جستجوهای اخیر
جستجوهای پرطرفدار
48,000
هیچ کداممان چیزی نگفتیم. اتوبوس که سرعت گرفت مادر ایستاد. سرم را از پنجره بردم بیرون دست تکان دادم براش دست تکان داد و اتوبوس که پیچید و رفت سمت در گاراژ، دیگر ندیدمش
به سالن که رسیدیم پر بود از جمعیت سرود انترناسیونال که بعدها فهمیدم سرود جهانی کارگران است و اوژن پوتیه آن را ساخته بود از بلندگوهای سالن پخش میشد. گروه گر تو آهنگ با هم می خواندند: برخیز ای داغ لعنت خورده دنیای فقر و بندگی یک ماه بیشتر نبود که دانشجوی دانشگاه تهران شده بودم. ته لهجه ی شمالی داشتم و حواسم بود که کمتر حرف بزنم و بیشتر گوش کنم ریحانه از روز اول دوستم شده بود یک سال بالاتر از من بود و تو خوابگاه هم اتاق شده بودیم. او هم مثل من ادبیات فارسی میخواند. اهل مشهد بود. بلند حرف میزد و هیچ ابایی نداشت که قاتی حرفهاش فحش کمر به پایین هم بدهد و هر چه دلش میخواست میگفت جهانگیر دوست پسرش بود و بیشتر حرفهاش را از قول جهان میگفت آن میتینگ را هم جهان گفته بود برود و او هم اصرار کرده بود که با هم برویم گفت که هر دو دعوت شده ایم و خواسته ی جهان است که من هم باشم یکی دو کتاب هم جهان داده بود بهش و گاهی میخواند و بیشتر وقتها نمیخواند. اما آنها را جوری میگذاشت روی میز اتاق که اگر کسی آمد تو جلدشان را ببیند و بفهمد که ریحانه هم از آن کتاب ها می خواند.
تو سالن نصف جمعیت سیگار میکشیدند و خیلی ها کتاب روزنامه یا جزوه ای زیر بغلشان بود. بعضیها زیر لب آهنگ بلندگوها را زمزمه می کردند و بیشترشان یا از ضرب می افتادند یا شعر را حفظ نبودند و ادای خواندن در می آوردند. ترانه که تمام شد ریحانه که گرم صحبت با جهان بود
درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک