IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
هنلور کر
ویرایش
-
مترجم
روح الله رضا پور
صفحات
208 صفحه
انتشارات
وزن
256 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب مادر خوانده

مادرخوانده

نویسنده هنلور کر
مترجم روح الله رضا پور
انتشارات مهر کلام
ناموجود
رقعی
1399

معرفی محصول

در این رمان جنایی، پدر و مادر «پسیانس» به شدت پول پرست و کلاهبردار بودند. آن ها پول را موجود خارق العاده می دیدند که سرنوشت ها را تعیین می کند و زشت را از زیبا و شکست خورده را از آدم موفق جدا می کند. پس از مدتی، پدر و مادر پسیانس تمام دارایی شان را از دست می دهند و مسیر زندگیشان تغییر می کند. حالا پسیانس 53 ساله است که همه معتقدند شخصیت خوبی ندارد و با مردی به نام «پرتفو» ازدواج کرده است و... .

کتاب مادر خوانده

مادرخوانده

ناموجود
رقعی
1399

معرفی محصول

در این رمان جنایی، پدر و مادر «پسیانس» به شدت پول پرست و کلاهبردار بودند. آن ها پول را موجود خارق العاده می دیدند که سرنوشت ها را تعیین می کند و زشت را از زیبا و شکست خورده را از آدم موفق جدا می کند. پس از مدتی، پدر و مادر پسیانس تمام دارایی شان را از دست می دهند و مسیر زندگیشان تغییر می کند. حالا پسیانس 53 ساله است که همه معتقدند شخصیت خوبی ندارد و با مردی به نام «پرتفو» ازدواج کرده است و... .

مادر خوانده

اثر هنلور کر

مشخصات محصول

نویسنده
هنلور کر
ویرایش
-
مترجم
روح الله رضا پور
صفحات
208 صفحه
انتشارات
وزن
256 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
-
دسترسی کامل به چکیده‌ها

با اشتراک ماهانه، خرید 5 کتاب، یا وفاداری به متن کامل چکیده‌ها دسترسی بگیرید.

پیشرفت خرید: 0 از 5

چکیده

پیش‌نمایش
در این رمان جنایی، پدر و مادر «پسیانس» به شدت پول پرست و کلاهبردار بودند. آن ها پول را موجود خارق العاده می دیدند که سرنوشت ها را تعیین می کند و زشت را از زیبا و شکست خورده را از آدم موفق جدا می کند. پس از مدتی، پدر و مادر پسیانس تمام دارایی شان را از دست می دهند و مسیر زندگیشان …
ادامهٔ چکیده با اشتراک ماهانه، خرید کتاب یا وفاداری در دسترس است.

مقدمه

تا بیست و چهار ساعت آینده به جرم قتل درجه یک دستگیر میشوم

نمی دانم چنین چیزی چطور ممکن است اتفاق بیفتد. از آن آدمهایی نیستم که به جرم قتل به زندان میروند واقعاً نیستم حتی یک بار هم به خاطر سرعت بالا جریمه نشده ام. لعنتی تا حالا - حتی از چراغ قرمز هم رد نشده ام قانونمندترین شهروندی هستم که تا به حال وجود داشته است. مدارک محکمی علیهت دارن آبی.» 
وکیلم رابرت فریش، اهل کوچک نشان دادن مشکلات نیست. مدت کوتاهی است که می شناسمش اما همین حالا هم میدانم که اهل دست دادن و خوش و بش کردن نیست. بیست دقیقه گذشته را صرف برشمردن تمام مدارکی کرده است که پلیس علیهم دارد. و وقتی میشنوم که همه چیز بر علیهم است اوضاع اصلاً خوب به نظر نمی رسد. اگر شخص سومی بودم و به گفته های فریش گوش میدادم با خودم فکر میکردم این زن قطعاً مقصر است. او را جایی زندانی کنید و کلیدش را هم دور بیندازید. 
در تمام مدتی که به حرفهای فریش گوش میکردم قلبم محکم در سینه ام می تپید. راستش این تپش قلبم هم باعث میشد مدت زیادی گوش دادن به حرفهای او کمی برایم سخت باشد. در سمت راستم شوهرم سم روی صندلی اش لم داده است و چشمانش برق می زنند. این سم بود که فریش را استخدام کرد گفته بود آبی، او بهترین شانس توست. بنابراین اگر این وکیل نتواند کمکی به من بکند یعنی دیگر هیچ شانسی ندارم

گوشه ای از کتاب


دانشجوی فارغ التحصیل ادبیات انگلیسی من را در تمام محوطه دانشگاه گرداند. 
سپس پیشنهاد داد که می توانم از دفترش استفاده کنم. سم در جلسه ای که با هم داشتیم با پیراهن مردانه و کراوات ظاهر شده و نیم ساعت بعدی را صرف یاد دادن ریاضی به من کرده بود. یک چیزی در مورد راه حل های سری معادلات دیفرانسیل ... آخر چه کسی چنین چیزهایی را بلد است؟ اگر تا آن حد توی آن پیراهن مردانه و کراواتش با نمک نبود، حتماً خوابم می برد. یادم هست که به یک خط پر از نمادهای یونانی روی وایت بردش اشاره کرده و با قطعیت گفته بود: «این باید توی جزوه ت باشه.»

در حالی که وانمود میکردم دارم می نویسم، گفته بودم: «بله، قطعاً.»

در آن لحظه چیز بی ادبانه ای به نظر نمیرسید برای همین بلند شدم دستم را به سمتش دراز کردم و گفتم خیلی متشکرم آقای ادلر. این واقعاً... مفید بود.» 
سپس در حینی که با هم دست میدادیم متوجه شدم که دست دادنمان بیشتر از آن چیزی که انتظار داشتم طولانی شده بود نگاه مهربان چشم های قهوه ای رنگش با نگاهم تلاقی کرد و لبخندی عصبی روی لبهایش نشست. «پس، اوه... دوست داری.... ممکنه دوست داشته باشی که با هم شام بخوریم؟

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…