IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
اریک امانوئل اشمیت
ویرایش
-
مترجم
فرامرز ویسی - آسیه حیدری
صفحات
240 صفحه
انتشارات
وزن
274 گرم
شابک
تیراژ
1100 جلد
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب زمانی که یک اثر هنری بودم

معرفی کتاب زمانی که یک اثر هنری بودم

نویسنده اریک امانوئل اشمیت
مترجم فرامرز ویسی - آسیه حیدری
انتشارات افراز
موجود
رقعی
1402
17% 620,000
514,600

معرفی محصول

راوی، که جوانی بیست ساله است، به دلیل احساس پوچی، به خاطر داشتن چهره ای زشت، تاکنون سه بار دست به خودکشی زده، اما هر سه بار ناموفق بوده است. او این بار تصمیم می گیرد تا خود را از صخره های ساحلی «پالومباسول» پرتاب کند. اما لحظۀ اقدام به این کار با هنرمندی به نام «زئوس» برخورد می کند. زئوس با منصرف ساختن جوان از خودکشی به او قول می دهد که برایش زندگی جدیدی بسازد، جوان نیز می پذیرد. از آن پس زئوس با انجام برخی جراحی های زیبایی، به آرزوی دیرینۀ جوان مبنی بر زیبا شدن جامۀ عمل می پوشاند. اما با این کار، جوان گویی به یک اثر هنری تبدیل می شود و هویت خود را از دست می دهد. رمان حاضر به شیوۀ فلش بک «Flash back» به نقل از راوی بازگو و در آن به مسائل هستی شناسی و هویت انسانی پرداخته می شود.

کتاب زمانی که یک اثر هنری بودم

معرفی کتاب زمانی که یک اثر هنری بودم

موجود
رقعی
1402

معرفی محصول

راوی، که جوانی بیست ساله است، به دلیل احساس پوچی، به خاطر داشتن چهره ای زشت، تاکنون سه بار دست به خودکشی زده، اما هر سه بار ناموفق بوده است. او این بار تصمیم می گیرد تا خود را از صخره های ساحلی «پالومباسول» پرتاب کند. اما لحظۀ اقدام به این کار با هنرمندی به نام «زئوس» برخورد می کند. زئوس با منصرف ساختن جوان از خودکشی به او قول می دهد که برایش زندگی جدیدی بسازد، جوان نیز می پذیرد. از آن پس زئوس با انجام برخی جراحی های زیبایی، به آرزوی دیرینۀ جوان مبنی بر زیبا شدن جامۀ عمل می پوشاند. اما با این کار، جوان گویی به یک اثر هنری تبدیل می شود و هویت خود را از دست می دهد. رمان حاضر به شیوۀ فلش بک «Flash back» به نقل از راوی بازگو و در آن به مسائل هستی شناسی و هویت انسانی پرداخته می شود.
17% 620,000

514,600

زمانی که یک اثر هنری بودم

اثر اریک امانوئل اشمیت

مشخصات محصول

نویسنده
اریک امانوئل اشمیت
ویرایش
-
مترجم
فرامرز ویسی - آسیه حیدری
صفحات
240 صفحه
انتشارات
وزن
274 گرم
شابک
تیراژ
1100 جلد
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

راوی، که جوانی بیست ساله است، به دلیل احساس پوچی، به خاطر داشتن چهره ای زشت، تاکنون سه بار دست به خودکشی زده، اما هر سه بار ناموفق بوده است. او این بار تصمیم می گیرد تا خود را از صخره های ساحلی «پالومباسول» پرتاب کند. اما لحظۀ اقدام به این کار با هنرمندی به نام «زئوس» برخورد می کند. زئوس با منصرف ساختن جوان از خودکشی به او قول می دهد که برایش زندگی جدیدی بسازد، جوان نیز می پذیرد. از آن پس زئوس با انجام برخی جراحی های زیبایی، به آرزوی دیرینۀ جوان مبنی بر زیبا شدن جامۀ عمل می پوشاند. اما با این کار، جوان گویی به یک اثر هنری تبدیل می شود و هویت خود را از دست می دهد. رمان حاضر به شیوۀ فلش بک «Flash back» به نقل از راوی بازگو و در آن به مسائل هستی شناسی و هویت انسانی پرداخته می شود.

گوشه ای از کتاب

همین را به یاد دارم که از آن روز به بعد، هر روز برایم مثل یک روز بهاری بود. چیزی تازه و زنده در من متولد شده بود. هر روز کپسول های زئوس را در ظرف شویی می انداختم، بعد مسیر لامبریلیک تا ساحل را می دویدم. فیونا و پدرش به گرمی از من استقبال می کردند. پدر فیونا همیشه به من لبخندی عمیق می زد، لبخندی که با آن جوانی به چهره اش باز می گشت. لبخندی پریشان، لبخندی که همۀ وجودش در آن خلاصه می شد. لبخندی چنان عمیق که آدم می توانست حدس بزند که پشت آن یأسی خانه کرده است. فیونا را خیلی راحت نمی شد کشف کرد. او مراقب حرکات و رفتار من بود و گاهی که فرصتی دست می داد نگاهش را به من می دوخت؛ من هم پاسخ نگاه هایش را می دادم، چون از تماشای این زن بلند بالا، شادی واقعی را در خود احساس می کردم. یک روز درِ گوشی به او گفتم: توی این ساحل که نگاهتان می کنم، فکر می کنم که در ساحل ایرلندم. درحالی که از خجالت سرخ شده بود، گفت: «مادرم ایرلندی بود.» او شاد و خندان و رؤیایی و بی خیال مشغول کمک به پدرش بود و به نظر می رسید که از زیبایی خود خبر ندارد. نوعی حس مشترک و همبستگی خاص از آن دست است که بین آدم های بزرگ و متفاوت وجود دارد، بر روابط پدر و دختر حاکم بود. آن ها برای فهمیدن هم نیازی به حرف زدن نداشتند. یکی کاری را شروع می کرد و دیگری آن را به پایان می رساند. وقتی از آن ها دور بودم، در لامبریلیک، یک دنیا سؤال داشتم که می خواستم از آن ها بپرسم می خواستم بپرسم که آیا می دانند من چطور ساخته شده ام؟ و چرا هرگز در این مورد از من سؤالی نکرده اند؟ چرا بی آنکه از من سؤالی بکنند، مرا پذیرفتند؟ و آیا آن ها می دانند که من در خانۀ یک هنرمند زندگی می کنم؟ و آیا می دانند که من یک اثر هنری هستم؟

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک