IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
بهنام یوسف پور
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
206 صفحه
انتشارات
وزن
254 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب حالا دقیقا نیمه شب است

معرفی کتاب حالا دقیقا نیمه شب است

نویسنده بهنام یوسف پور
انتشارات اختران
موجود
رقعی
1400
98,000
کتاب حالا دقیقا نیمه شب است (روایتی در سه طبقه)، اثر بهنام یوسف پور، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب حالا دقیقا نیمه شب است

معرفی کتاب حالا دقیقا نیمه شب است

موجود
رقعی
1400
کتاب حالا دقیقا نیمه شب است (روایتی در سه طبقه)، اثر بهنام یوسف پور، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1400 توسط انتشارات اختران، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

98,000

حالا دقیقا نیمه شب است

اثر بهنام یوسف پور

مشخصات محصول

نویسنده
بهنام یوسف پور
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
206 صفحه
انتشارات
وزن
254 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

هیچ کداممان چیزی نگفتیم. اتوبوس که سرعت گرفت مادر ایستاد. سرم را از پنجره بردم بیرون دست تکان دادم براش دست تکان داد و اتوبوس که پیچید و رفت سمت در گاراژ، دیگر ندیدمش

به سالن که رسیدیم پر بود از جمعیت سرود انترناسیونال که بعدها فهمیدم سرود جهانی کارگران است و اوژن پوتیه آن را ساخته بود از بلندگوهای سالن پخش میشد. گروه گر تو آهنگ با هم می خواندند: برخیز ای داغ لعنت خورده دنیای فقر و بندگی یک ماه بیشتر نبود که دانشجوی دانشگاه تهران شده بودم. ته لهجه ی شمالی داشتم و حواسم بود که کمتر حرف بزنم و بیشتر گوش کنم ریحانه از روز اول دوستم شده بود یک سال بالاتر از من بود و تو خوابگاه هم اتاق شده بودیم. او هم مثل من ادبیات فارسی میخواند. اهل مشهد بود. بلند حرف میزد و هیچ ابایی نداشت که قاتی حرفهاش فحش کمر به پایین هم بدهد و هر چه دلش میخواست میگفت جهانگیر دوست پسرش بود و بیشتر حرفهاش را از قول جهان میگفت آن میتینگ را هم جهان گفته بود برود و او هم اصرار کرده بود که با هم برویم گفت که هر دو دعوت شده ایم و خواسته ی جهان است که من هم باشم یکی دو کتاب هم جهان داده بود بهش و گاهی میخواند و بیشتر وقتها نمیخواند. اما آنها را جوری میگذاشت روی میز اتاق که اگر کسی آمد تو جلدشان را ببیند و بفهمد که ریحانه هم از آن کتاب ها می خواند.

تو سالن نصف جمعیت سیگار میکشیدند و خیلی ها کتاب روزنامه یا جزوه ای زیر بغلشان بود. بعضیها زیر لب آهنگ بلندگوها را زمزمه می کردند و بیشترشان یا از ضرب می افتادند یا شعر را حفظ نبودند و ادای خواندن در می آوردند. ترانه که تمام شد ریحانه که گرم صحبت با جهان بود

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک