IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
محمود درویش
ویرایش
-
مترجم
احسان موسوی خلخالی
صفحات
206 صفحه
انتشارات
وزن
254 گرم
شابک
تیراژ
500 جلد
قطع
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب قمار باز نشر حکمت کلمه

قمارباز (گفت وگو و شعر)

نویسنده محمود درویش
مترجم احسان موسوی خلخالی
انتشارات حکمت کلمه
موجود
رقعی
1401
250,000
کتاب قمار باز، اثر محمود درویش، با ترجمه‌ی احسان موسوی خلخالی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب قمار باز نشر حکمت کلمه

قمارباز (گفت وگو و شعر)

موجود
رقعی
1401
کتاب قمار باز، اثر محمود درویش، با ترجمه‌ی احسان موسوی خلخالی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1401 توسط انتشارات حکمت کلمه، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 500 جلد، در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

250,000

قمار باز نشر حکمت کلمه

اثر محمود درویش

مشخصات محصول

نویسنده
محمود درویش
ویرایش
-
مترجم
احسان موسوی خلخالی
صفحات
206 صفحه
انتشارات
وزن
254 گرم
شابک
تیراژ
500 جلد
قطع
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
شومیز

مقدمه

روزگاری که بیماری و غیاب با نام شاعر فلسطینی محمود درویش همراه نبود او ستاره بود و بس در شهر نور که مرحله طلایی شعر خویش را در آن گذراند، در غوغای حضور و نشر و نوشتن و شبهای شعر آنجا بود که شاعر ما پنجاه سالگی اش را جشن گرفت نخستین دیدارمان در پاریس بود سال ۱۹۹۱، پس از شب شعری که در آن تازه ترین مجموعه شعرش میبینم آنچه می خواهم را خواند و هزاران شنونده از عرب و غیر عرب حاضر شدند. دومین دیدارمان در خانه اش بود در میدان ایالات متحده در پاریس که از طبقه پنجم مشرف به برج ایفل بود و درختان تبعیدگاه و کبوتران خاکستری این دیدار پس از آن بود که شاعر ،فلسطین پس از چهار سال خودداری از مصاحبه با مطبوعات با وساطت استاد انطوان نوفل سردبی. أرى ما اريد.

گوشه ای از کتاب

تو بدترین دختری هستی که در خانه ام قهوه درست کرده نخیرم... خوشمزه ترین قهوه را درست کرده ام... فراموش

نخواهی کرد! کمی شکر به آن اضافه کرد و فوری رفت به اتاقش، این بار در را پشت سرش بست. تنها ماندم توی هال از دور به همه ی جزئیات نگاه می کردم. می ترسیدم باز مچم را بگیرد. یک کاغذ سفید از کیفم در آوردم و صحبت هامان را ثبت کردم همان دو دقیقه را .... با این که میترسیدم ناغافل از اتاق بیاید بیرون نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و به آینه اش نگاهی انداختم و به کتاب هایی که در قفسه چیده بود اکثرشان شعر بودند و به عربی و انگلیسی... روی یکی از طبقه ها تعداد زیادی کارت پستال تبریک عید از جاهای مختلف دیدم البته همه شان از طرف... خانم های علاقه مند بود این دفعه به چیزی دست نزدم فقط از دور نگاه کردم. بعد سر جایم نشستم و مشغول خواندن درسی شدم که دو هفته دیگر امتحانش را داشتم.

چه طور چنین کاری کردم؟ دیوانه ام؟

چند دقیقه بعد آمد و پرسید سؤال درباره ی فاصله و رسیدن ضروری است؟ میشود نداشته باشیمش نه استاد خیلی هم ضروری است...

پشت جلد

وقتی خیره میشوی به گلی که زخم زخم کرده دیوار را و با خود می گویی پس میتوانم شفا یابم از آجر از آجر و سیمان سبز میشود دلت...

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک