IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
اسماعیل فصیح
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
464 صفحه
انتشارات
وزن
437 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب زمستان 62

ارسال فوری

چاپ شانزدهم

نویسنده اسماعیل فصیح
انتشارات ذهن آویز
موجود
رقعی
1398
1,180,000

معرفی محصول

اثری است از اسماعیل فصیح و چاپ نشر ذهن آویز. اسماعیل فصیح از بزرگترین نویسندگان کشورمان است که آثارش همواره با استقبال خوب مخاطبان هم همراه بوده است. متولد ۱۳۱۳ در تهران، که در زندگی به گوشه گیری شهرت داشت و با جنجال های مطبوعاتی و هیاهوی رسانه ای میانه ای نداشت. این اثر که برای نخستین بار در سال ۱۳۶۶ منتشر شده داستانِ جلال آریان، استاد بازنشسته ای است که در زمستان سال ۶۲ به مناطق جنوبی کشور می رود تا پسرش را که در جنگ مفقود شده بیابد. شیوه روایت پردازی فصیح منسجم و خواندنی است.
ارسال فوری

کتاب زمستان 62

چاپ شانزدهم

موجود
رقعی
1398

معرفی محصول

اثری است از اسماعیل فصیح و چاپ نشر ذهن آویز. اسماعیل فصیح از بزرگترین نویسندگان کشورمان است که آثارش همواره با استقبال خوب مخاطبان هم همراه بوده است. متولد ۱۳۱۳ در تهران، که در زندگی به گوشه گیری شهرت داشت و با جنجال های مطبوعاتی و هیاهوی رسانه ای میانه ای نداشت. این اثر که برای نخستین بار در سال ۱۳۶۶ منتشر شده داستانِ جلال آریان، استاد بازنشسته ای است که در زمستان سال ۶۲ به مناطق جنوبی کشور می رود تا پسرش را که در جنگ مفقود شده بیابد. شیوه روایت پردازی فصیح منسجم و خواندنی است.

1,180,000

زمستان 62

اثر اسماعیل فصیح

مشخصات محصول

نویسنده
اسماعیل فصیح
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
464 صفحه
انتشارات
وزن
437 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1398
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

تنهاییم. با هم، ولی تنها. تنگ غروبی است خنک، اوایل دی ماه ۶۲، کنار رود کارون در اهواز، و ما دو تا خسته و تنها، گوشه ی میدان شهدا ایستاده ایم. در پایان سفر دراز و تمام روزی از تهران به قم و اراک و بروجرد و خرم آباد و اندیمشک و دست آخر اهواز، و من از پیچ جلوی پاسگاه سر جاده ی قدیم خرمشهر انداخته ام توی جاده پشت نیو سایت. در تاریکی از خرم کوشک زده ام توی بیست و چهار متری و بالاخره گوشه ی میدان مجسمه نگه داشته ام که اسمش شده میدان شهدا، با پرچم و پوسترهای بالای پایه ی سنگی خالی میدان، که روزگاری مجسمه ی عظیم شاهنشاه روش بود و حالا دورش را آرم پارچه‎ای و ساده ی “یا مهدی…عجل علی ظهورک” کشیده اند. هر دو از ماشین آمده ایم بیرون که خستگی پاها را در کنیم. موتور هم بدجوری داغ کرده. برق شهر هم رفته، یا آن را بخاطر احتمال حمله ی هوایی قطع کرده اند و ما داریم تصمیم می گیریم چه جوری از هم جدا شویم. نمی خواهم او را با سه چهار تا چمدان و ساک وسط میدان تاریک ول کنم تا با تاکسی برود.منظره ی شهر امشب سوت و کور است و توی ذوق می زند. نبش این گوشه ی میدان که روزگاری بانک ملی ایران و فروشگاه مطبوعات بین المللی بود و اوایل جنگ توپ خورده و خراب شده بود، هنوز به صورت تلی از خاک و خاشاک و آوار باقی مانده. یک گربه سیاه بالای تل خاشاک و آوار نشسته و انگار مثل ما نمی داند چکار کند. از جایی که ما ایستاده ایم پل معلوم نیست و بجز حرکت گهگاهی ماشین و تاکسی و اتوبوس و آمبولانس توی میدان، نه صدای موجی از لب کارون می آید، نه آوای مرغ شبی و نه حتی صدای قور قور قورباغه ای. این اولین سفر دکتر منصور فرجام پس از دوازده سال به اهواز است و من کم کم دارم فکر می کنم با دیدن شهر سوت و کور و بی برق و خیابانهای سر شب دلمرده، او هم لابد دارد آن شوق و ذوق تهرانش ته می کشد. اما او در پرتو نور داخل ماشین دارد مثل یک توریست دانشمند خارجی پیپ به دست دو تا نقشه ی شهر اهوازش را بررسی می کند…

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک