IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
الن روب-گریه
ویرایش
-
مترجم
عظیم جابری
صفحات
98 صفحه
انتشارات
وزن
105 گرم
شابک
تیراژ
300 جلد
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب عکس های فوری نشر درون

مجموعه داستان

نویسنده الن روب-گریه
مترجم عظیم جابری
انتشارات درون
موجود
رقعی
1402
96,000
کتاب عکس های فوری، اثر الن روب-گریه، با ترجمه‌ی عظیم جابری، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب عکس های فوری نشر درون

مجموعه داستان

موجود
رقعی
1402
کتاب عکس های فوری، اثر الن روب-گریه، با ترجمه‌ی عظیم جابری، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1402 توسط انتشارات درون، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 300 جلد، در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

96,000

عکس های فوری نشر درون

اثر الن روب-گریه

مشخصات محصول

نویسنده
الن روب-گریه
ویرایش
-
مترجم
عظیم جابری
صفحات
98 صفحه
انتشارات
وزن
105 گرم
شابک
تیراژ
300 جلد
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

گروهی بی حرکت پای پله برقی درازِ خاکستری رنگی ایستاده اند که پله هایش یکی پس از دیگری در سطح سکوی ورودی ظاهر می شود و یک به یک با صدای ماشین آلاتِ حسابی روغن خورده اما منظم و در عین حال منقطعی ناپدید می شوند و این حس را القا می کند که این مکانی که پله هایش یکی بعد ازدیگری در زیر سطح افقی ناپدید می شود سرعت بسیار بالایی دارد؛ اما کاملاً برعکس، به نظر می رسد فوق العاده آهسته است؛ ضمناً تمام آنی بودنش را برای نگاه انسان از دست داده، نگاهی که موقع پایین آمدن از مجموعه پله های پی در پی، در پایین پله ی طویل و مستقیم، گویی در همان نقطه همان گروهی را می بیند که یک وجب هم تغییر حالت نداده، گروهی بی حرکت و ایستاده بر آخرین پله ها که کمی قبل سکوی حرکت را ترک کرده، بلافاصله برای مدت زمانِ این جابه جایی مکانیکی بی حرکت مانده و ناگهان در عین آشفتگی و عجله متوقف شده است، گویی پا گذاشتن بر پله های متحرک ناگهان بدن ها را یکی بعد از دیگری فلج کرده است، آن هم در حالت های توامان رها و خشک، بلاتکلیف، که نشانه ی توقفی موقت در میانه ی حرکتِ متوقف شده ای است، درحالی که کل پله به صعودش ادامه می دهد، با حرکت منظم و یکنواختی بالا می رود، مستقیم و آرام، تقریباً نامحسوس، مورب نسبت به بدن های عمودی. این بدن ها پنج تا هستند، روی سه-چهار پله جمع شده اند، در نیمه ی سمت چپ پله ها، تقریباً خیلی نزدیک به نرده ای که آن نیز با همان حرکت جابه جا می شود، اما خود فرم این نرده حرکتش را نامحسوس تر و مبهم تر کرده است: نوار ضخیم ساده ای از جنس کائوچو سیاه، با سطح صاف و دو لبه ی راست که هیچ علامتی روی آن سرعتش را نشان نمی دهد، مگر دو دستی که تقریباً در فاصله ی یک متری روی آن قرار گرفته اند، درست در پایینِ نوار باریک موربی که ثابت بودنش در جاهای دیگر آشکار به نظر می رسد؛ این دست ها به شکلی پیوسته و بدون تکان، همزمان با کل دستگاه جلو می روند. دستی که بالاتر قرار دارد متعلق به مردی است که کت و شلوار خاکستری پوشیده (خاکستریِ کمابیش کمرنگ و ماتی که زیر نور زرد، زردرنگ به نظر می رسد) و به تنهایی روی یک پله ایستاده، در رأس گروه، با بدنی کاملاً راست، پاهای جفت کرده، بازوی چپ برگشته به سمت سینه و روزنامه ی چهار تا شده ای در دست؛ صورتش را به شکلی که کمی مبالغه آمیز به نظر می رسد روی روزنامه خم می کند، زیرا گردنش شدیداً به جلو خم شده، و نتیجه آن که به جای پیشانی و بینی، بالای کله و تاسی چشمگیرش را در معرض دید می گذارد یعنی گردیِ بزرگ پوست صورتی و براق سر که چند تار موی حنایی و نازک، که به پوست سرش چسبیده اند، آن را خط خطی می کنند. اما ناگهان صورتش را رو به بالای پله بالا می آورد و پیشانی، بینی، دهان و مجموع خطوط چهره اش نمایان می شود -ضمناً این خطوط فاقد هر گونه حالتی هستند؛ چند لحظه در همین حالت می ماند، مطمئناً خیلی طولانی تر از چیزی که لازم است تا مطمئن شود هنوز خیلی مانده که به آخر خط برسند و می تواند خواندن مقاله ای را که آغاز کرده ادامه بدهد؛ این شخصیت بالاخره تصمیم می گیرد همین کار را هم بکند و ناگهان سرش را باز پایین می اندازد، اما قیافه اش که حالا دوباره پنهان شده، با هیچ گونه علامتی نشان نمی دهد که او یک لحظه چه نوع توجهی به دکور داشته -دکوری که حتی شاید این چشم های بزرگ گشوده و خیره، با آن نگاه تهی شان، متوجه آن نشده اند. در همان وضعیت ابتدایی، به جای آن ها کله ی گردش، با موهایی که وسط آن چسبیده اند، نمایان است. گویی مرد، وسط خواندنش، ناگهان به فکر این پله ی غول پیکر خالی و مستقیم می افتد که کمی قبل آن را تماشا کرده بود بی آنکه ببیندش و می خواهد با نوعی واکنشِ با تأخیر به عقب آن نیز نگاه کند تا ببیند که آیا چنین خلوتی در آن جهت هم وجود دارد یا نه؛ رویش را برمی گرداند، همان قدر ناگهانی که کمی قبل صورتش را بالا آورد، بدون اینکه باقی بدنش را تکان بدهد. به این ترتیب می تواند ببیند که چهار نفر بی حرکت پشت سرش ایستاده اند و به نرمی چون او با همان سرعت بالا می روند؛ بلافاصله به حالت اولش برمی گردد و به خواندن روزنامه اش ادامه می دهد. باقی مسافران واکنشی نشان ندادند. در ردیف دوم، بعد از یک پله ی خالی، زن و بچه ای ایستادند. زن دقیقاً پشت سر مرد روزنامه به دست ایستاده، اما دست راستش را روی نرده نگذاشته: دستش در امتداد بدنش آویزان است و نوعی کیف، یا توریِ خرید یا پاکت گِردی را نگه داشته که توده ی قهوه ای رنگش کمی از بغل، از پشت شلوار خاکستری مرد، بیرون زده و همین مانع می شود دقیقاً تشخیص بدهیم چه چیزی است. زن نه جوان است نه پیر؛ چهره اش خسته به نظر می رسد. بارانیِ قرمزی پوشیده، روسری رنگارنگی به سر کرده و آن را زیر چانه اش گره زده است. بچه ی سمت چپش پسر حدوداً ده ساله ای است که پلیور یقه اسکی و شلوار پارچه ای چسبان و آبی رنگی پوشیده، سرش را تا نیمه به سمت شانه برگردانده، صورتش را به طرف راست، یعنی به طرف نیمرخ زن بالا آورده، یا کمی آن را رو به جلو گرفته، به سمت دیواری خالی که کاملاً با کاشی های مستطیل شکل کوچکی از جنس سرامیک سفید پوشیده شده و در بالای نرده، میان زن و مرد روزنامه به دست، منظم پشت سر هم می آیند. سپس همچنان با همان سرعت، بر این زمینه ی سفید و درخشانی که بی شمار مستطیل های کوچک، همه شبیه به هم و در ردیف های منظم و با اتصال های افقیِ پیوسته و اتصال های عمودیِ یک در میان، آن را تکه تکه کرده اند، پر هیب های دو مرد با کت وشلوار تیره رنگ رد می شوند؛ اولی دو پله پایین تر پشت سر زن قرمزپوش ایستاده و دست راستش را روی نرده گذاشته است.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک