "لوپاخین تاجر" است که واریا دل باخته ی اوست و او هم به ظاهر قصد ازدواج با واریا را دارد. لوپاخین خطاب به بقیه توصیه می کند که ملک و باغ آلبالو را که در حاشیه ی راه آهن است به بخش های کوچک تقسیم و در آن ویلاسازی کنند که در این صورت وضع مالی شان بهبود می یابد، اما در ذهن همه ی کسانی که در زیر سایه ی باغ آلبالو به سر می برند، حتی تصور تخریب آن پوچ و بی معنی به نظر می رسد. سرانجام لوپاخین خود باغ را می خرد و به حساب خود دست به کاری می زند که بیهوده به دوستان پیشنهاد کرده بود. نمایش نامه با تخلیه ی خانواده پایان می گیرد و هریک به سوی زندگی تازه ای روان می شوند. در این میان صدای تبر از انداختن نخستین درخت آلبالو خبر می دهد.
"باغ آلبالو" آخرین نمایش نامه ی "آنتوان چخوف" ـ نویسنده ی روسی ـ در چهار پرده است. در این نمایش نامه مانند اغلب درام ها و کمدی های چخوف، تقریبا حادثه ای روی نمی دهد: کشاکشی در کار نیست؛ محور اصلی باغ آلبالو است؛ بوستان سحرآمیزی که بر اثر مقتضیات بی رحمانه ی زندگی جدید که مبتنی بر معامله گری است باید از بین برود. بانو گیربوف آندریونا رانوسکایا"، مالک باغ، پس از این که مدتی در خارج به سر برده و دل داده اش او را از هستی ساقط کرده است به خانه بازمی گردد. ملک بابت بدهی ها به مزایده گذاشته می شود و این امر بر همه ی شخصیت ها فشار می آورد که از آن جمله اند: گایف، برادر لیوبوف، آینا، واریا و دو دخترش (که دومی دخترخوانده ی اوست)، هم چنین بر دوستانی که با این خانواده زندگی می کنند یا رفت و آمد دارند. همگی دست خوش فشار نگرانی ها یا امیدواری های خاص خویشتن اند. با این همه یکی بیرون از این دایره به سر می برد. او "لوپاخین تاجر" است که واریا دل باخته ی اوست و او هم به ظاهر قصد ازدواج با واریا را دارد. لوپاخین خطاب به بقیه توصیه می کند که ملک و باغ آلبالو را که در حاشیه ی راه آهن است به بخش های کوچک تقسیم و در آن ویلاسازی کنند که در این صورت وضع مالی شان بهبود می یابد، اما در ذهن همه ی کسانی که در زیر سایه ی باغ آلبالو به سر می برند، حتی تصور تخریب آن پوچ و بی معنی به نظر می رسد. سرانجام لوپاخین خود باغ را می خرد و به حساب خود دست به کاری می زند که بیهوده به دوستان پیشنهاد کرده بود. نمایش نامه با تخلیه ی خانواده پایان می گیرد و هریک به سوی زندگی تازه ای روان می شوند. در این میان صدای تبر از انداختن نخستین درخت آلبالو خبر می دهد.
در حال حاضر مطلبی درباره آنتوان پاولوویچ چخوف
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
نویسندگان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
نویسندگان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از نویسنده، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن نویسنده در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این نویسنده را می شناسید یا حتی اگر
خود،
نویسنده
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
ناهید کاشیچی دخترِ محمود کاشیچی، مؤسس یکی از مهمترین مؤسسات انتشاراتی تاریخ نشر در ایران است. تنها ۱۵ سال داشت که در انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی، زبان روسی را آموخت و یادگیری این زبان را تا مراحل پیشرفته ادامه داد و از مدرسۀ عالی ترجمه نیز فارغالتحصیل شد. کاشیچی در کنار ترجمه از زبان روسی، خود نیز تألیفاتی داشته است.
خواندن نامههای چخوف در دو جلد، داستانهای پوشکین، نمایشنامههایی چون دایی وانیا، تاتیانا رپینا، خواستگاری و خرس با ترجمۀ او، از لذتبخشترین تجربیات مواجهه با ادبیات روسی است.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک