IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
آن لوق بوندو
ویرایش
-
مترجم
بیتا ابراهیمی
صفحات
216 صفحه
انتشارات
وزن
166 گرم
شابک
تیراژ
1000 جلد
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب زمانی برای معجزه

قیمت قبل

معرفی کتاب زمانی برای معجزه

نویسنده آن لوق بوندو
مترجم بیتا ابراهیمی
انتشارات پیدایش
موجود
پالتوئی
1400
قیمت بازار: 257,000
191,000
کتاب زمانی برای معجزه، اثر آن لوق بوندو، با ترجمه‌ی بیتا ابراهیمی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
قیمت قبل

کتاب زمانی برای معجزه

معرفی کتاب زمانی برای معجزه

موجود
پالتوئی
1400
کتاب زمانی برای معجزه، اثر آن لوق بوندو، با ترجمه‌ی بیتا ابراهیمی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1400 توسط انتشارات پیدایش، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 1,000 جلد، در قطع و اندازه‌ی پالتوئی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
قیمتِ جدید در بازار: 257,000

191,000

زمانی برای معجزه

اثر آن لوق بوندو

مشخصات محصول

نویسنده
آن لوق بوندو
ویرایش
-
مترجم
بیتا ابراهیمی
صفحات
216 صفحه
انتشارات
وزن
166 گرم
شابک
تیراژ
1000 جلد
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

در داستان «زمانی برای معجزه»، دو نوجوان یکی پسری به نام «بلیز فورچون» و دختری به نام «گلوریا» حضور دارند که همراه هم، سفری طولانی را برای گذشتن از قفقاز و رسیدن به اروپا آغاز می کنند. درحالی که یک جنگ آغاز شده، گلوریا و بلیز در پی پیدا کردن افق های نو هستند. در سفرشان هم پناهجویانی را می بینند که به امید زندگی بهتر خانه های خود را ترک کرده اند. در ادامه ي داستان بلیز با پناهجویان همراه می شود و معنای عشق، دوستی، رنج و تنهایی را می آموزد. او با دیدن زندگی هایی که به خاطر جنگ از بین رفته اند، برای زنده ماندن تلاش می کند و با این تلاش و تجربیاتی که کسب کرده، از کودکی گذر کرده و به نوجوانی خود می رسد. مقطع زمانی بعدی داستان «زمانی برای معجزه»، مربوط به وقتی است که او جوان شده و باید برای پیدا کردن هویت واقعی خود، یک سفر پرفرازونشیب را آغاز کند... .

گوشه ای از کتاب

یک میلیون کیلومتر بعدی به نظرم راحت تر می آمد. حالا که می دانستم مقصدی داریم انگار بال درآورده بودم! زمین های برفی، دشت های پر از سنگ، جنگل های لخت با جغدهای نامرئی که هو می کشیدند؛ هیچ کدام فرقی برایم نداشتند. بی امان راه می رفتم. و بی امان گلوریا را با سوالاتم بمباران می کردم؛ دقیقا کجای فرانسه؟ فرانسه شهرهای زیادی داشت! و سوار کدام قایق می شدیم؟ اسمش چه بود؟ وقتی به مقصد می رسیدیم، چه کار می کردیم؟ و چطور گذرنامه مادرم را به دست أورده بود؟

گلوریا توضیح داد که مادرم گذرنامه را به او داده بود، همراه با گذرنامه ی من، وقتی کنار قطار بود، قبل از اینکه از هوش برود.

اعتراض کردم که: «هیچ وقت این رو بهم نگفتی.»

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک