IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
ری بردبری
ویرایش
-
مترجم
علی شیعهعلی
صفحات
191 صفحه
انتشارات
وزن
240 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شمیز

کتاب فارنهایت 451 نشر سبزان

فارنهایت 451

نویسنده ری بردبری
مترجم علی شیعهعلی
انتشارات سبزان
موجود
رقعی
1404
17% 330,000
273,900
کتاب فارنهایت 451، اثر ری بردبری، با ترجمه‌ی علی شیعهعلی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب فارنهایت 451 نشر سبزان

فارنهایت 451

موجود
رقعی
1404
کتاب فارنهایت 451، اثر ری بردبری، با ترجمه‌ی علی شیعهعلی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات سبزان، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
17% 330,000

273,900

فهرست


مقدمه مترجم


بخش اول چه لذتی است سوزاندن


بخش دوم الک و ماسه .....


بخش سوم سوختن درخشان


مصاحبه با ری بردبری


حواشی




مشخصات محصول

نویسنده
ری بردبری
ویرایش
-
مترجم
علی شیعهعلی
صفحات
191 صفحه
انتشارات
وزن
240 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شمیز

چکیده

در این کتاب، داستانی علمی ـ تخیلی از کشور «آمریکا» درج شده است. نگارنده در این رمان می کوشد، با نگاهی ویژه آیندة تلخ کشور «ایالات متّحدة آمریکا» را که اساس آن مبتنی بر دروغ و فریب است، پیش بینی کرده و یادآوری نماید که در این کشور ارزش ها رو به فراموشی هستند و دیگر کسی آن ها را به یاد نخوهد آورد. داستان کتاب حاضر که طرحی تلخ در خود پنهان دارد، دربارة سرزمینی است که در آن آتش نشان ها به جای خاموش کردن آتش، وظیفة سوزاندن کتاب ها و از بین بردن آن ها را به عهده دارند. در این میان، آتش نشانی تحت تأثیر آشنایی با دختری جوان و در جریان پاسخ گویی به سؤال های بی شمار وی متوجّه مسئله شده و به جنبشی می پیوندد که برای جلوگیری از فنا شدن ادبیات به صورت پنهانی و با جدیت بسیار سعی در به خاطر سپردن آثار مهم و کلاسیک جهان و حفظ آن ها به این طریق را دارند.

گوشه ای از کتاب

مونتاگ همراه بیتی و بلک روی صندلی جلویی نشسته بود. حتی پیپ هایشان را هم دود نکردند. همان جا نشسته بودند و از شیشه جلویی ماشین بزرگ سمندر شکل شان که آرام و بی صدا پیچ خیابان ها را رد می کرد، بیرون را نگاه می کردند. بالاخره مونتاگ گفت: استاد ریدلی ،زنه ،گفت، استاد ریدلی، وقتی از در رفتیم تو یه چیز دیوونه کننده ای ،گفت ،گفت بنوازید آقا، استاد ریدلی و بعد نمیدونم چی چی چی بیتی گفت: «امروز» باید به لطف خداوند چون شمعی سوزان در انگلستان بتابیم که اطمینان دارم نباید اسیر تاریکی یأس شویم. استون من کاپیتان را نگاهی کرد. مثل مونتاگ - وحشت زده

۱۸ بیتی چانه اش را مالید جمله ایه که یه کسی به اسم لاتیمر به یه مردی به اسم نیکلاس ریدلی وقتی همراه هم تو دانشگاه آکسفورد تو ۱۶ اکتبر ۱۵۵۵ به جرم ارتداد داشتن زنده زنده سوزونده میشدن گفته.»

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک