IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
آندری تارکوفسکی
ویرایش
-
مترجم
عظیم جابری
صفحات
704 صفحه
انتشارات
وزن
1246 گرم
شابک
تیراژ
100 جلد
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
زرکوب

کتاب دفتر خاطرات آندری تارکوفسکی

قیمت قبل

معرفی کتاب دفتر خاطرات آندری تارکوفسکی

نویسنده آندری تارکوفسکی
مترجم عظیم جابری
انتشارات افراز
موجود
وزیری
1402
قیمت بازار: 1,650,000
1,275,000

معرفی محصول

زمانی که آندری تارکوفسکی در آوریل ۱۹۷۰ دفتر خاطراتش را که شرح هفده سال پایانی زندگی اش است آغاز می کند، درست ۳۸ سال دارد و همسرش باردار است. کارگردان، به تازگی خانه ای در ییلاق خریداری کرده و نطفه ی فیلم اتوبیوگرافیکش، آینه، در ذهنش در حال شکل گیری است. او از این پس پیوسته در حال نوشتن است: درباره ی مطالعاتش، اندیشه هایش، اتفاقات تولید فیلم هایش، امیدها و مشکلات کارش (به ویژه مشکلات استاکر)، زمانِ توامان سخت و دلهره آور اکران فیلم هایش در جایی که هنوز اتحاد جماهیر شوروی نام داشت. طی سال های ۸۰، این دفتر خاطرات تبدیل به خاطرات تبعید می شود. تارکوفسکی نوستالگیا را در ایتالیا و ایثار را در سوئد می سازد و در سال ۱۹۸۶ در پاریس از دنیا می رود. دوباره زیستنِ این زندگی به صورت روز به روز تجربه ای است که نمی توان از آن سالم بیرون آمد، اما در آن با تمام ایجاز و طبیعی بودنش الهاماتی را باز می یابیم که در زمان مُهر شده بسط می یابد و این سینماگر را تبدیل به یکی از معدود هنرمند-فیلسوفان زمانه ی ما می کند. انتشار این کتاب-قطب نما همراه با تعداد پروژه هایی که در آن وجود دارد نشان می دهد تا چه میزان آثار آندری تارکوفسکی ناتمام و گشوده باقی مانده است.

قیمت قبل

کتاب دفتر خاطرات آندری تارکوفسکی

معرفی کتاب دفتر خاطرات آندری تارکوفسکی

موجود
وزیری
1402

معرفی محصول

زمانی که آندری تارکوفسکی در آوریل ۱۹۷۰ دفتر خاطراتش را که شرح هفده سال پایانی زندگی اش است آغاز می کند، درست ۳۸ سال دارد و همسرش باردار است. کارگردان، به تازگی خانه ای در ییلاق خریداری کرده و نطفه ی فیلم اتوبیوگرافیکش، آینه، در ذهنش در حال شکل گیری است. او از این پس پیوسته در حال نوشتن است: درباره ی مطالعاتش، اندیشه هایش، اتفاقات تولید فیلم هایش، امیدها و مشکلات کارش (به ویژه مشکلات استاکر)، زمانِ توامان سخت و دلهره آور اکران فیلم هایش در جایی که هنوز اتحاد جماهیر شوروی نام داشت. طی سال های ۸۰، این دفتر خاطرات تبدیل به خاطرات تبعید می شود. تارکوفسکی نوستالگیا را در ایتالیا و ایثار را در سوئد می سازد و در سال ۱۹۸۶ در پاریس از دنیا می رود. دوباره زیستنِ این زندگی به صورت روز به روز تجربه ای است که نمی توان از آن سالم بیرون آمد، اما در آن با تمام ایجاز و طبیعی بودنش الهاماتی را باز می یابیم که در زمان مُهر شده بسط می یابد و این سینماگر را تبدیل به یکی از معدود هنرمند-فیلسوفان زمانه ی ما می کند. انتشار این کتاب-قطب نما همراه با تعداد پروژه هایی که در آن وجود دارد نشان می دهد تا چه میزان آثار آندری تارکوفسکی ناتمام و گشوده باقی مانده است.

قیمتِ جدید در بازار: 1,650,000

1,275,000

دفتر خاطرات آندری تارکوفسکی

اثر آندری تارکوفسکی

مشخصات محصول

نویسنده
آندری تارکوفسکی
ویرایش
-
مترجم
عظیم جابری
صفحات
704 صفحه
انتشارات
وزن
1246 گرم
شابک
تیراژ
100 جلد
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
زرکوب

گوشه ای از کتاب

۹ ژوئیه: خدای من، چه خواب فوق العاده ای دیدم! مربوط به یکی از دو رویایی است که در تمام زندگی دنبالم کرده اند و خیلی خیلی وقت بود که آن را ندیده بودم. تابستان بود. نزدیک خانه که آن را الان به یاد ندارم هوا آفتابی بود. نسیم ملایمی می وزید. به قصد گردش از خانه خارج شدم، تند راه می رفتم، انگار که عجله داشتم به جایی برسم؛ اما از مسیری رفتم که هیچ وقت نرفته بودم. بلافاصله خودم را در یک جای فوق العاده ، جایی شگفت انگیز و بهشتی دیدم. همه جور گل، پُر از سبزه، گیاهانی کاملا بکر. از دور فریادهایی به به گوش می رسید، مثل این که کسانی روی چمن ها غلت می زدند و دعوا و فریاد می کردند. از روی فریادها می شد قضاوت کرد مه یک دعوای مرگبار است. من در یک مسیر باریک دلپذیر در وسط جنگل راه می رفتم که ناگهان در حاشیه ی جنگل در یک مزرعه بچه هایی را دیدم که داشتند دعوا می کردند. بچه روستایی بودند. زن جوانی کنار مسیر نشسته بود و به کاری مشغول بود. به او گفتم: ولی آن ها دارند همدیگر را می کشند! دلت برای کی می سوزد؟ شاید برای دختر بچه؟ راهت را بگیر و برو. چیزی نیست، آن ها کسی را نمی کشند! یا چیزهایی از همین دست. آن وقت زنِ پیری از بوته زار آمد و در پیش بند زن جوان میوه هایی شبیه به تمشک ریخت که هنوز کانلا نرسیده بودند. به راهم ادامه دادم. تمام گردشم خیلی کوتاه بود. نگاهی به سمت راستم انداختم و یکهو ایستادم تا در پرتگاه نیفتم. در پایین، رودخانه ای با آب زلال جریان داشت که به آرامی موج می زد. در حاشیه اش سبزه بود و روی کناره ی دیگرش بیشه ای از درختان مخروطی قرار داشت که انسان را دعوت به وارد شدن می کرد. چه آرامشی! چه سکوتی! چطور می توانستم از این مکان چشم پوشی کنم! بر روی همان کناره ی سبز رنگ پرتگاه دراز کشیدم. مقابل چشمانم، در امتداد مسیر، سبزه هایی تازه و علفزاری بود که کاملا پوشیده از گل های آبی کوچکی مانند گل پنبه بود. در انتها توده ای تیره رنگ بود و پس از علفزار دو گل غول پیکر که احساس می کردم درست جلوی چشمانم هستند و شبیه به بنفشه هایی بودند که زیر پنجره ام روییده است. در حاشیه ی بیشه صنوبر کهن سال کاملا خشکی بود که بدون آن که چشم انداز را خراب کند جدا افتاده بود . کمی آنسوتر در سمت راست از بین درختان، دیوار آجری مدوری دیدم که متعلق به بنایی قدیمی یا مال یک برج بود، اما به هیچ وجه خود را به چشم انداز تحمیل نمی کرد. در این جا سکوت و طراوت و آرامش حاکم بود. همان جا خوابیده بودم و این منظره ی فوق العاده را که جلوی رویم گسترده شده بود تماشا می کردم و یک احساس سعادت و خوشبختیِ کامل روحم را فرا گرفته بود… ۱۷ ژوئیه: دیروز رسیدم رم. در میلان توقف کردیم. تاخیر داشتیم. پَن شات از شهر؟ در زمان های مختلف در گذر زمان (ساعت های روز، شرایط جوی، باران، نور) قهرمان: یک مترجم (یا یک معمار؟) تنها. جوتو، آسیسی. او نه توجهی دارد نه به چیزی نگاه می کند. هوا گرم و سوزان است. به سختی می توانم فکر کنم. باید عادت کرد. تازه حالا می فهمم که چقدر خسته ام، بعد از مسکو، تلاش ها، فیلم، نداشتن پول… عزیزانم آن جا حالشان چطور است: لارا؟تیاپا؟داکوس؟ نوستالگیا: عنوان فیلم این خواهد بود. قهرمان ازدواج می کند؟ با یک زن ایتالیایی؟ نه شهری با چند حوضچه. مردی که پاهایش در آب استفیلن را برای یک کور تعریف می کند. قهرمان درباره ی این موضوع خیال پردازی می کند و گفت و گویی بین خدا و مریم متصور می شود.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک