IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
مهدی سجودی مقدم
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
376 صفحه
انتشارات
وزن
420 گرم
شابک
تیراژ
1000 جلد
قطع
سال
1394
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب فصل سبز رستن خاطرات بهرامی نوا

فصل سبز رستن برگرفته از زندگی و خاطرات آمنه بهرامی نوا به همراه اضافات و وقایع جدید

نویسنده مهدی سجودی مقدم
انتشارات مهراندیش
موجود
رقعی
1394
420,000

معرفی محصول

کتاب حاضر برگرفته از خاطرات آمنه بهرامی نواست. دختری قهرمان که در آبان ماه 1383 قربانی اسیدپاشی شد و پس از آن با تلاش و کوشش و حضور قدرتمند در جلسات دادگاه موفق به گرفتن حکم قصاص جنایتکار اسیدپاش از محاکم قضایی ایران شد. آمنه پس از آن در زمان اجرای حکم قصاص، برخلاف تصور همگان و فضای رسانه های عمومی داخلی و خارجی، از قصاص مجرم گذشت او را بخشید. در این کتاب خلاصه ای از زندگی آمنه بهرامی نوا از تولد تا دوران تحصیل دانشگاهی، حادثه اسیدپاشی و وقایع پس از آن به صورت داستان گونه شرح داده شده است.

کتاب فصل سبز رستن خاطرات بهرامی نوا

فصل سبز رستن برگرفته از زندگی و خاطرات آمنه بهرامی نوا به همراه اضافات و وقایع جدید

موجود
رقعی
1394

معرفی محصول

کتاب حاضر برگرفته از خاطرات آمنه بهرامی نواست. دختری قهرمان که در آبان ماه 1383 قربانی اسیدپاشی شد و پس از آن با تلاش و کوشش و حضور قدرتمند در جلسات دادگاه موفق به گرفتن حکم قصاص جنایتکار اسیدپاش از محاکم قضایی ایران شد. آمنه پس از آن در زمان اجرای حکم قصاص، برخلاف تصور همگان و فضای رسانه های عمومی داخلی و خارجی، از قصاص مجرم گذشت او را بخشید. در این کتاب خلاصه ای از زندگی آمنه بهرامی نوا از تولد تا دوران تحصیل دانشگاهی، حادثه اسیدپاشی و وقایع پس از آن به صورت داستان گونه شرح داده شده است.

420,000

فصل سبز رستن خاطرات بهرامی نوا

اثر مهدی سجودی مقدم

مشخصات محصول

نویسنده
مهدی سجودی مقدم
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
376 صفحه
انتشارات
وزن
420 گرم
شابک
تیراژ
1000 جلد
قطع
سال
1394
تصویرگر
-
جلد
شومیز

مقدمه

اردیبهشت ماه سال نود بود که برای اولین بار آمنه را دیدم با پدرش و برادرش فرهاد که هنوز هیچ کدامشان را نمی شناختم. نمی دانم حرف میزد و میخندید و یا اینکه میخندید و حرف میزد. من بیشتر نگاهش می کردم و دلم میخواست در همان دقایق اول با آنچه که فکر میکند خودمانی شوم و از آن همه غریبگی و بیگانگی فاصله بگیرم کار آسانی نبود اما صمیمیت، سرزندگی و شادابی آمنه و عطوفت حضورش این کار را برایم آسان کرد شگفتا حتی دردها و غصه ها را هم با خنده بازگو می کرد و تو را وا میداشت در همه چیزهایی که یاد گرفته ای تجدید نظر کنی آموزگاری بود که آرام و صبور می خواست درسهایش را بگوید و تو بدانی که باید سکوت کنی و به آنچه که او بهتر از بسیاری فرا گرفته گوش دل بسپاری امید و آرزو مثل آبشار بلندی بی انقطاع از فکر زلال و بی آلایشش سرازیر بود. عینک مشکی بر چشم داشت اما از عصای سفید خبری نبود ترجیح میداد پستی و بلندی های زندگی را لمس کند، حتی به بهای افتادن و جراحت برداشتن .... اما می دانست که پس از آن بلند خواهد شد با چشمی بیناتر و قدم هایی استوارتر بعد از اولین دیداری که با او داشتم و دیدارهای مکرر بعد همیشه از خودم می پرسیدم چه گوهری در صدف وجود آمنه نهفته است که انسان را ترغیب میکند تا آهسته و پاورچین به کناره های ساحل زندگیش نزدیک شود و در تموج دلربای اندیشه و عاطفه، به طلوع خورشیدهای سخاوت و مردانگی چشم بدوزد؟ بسیار اوقات که غرقه روایتش میشدم و کوچه های خاطراتش را با کمند کلمات سیر میکردم دلم میخواست به زبان خودش با همان ۱ به نقل از کتاب چشم در برابر چشم مقدمه نویسنده کتاب، مهدی سجودی مقدم.

گوشه ای از کتاب

ردیبهشت ماه سال نود بود که برای اولین بار آمنه را دیدم با پدرش و برادرش فرهاد که هنوز هیچ کدامشان را نمی شناختم.
نمی دانم حرف میزد و میخندید و یا اینکه میخندید و حرف میزد. من بیشتر نگاهش می کردم و دلم میخواست در همان دقایق اول با آنچه که فکر میکند خودمانی شوم و از آن همه غریبگی و بیگانگی فاصله بگیرم کار آسانی نبود اما صمیمیت، سرزندگی و شادابی آمنه و عطوفت حضورش این کار را برایم آسان کرد شگفتا حتی دردها و غصه ها را هم با خنده بازگو می کرد و تو را وا میداشت در همه چیزهایی که یاد گرفته ای تجدید نظر کنی آموزگاری بود که آرام و صبور می خواست درسهایش را بگوید و تو بدانی که باید سکوت کنی و به آنچه که او بهتر از بسیاری فرا گرفته گوش دل بسپاری امید و آرزو مثل آبشار بلندی بی انقطاع از فکر زلال و بی آلایشش سرازیر بود. عینک مشکی بر چشم داشت اما از عصای سفید خبری نبود ترجیح میداد پستی و بلندی های زندگی را لمس کند، حتی به بهای افتادن و جراحت برداشتن ..

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک