این کتاب، داستانی فرانسوی است که در آن موقعیت طنز نیز به چشم میخورد. «سن ژان»، روستای کوچک رهاشدهای است در جایی در فرانسه. کسی از سن ژان نمیرود، کسی هم به آن مهاجرت نمیکند. هر که آنجاست همانجا میماند. موسسهی کفنودفن «ادموند گانگلیون و پسران» در خیابان اصلی، به آرامی درحال نابودی است و دیگر فقط دو کارمند دارد: «ژرژ»، مردی کارکشته، یک گورکن مادرزاد، و «مولو»، جوانی خوشخدمت اما بیتجربه. گانگلیون، نگران است، حرص میخورد و دعا میکند گرمای تابستان سرانجام تن یک نفر را سرد کند. ژرژ، صبورانه منتظر است و مولو، خیالپردازی میکند. بالاخره یک نفر آرزویشان را برآورده میکند و همه چیز شروع میشود... .
کتاب ادموند گانگلیون و پسر
ادموند گانگلیون و پسر
موجود
معرفی محصول
این کتاب، داستانی فرانسوی است که در آن موقعیت طنز نیز به چشم میخورد. «سن ژان»، روستای کوچک رهاشدهای است در جایی در فرانسه. کسی از سن ژان نمیرود، کسی هم به آن مهاجرت نمیکند. هر که آنجاست همانجا میماند. موسسهی کفنودفن «ادموند گانگلیون و پسران» در خیابان اصلی، به آرامی درحال نابودی است و دیگر فقط دو کارمند دارد: «ژرژ»، مردی کارکشته، یک گورکن مادرزاد، و «مولو»، جوانی خوشخدمت اما بیتجربه. گانگلیون، نگران است، حرص میخورد و دعا میکند گرمای تابستان سرانجام تن یک نفر را سرد کند. ژرژ، صبورانه منتظر است و مولو، خیالپردازی میکند. بالاخره یک نفر آرزویشان را برآورده میکند و همه چیز شروع میشود... .
این کتاب، داستانی فرانسوی است که در آن موقعیت طنز نیز به چشم می خورد. «سن ژان»، روستای کوچک رهاشده ای است در جایی در فرانسه. کسی از سن ژان نمی رود، کسی هم به آن مهاجرت نمی کند. هر که آنجاست همان جا می ماند. موسسه ی کفن ودفن «ادموند گانگلیون و پسران» در خیابان اصلی، به آرامی درحال نابودی است و دیگر فقط دو کارمند دارد: «ژرژ»، مردی کارکشته، یک گورکن مادرزاد، و «مولو»، جوانی خوش خدمت اما بی تجربه. گانگلیون، نگران است، حرص می خورد و دعا می کند گرمای تابستان سرانجام تن یک نفر را سرد کند. ژرژ، صبورانه منتظر است و مولو، خیال پردازی می کند. بالاخره یک نفر آرزویشان را برآورده می کند و همه چیز شروع می شود... .
زادۀ سال ۱۹۷۰ در موزل فرانسه. اگلوف ازجمله نویسندگان نسلهای جدید ادبیات فرانسه است که در کنار رماننویسی به فیلمنامهنویسی نیز مشغول است.
او تحصیلات خود را در رشتۀ تاریخ، در استراسبورگ به پایان رساند و سپس به مدرسۀ سینمایی ای. اس. ای. سی رفت تا تحصیلات خود را در رشتۀ سینما ادامه دهد. اگلوف بعدها، هم رمان نوشت و هم در سینما فیلمنامهنویس و دستیار کارگردان بود.
بسیاری از منتقدان ادبی، او را از بهترین نویسندگان نسل نو ادبیات فرانسه میدانند و این علاقه به آثار او بهحدی است که برخی اگلوف را کافکای ادبیات فرانسه نامیدهاند.
اگلوف در آثارش با ترکیب هوشمندانۀ رنج و طنز، روایتهای خاصی را میآفریند که خواندن روایت را به پیش میبرد. شاید همین طنز موجود در آثارش است که تلخیها و سیاهیهای روایتهایش تعدیل و خواننده با او همراه میشود.
آدمهای رمانهای اگلوف، از ماجرای اصلی به دورند و انسانهاییاند در حاشیه با مسائل مخصوص به خود. آنها عموماً سهمی از جهان مدرن ندارند و با بدیهیات زیستی و محیطی دست و پنجه نرم میکنند.
منگی و عوضی از جمله رمانهای اوست که آقای اصغر نوری آن دو را به فارسی برگردانده و با استقبال چشمگیری هم روبهرو شده است.
متولد ۲۰ مرداد سال ۱۳۵۵ در تبریز. نوری در کنار کار ترجمه، به نمایشنامهنویسی و کارگردانی تئاتر نیز مشغول میباشد.
او که در مقطع کارشناسی در رشته زبان و ادبیات فرانسه و در مقطع کارشناسی ارشد در رشتهکارگردانی تئاتر تحصیلات دانشگاهی خود را به اتمام رسانده، سالهاست با ترجمه رمانها و نمایشنامههای نسل نوی نویسندگان و نمایشنامهنویسان فرانسوی، نقش پر رنگی در آشنا شدن ما با نویسندگان نسل اخیر فرانسه داشته است. آگوتا کریستف، پاتریک مودیانو، ژوئل اگلوف، بریژیت ژیرو، مارسل امه و دیدیه ون کولارت از جمله نویسندگانی هستند که اصغر نوری آثاری از آنها ترجمه کرده است.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک