IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
دویل، رادی
ویرایش
-
مترجم
مطلبی، ماجده
صفحات
201 صفحه
انتشارات
وزن
250 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب زنی که به در و دیوار می خورد

زنی که به در و دیوار می خورد

نویسنده دویل، رادی
مترجم مطلبی، ماجده
انتشارات ثالث
موجود
رقعی
1403
220,000
کتاب زنی که به در و دیوار می خورد، اثر دویل، رادی، با ترجمه‌ی مطلبی، ماجده، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب زنی که به در و دیوار می خورد

زنی که به در و دیوار می خورد

موجود
رقعی
1403
کتاب زنی که به در و دیوار می خورد، اثر دویل، رادی، با ترجمه‌ی مطلبی، ماجده، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1403 توسط انتشارات ثالث، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

220,000

زنی که به در و دیوار می خورد

اثر دویل، رادی

مشخصات محصول

نویسنده
دویل، رادی
ویرایش
-
مترجم
مطلبی، ماجده
صفحات
201 صفحه
انتشارات
وزن
250 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

زنانی که به در و دیوار می خورند در هر جامعه ای هستند. همه جای دنیا زنانی را می توان یافت که کبودی ها و زخم هایی آشکار روی تنشان و جراحت هایی پنهان بر روحشان دارند. زخم هایی که حتی خودشان نیز دلیلش را پنهان می کنند و اگر کسی بپرسد، پاسخ می شنود که به در و دیوار خورده اند. راوی این رمان، یکی از همین زنان است که با فرا رفتن از کلیشه ها، احساسات واقعی اش را بیان می کند و برای خود، شخصیتی یگانه و منحصر به فرد می سازد.

گوشه ای از کتاب

پلیسی که آمده بود، همانی نبود که بار اول آمده بود. بیست ساله، لاغر و کک مکی بود. خانم اسپنسر؟ دستپاچه به نظر می رسید. خانم اسپنسر؟ قبل از اینکه دهانش را باز کند، شستم خبردار شد. وقتی در را باز کردم، دلم آشوب شد. سال ها فقط یک در را باز کردن مرا می ترساند. هربار زنگ در به صدا درمی آمد، مضطرب می شدم. بچه ها خانه را روی سرشان گذاشته بودند. کارلو وسایلی را در اتاق نشیمن جا گذاشته بود. خرده چیزهایی که از این طرف و آن طرف کش رفته بود. آن قدر غر زدم تا مجبور شد زنگ در را عوض کند. نیکولا بزرگ ترین فرزندم مثل بقیه ی بچه ها از در پشتی خانه نمی آمد. می خواست مثل بزرگ ترها از در ورودی وارد شود. دستش را می گذاشت روی زنگ و برنمی داشت. ژاکتم را جا گذاشتم. پولم را جا گذاشتم. می خواهم شلوار جینم را عوض کنم. وقت هایی می شد که جانم را به لب می رساند و رویش دست بلند می کردم. سیزده سالش شده بود. نباید کنترلم را از دست می دادم. یک صبح شنبه ، طوری کتک کاری کردیم که هرکس می دید، فکر می کرد دو زن خیابانی دعوایشان شده است. به صورتش سیلی زدم. مست بودم. همان وقت پشیمان شد؛ ولی دیر شده بود. گونه ی سرخ شده اش را با دست گرفته بود. دهانش از تعجب باز مانده بود. نباید سر به سرم می گذاشتند. دردم برایم بس بود. سر خورده بودم. نمی توانستم با بچه ها یکی به دو کنم. احمقانه بود. جهنمی که ساخته بودم از یک زنگ ساده ی لعنتی شروع شده بود. نیکولا گفت از من متنفر است. در را به هم کوبید و رفت. زنگ جدید صدای قابل تحملی داشت. اما چه فایده؟ تا کسی زنگ می زد، دوباره حالم بد می شد. تظاهر به خوشبختی آسان نیست، آن هم وقتی که بدبختی از سر و روی آدم می بارد. چطور می توان وانمود کرد اتفاقی نیفتاده، آن هم در خانه ای که پر از بچه های ریز و درشت است، از پدرشان خبری نیست و پلیس دنبالش می گردد. زینگ! فقط خبرهای بد از در وارد می شود! خواهرم، پدرم، جان پل، کارلو. زینگ! در را که باز کردم، دوباره با همان پلیس روبه رو شدم. این دفعه نیامده بود دنبال کارلو. عادی به نظر نمی رسید. هراسان بود. می خواست چیزی بگوید. به چای دعوتش کردم. درحالی که هنوز کلاه بر سر داشت، در آشپزخانه نشست. شروع کرد درباره ی خانواده اش حرف زدن.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک