IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
اسماعیل عباسی
ویرایش
-
مترجم
مترجم زیبا گنجی
صفحات
166 صفحه
انتشارات
وزن
140 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب شب گرگی

معرفی کتاب شب گرگی

نویسنده اسماعیل عباسی
مترجم مترجم زیبا گنجی
انتشارات بهجت
موجود
رقعی
1403
17% 500,000
415,000

معرفی محصول

(داستان های فارسی،قرن 14)کتاب شب گرگی اثر اسماعیل عباسی توسط انتشارات بهجت منتشر شده است
کتاب پیش رو حکایت چیرگی وضعیت اجتماعی میباشد بر روحیات فردی . حکایت تقلیل ذهنی شاعرانه میباشد به واکنشی کینه ورز و ای بسا کور.
در اوج عشق نابود می کند. و در عین ویرانی تلاش میکند تا ارزش های رو به مسخ شدگی را پاس دارد.
احمد آقائی پس از تنفسی در واقع گرائی در چراغانی در باد با شب گرگ پای در ساحت دیگری از داستان نویسی میگذارد.درونه شخصیتها را می کاود.به تنهایی راه میبرد .و سراجان تضاد تراژیک شرف و شقاوت را در قالبی نو نشان میدهد.

کتاب شب گرگی

معرفی کتاب شب گرگی

موجود
رقعی
1403

معرفی محصول

(داستان های فارسی،قرن 14)کتاب شب گرگی اثر اسماعیل عباسی توسط انتشارات بهجت منتشر شده است
کتاب پیش رو حکایت چیرگی وضعیت اجتماعی میباشد بر روحیات فردی . حکایت تقلیل ذهنی شاعرانه میباشد به واکنشی کینه ورز و ای بسا کور.
در اوج عشق نابود می کند. و در عین ویرانی تلاش میکند تا ارزش های رو به مسخ شدگی را پاس دارد.
احمد آقائی پس از تنفسی در واقع گرائی در چراغانی در باد با شب گرگ پای در ساحت دیگری از داستان نویسی میگذارد.درونه شخصیتها را می کاود.به تنهایی راه میبرد .و سراجان تضاد تراژیک شرف و شقاوت را در قالبی نو نشان میدهد.

17% 500,000

415,000

شب گرگی

اثر اسماعیل عباسی

مشخصات محصول

نویسنده
اسماعیل عباسی
ویرایش
-
مترجم
مترجم زیبا گنجی
صفحات
166 صفحه
انتشارات
وزن
140 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

شب گرگی / ۲۹

علیمردان با حالت برافروخته گفت:

پس به فرموده ،شماها باید به بادبزن بیاریم و این گرگ خونخواره

رو بادش بزنیم!

صدای خنده جمع بلند شد مرد درشت اندامی که تبرش را روی

دست گرفته بود، با لحن تهدید آمیزی گفت :

اگر حاج آقا اجازه بدن با همین تبر می کوبم توی فرقش

حکمت خنده کنان جوابش را داد

شعبان تو رحم داشته باش و بذار چهار شاهی گیر نوروز بیاد

بعدش خدا بزرگه !

او چشم گرداند طرف علیمردان و افزود:

حاجی ! نکنه فکر میکنی بره اقلید (۸) آوردن برای شهر آسائی؟!

.... حالا میخوای چکار کنین با این گرگ بی نوای گرسنه و تشنه ؟!

علیمردان یکی به سیگارش زد و گفت :

شاید باور نکنی اما این گرگ برای من از صدتا بره اقلید مهم تره خود او ادامه داد:

خاطرت مانده پیرارسال ،قوس گرگا چطور چهل تا گوسفند

آبستن و نر ما رو نفله کردن؟!

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک