در جهان معاصر « سازمانها » ركن اصلى جوامع اند. شرايط مختلف زمانى و مكانى و نيازهاى گوناگون انسانها باعث ظهور و گسترش روزافزون سازمانها و موسسات مختلف شدند. اين سازمانها تقريبا در تمام شئون زندگى انسان امروزى ، از هنگام تولد تا مرگ ، تاثير گذارند. در منابع دينى براى اهميت مديريت و مديران شايسته ، مطالب بسيارى را مى توان يافت كه در اينجا تنها به ارائه سه گزاره دينى بسنده مى كنيم : نخست اينكه مديريت ضرورتى اجتناب ناپذير براى هر سازمان و اجتماع است ؛ چرا كه در نبود آن ، رشته كارها از هم مى گسلد و شيرازه امور از هم مى پاشد و از اساس هدفى تعيين نمى گردد تا ميزان دستيابى به آن در موفقيت ، مورد ارزيابى قرار گيرد. از اين رو اميرمومنان على (عليه السلام) در روايتى ضرورت مديريت در سطح كلان جامعه را چنين بيان مى فرمايد: لابد للناس من اءمير بر اءو فاجر؛ (٤) چاره اى نيست براى مردم كه امير (مدير) داشته باشند؛ خواه نيكوكار باشد خواه تباه كار. در اين كلام ، ضرورت مديريت ، صرف نظر از اينكه چه كسى عهده دار آن باشد (فرد نيك كردار و يا ناصالح) به خوبى بيان شده است . اذا كان ثلاثة فى سفر، فليو مروا اءحدهم(٥) هنگامى كه سه نفر در سفر بودند، بايد از يك نفرشان ، فرمان ببرند. در جايى كه سه نفر نياز به مدير داشته باشند، حساب مجموعه هاى بزرگ تر كاملا روشن مى شود و ضرورت مديريت در آنها پرواضح خواهد بود. بنابراين براى هر مجموعه اى جهت انجام هر كارى ، وجود مدير ضرورى است ؛ اما انجام كارهاى مهم ، نيازمند مديران توانمندى است كه اهميت و حساسيت كارها آنها را درمانده و مغلوب نسازد و كثرت كارها، موجب پريشانى و خستگى آنها نشود. و اين ، ضرورتى است كه در كلمات حضرت به مالك اشتر، چنين ارائه شده است : و اجعل لراءس كل اءمر من امورك راءسا منهم ، لا يقهره كبيرها، و لا يتشتت عليه كثيرها؛ (٦) بايد براى راءس هر كارى يك رئيس انتخاب كنى ؛ رئيسى كه كارهاى مهم ، وى را مغلوب و درمانده نسازد و كثرت كارها او را پريشان و خسته نكند. تنها مديرانى از اشتغال به كارهاى بزرگ و زياد، درمانده و سرگردان نمى شوند كه در مديريت خويش داراى اسلوب صحيحى باشند و با برنامه ريزى و نظارت صحيح ، به درستى از امكانات استفاده كنند. اساسا يكى از مهم ترين عوامل رشد و پيشرفت كشورها، وجود مديران توانمندى است كه با استفاده مناسب و بهينه از امكانات ، مسير ترقى و تعالى را هموار مى كنند و در زمانى كوتاه ، دستاوردهاى حيرت انگيزى را به ارمغان مى آورند. آنان با كمترين منابع و امكانات ، بهترين عملكرد را به نمايش مى گذارند و بيشترين ثمر و نتيجه را عايد سازمانهاى خود مى كنند؛ مديرانى كه با بهره گيرى از علم و هنر مديريت و استمداد از پروردگار خويش ، تمام توان خود را در طبق اخلاص مى گذارند و چشم به مواهب و عطاياى مادى آن نمى دوزند؛ آنان مديريت خويش را امانتى الهى مى دانند و كمترين خيانت را به آن روا نمى دارند؛ خود را مسئول منابع و امكانات مى دانند و در استفاده از آنها نهايت دقت را مبذول مى دارند؛ خود را برتر و والاتر از مجموعه تحت امر خويش نمى شمرند و هرگز به ديده ابزارى به آنان نمى نگرند. بدون اغراق بايد گفت چنين مديرانى ، سرمايه عظيم يك كشورند و رمز موفقيت آن محسوب مى گردند.
تلگرام
واتساپ
کپی لینک