IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
الخاندرو زامبرا
ویرایش
-
مترجم
فردین توسلیان
صفحات
142 صفحه
انتشارات
وزن
188 گرم
شابک
تیراژ
300 جلد
قطع
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب راه های رسیدن به خانه

راه های رسیدن به خانه

نویسنده الخاندرو زامبرا
مترجم فردین توسلیان
انتشارات هیرمند
موجود
رقعی
1401
21% 300,000
237,000

معرفی محصول

(داستان های اسپانیایی،قرن 20م،ترجمه به انگلیسی:مگان مک دول)

کتاب راه های رسیدن به خانه

راه های رسیدن به خانه

موجود
رقعی
1401

معرفی محصول

(داستان های اسپانیایی،قرن 20م،ترجمه به انگلیسی:مگان مک دول)
21% 300,000

237,000

فهرست

کتاب راه های رسیدن به خانه اثر الخاندرو زامبرا ترجمه توسلیان توسط انتشارات هیرمند منتشر شده است.
پسربچه­ ا ی در شب زلزله جذب دختر یکی از همسایه ­ها می­ شود و به درخواست او در اوج درگیری­ های داخلی شیلی به تعقیب دایی­ اش میرود.
الخاندرو زامبرا زاده­ ی 1975 در سانتیاگو، شاعر و مولف معروف اهل شیلیمیباشد. وی  در سال­ های 2007 و 2010 به عنوان مولفی  جوان و استعدادی تازه برنده­ ی جوایزی چون بوگوتا 39 و گرنتا در حوزه­ ی ادبیات امریکای لاتین و اسپانیایی­ زبان ­ها شده است. شاخص ترین او «بونسای»، «چند گزینه ­ای» و «راه ­های رسیدن به خانه» میباشد

مشخصات محصول

نویسنده
الخاندرو زامبرا
ویرایش
-
مترجم
فردین توسلیان
صفحات
142 صفحه
انتشارات
وزن
188 گرم
شابک
تیراژ
300 جلد
قطع
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

یک بار گم شدم. ۶ یا ۷ سالم بود. حواسم پرت شد و ناگهان متوجه شدم که خبری از پدر و مادرم نیست. ترسیده بودم؛ اما بلافاصله راه را پیدا کردم و پیش از آن ها، به خانه رسیدم. پدر و مادرم با بدبختی به دنبالم می گشتند و من خیال می کردم آن ها گم شده اند. پدر بی هیچ حرفی، ما را از روی مبل تماشا می کرد. گاهی خیال می کنم تمام عمرش به نشستن در آنجا و فکر کردن گذشت. شاید فقط چشم هایش را می بست و زمان را در آرامش یا سکون درک می کرد. البته آن شب صدایش در آمد؛ این اتفاق خوبیه؛ تو از پس مشکلات بر اومدی.

گوشه ای از کتاب

دیشب چند ساعت قدم زدم؛ گویی می خواستم خودم را در خیابانی ناشناس گم وگور کنم. می خواستم درست و حسابی گم شوم. بااین حال، گاهی آدم نمی تواند. گاهی نمی داند چطور راهش را گم کند؛ حتی اگر همیشه در مسیر اشتباهی قدم بگذارد، حتی اگر تمام تابلوها را نادیده بگیرد، حتی اگر دیروقت شود و هم زمان با پیشروی، سنگینی سحر را احساس کند. زمان هایی وجود دارد که هر چقدر می کوشیم از ناشناخته ها سر در بیاوریم، نمی توانیم گم شویم. شاید هم مشتاق روزی هستیم که بتوانیم گم شویم؛ روزی که تمام خیابان ها ناآشنا به نظر برسند. روزهای بسیاری را با یادآوری منظره ی مایپو سر کرده ام. سیمای امروزش را با خیابان های کهنه ای که سال ها در آن زندگی کرده ام مقایسه می کنم؛ دنیایی از خانه های هم سان، آجرهای قرمز و کف کامپوزیت در مقایسه با محله ی آجرهای نامیزان و کف های چوبی. آن روزها هر خانه ای با خانه ی کناری اش فرق داشت. آن خیابان های قدیمی به من تعلق نداشتند؛ اگرچه با حسی صمیمی در آن رفت وآمد می کردم. خیابان هایی که نامشان از آدم ها، مکان های واقعی و جنگ های بُرده و باخته انتخاب شده بود؛ نه آن خیابان های خیالی یا دنیای کاذبی که به سرعت در آن رشد کرده بودیم.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک