IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
جمال الدین اکرمی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
96 صفحه
انتشارات
وزن
106 گرم
شابک
تیراژ
2000 جلد
سال
1397
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب چهل تکه

چهل تکه

نویسنده جمال الدین اکرمی
انتشارات پیدایش
موجود
پالتوئی
1397
  • محصولات قیمتدار، موجودند (توضیح)
  • زمان تحویل به پست یا پیک: 3 تا 4 روزه
  • پشتیبانی: 02166462430 و چت آنلاین
  • نمایندگی رسمی انتشارات دانشگاه تهران
  • خرید امن با پیگیری سفارش در پنل کاربری
60,000

معرفی محصول

خانواده ی "ریحانه" به علت بدهکاری های زیاد پدر و کارهای ناشایستش مجبور به مهاجرت به "تهران" می شوند. ریحانه این شهر پر از دود و صدا را دوست ندارد. دل ریحانه، آسمانی پر از ستاره می خواهد تا شب ها در تاریکی و سکوت با نگاه کردن به آن ها برای خویش رویا ببافد و در آن رویاها غرق شود. تنها دلخوشی این دختر کم سن و سال در این شهر بزرگ، دوستش، مهری، است. دوستی آن ها از روزی آغاز شد که ریحانه دستمال چهل تکه ی دست دوز مادربزرگ را در اختیار دوستش قرار داد تا به خاطر نیاوردن کاردستی تنبیه نشود. هر روز که می گذرد دوستی این دو دختر محکم تر می شود. روزی مهری، ریحانه را برای تولدش به منزلشان دعوت می کند. ریحانه با دیدن خانه ی آن ها و ثروت زیادشان بهت زده می شود. آخر شب راننده ی پدر مهری دخترک را به خانه می رساند. روز بعد مهری با بغض و اشک به ریحانه می گوید که پدرش شب گذشته به او خبر داده که به شهر دیگری منتقل شده و آن ها باید از یک دیگر جدا شوند. ریحانه هنوز غم از دست دادن دوست عزیزش را در دل دارد که مادربزرگ نیز از دنیا می رود. ریحانه در بهت و غم و سرگشتگی، دچار افسردگی می شود و حتی دستگیری پدر نیز تاثیر زیادی در وی نمی کند. او تغییرات پیرامون خود و جامعه، اعتراض ها، اعتصاب ها، و راهپیمایی ها را می بیند. اما درک درستی از آن ها ندارد. ریحانه در رویاهایش مادربزرگ را می بیند که از آسمان در دامن او بغل بغل ستاره می ریزد.

کتاب چهل تکه

چهل تکه

موجود
پالتوئی
1397

معرفی محصول

خانواده ی "ریحانه" به علت بدهکاری های زیاد پدر و کارهای ناشایستش مجبور به مهاجرت به "تهران" می شوند. ریحانه این شهر پر از دود و صدا را دوست ندارد. دل ریحانه، آسمانی پر از ستاره می خواهد تا شب ها در تاریکی و سکوت با نگاه کردن به آن ها برای خویش رویا ببافد و در آن رویاها غرق شود. تنها دلخوشی این دختر کم سن و سال در این شهر بزرگ، دوستش، مهری، است. دوستی آن ها از روزی آغاز شد که ریحانه دستمال چهل تکه ی دست دوز مادربزرگ را در اختیار دوستش قرار داد تا به خاطر نیاوردن کاردستی تنبیه نشود. هر روز که می گذرد دوستی این دو دختر محکم تر می شود. روزی مهری، ریحانه را برای تولدش به منزلشان دعوت می کند. ریحانه با دیدن خانه ی آن ها و ثروت زیادشان بهت زده می شود. آخر شب راننده ی پدر مهری دخترک را به خانه می رساند. روز بعد مهری با بغض و اشک به ریحانه می گوید که پدرش شب گذشته به او خبر داده که به شهر دیگری منتقل شده و آن ها باید از یک دیگر جدا شوند. ریحانه هنوز غم از دست دادن دوست عزیزش را در دل دارد که مادربزرگ نیز از دنیا می رود. ریحانه در بهت و غم و سرگشتگی، دچار افسردگی می شود و حتی دستگیری پدر نیز تاثیر زیادی در وی نمی کند. او تغییرات پیرامون خود و جامعه، اعتراض ها، اعتصاب ها، و راهپیمایی ها را می بیند. اما درک درستی از آن ها ندارد. ریحانه در رویاهایش مادربزرگ را می بیند که از آسمان در دامن او بغل بغل ستاره می ریزد.

60,000

  • محصولات قیمتدار، موجودند (توضیح)
  • زمان تحویل به پست یا پیک: 3 تا 4 روزه
  • پشتیبانی: 02166462430 و چت آنلاین
  • نمایندگی رسمی انتشارات دانشگاه تهران
  • خرید امن با پیگیری سفارش در پنل کاربری

چهل تکه

اثر جمال الدین اکرمی

مشخصات محصول

نویسنده
جمال الدین اکرمی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
96 صفحه
انتشارات
وزن
106 گرم
شابک
تیراژ
2000 جلد
سال
1397
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

خانواده ی "ریحانه" به علت بدهکاری های زیاد پدر و کارهای ناشایستش مجبور به مهاجرت به "تهران" می شوند. ریحانه این شهر پر از دود و صدا را دوست ندارد. دل ریحانه، آسمانی پر از ستاره می خواهد تا شب ها در تاریکی و سکوت با نگاه کردن به آن ها برای خویش رویا ببافد و در آن رویاها غرق شود. تنها دلخوشی این دختر کم سن و سال در این شهر بزرگ، دوستش، مهری، است. دوستی آن ها از روزی آغاز شد که ریحانه دستمال چهل تکه ی دست دوز مادربزرگ را در اختیار دوستش قرار داد تا به خاطر نیاوردن کاردستی تنبیه نشود. هر روز که می گذرد دوستی این دو دختر محکم تر می شود. روزی مهری، ریحانه را برای تولدش به منزلشان دعوت می کند. ریحانه با دیدن خانه ی آن ها و ثروت زیادشان بهت زده می شود. آخر شب راننده ی پدر مهری دخترک را به خانه می رساند. روز بعد مهری با بغض و اشک به ریحانه می گوید که پدرش شب گذشته به او خبر داده که به شهر دیگری منتقل شده و آن ها باید از یک دیگر جدا شوند. ریحانه هنوز غم از دست دادن دوست عزیزش را در دل دارد که مادربزرگ نیز از دنیا می رود. ریحانه در بهت و غم و سرگشتگی، دچار افسردگی می شود و حتی دستگیری پدر نیز تاثیر زیادی در وی نمی کند. او تغییرات پیرامون خود و جامعه، اعتراض ها، اعتصاب ها، و راهپیمایی ها را می بیند. اما درک درستی از آن ها ندارد. ریحانه در رویاهایش مادربزرگ را می بیند که از آسمان در دامن او بغل بغل ستاره می ریزد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک