IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
محمد هاشم اکبریانی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
236 صفحه
انتشارات
وزن
285 گرم
شابک
تیراژ
200 جلد
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب دکتر مینو محرز

دکتر مینو محرز

نویسنده محمد هاشم اکبریانی
انتشارات خزه
ناموجود
رقعی
1400

معرفی محصول

مینو محرز (زاده ۳۰دی‌ماه سال ۱۳۲۴) پزشک، رئیس پیشین مرکز تحقیقات ایدز ایران (IRCHA)، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران و عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران است. وی، متخصص بیماری‌های عفونی است و زمینه اصلی فعالیتش «ایدز» می‌باشد. این کتاب، جلد نخست از مجموعه‌ي «تاریخ شفاهی پزشکی معاصر ایران» است که به زندگینامه و گفت‌وگو با «دکتر مینو محرز»، اختصاص دارد.

کتاب دکتر مینو محرز

دکتر مینو محرز

ناموجود
رقعی
1400

معرفی محصول

مینو محرز (زاده ۳۰دی‌ماه سال ۱۳۲۴) پزشک، رئیس پیشین مرکز تحقیقات ایدز ایران (IRCHA)، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران و عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران است. وی، متخصص بیماری‌های عفونی است و زمینه اصلی فعالیتش «ایدز» می‌باشد. این کتاب، جلد نخست از مجموعه‌ي «تاریخ شفاهی پزشکی معاصر ایران» است که به زندگینامه و گفت‌وگو با «دکتر مینو محرز»، اختصاص دارد.

فهرست

مقدمه


دوران کودکی..........


دوران تحصیل ابتدایی و دبیرستان


دوران دانشگاه...


ازدواج و سربازی......


حرفه پزشکی و تدریس در دانشگاه


اید


بیماریها و نارسایی ......


حضور در بیمارستان خصوصی


کرونا


موضوعات وعات ....گوگوناگون


دکتر محرز در یک یک نگاه


تصاویر

مشخصات محصول

نویسنده
محمد هاشم اکبریانی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
236 صفحه
انتشارات
وزن
285 گرم
شابک
تیراژ
200 جلد
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز
دسترسی کامل به چکیده‌ها

با اشتراک ماهانه، خرید 5 کتاب، یا وفاداری به متن کامل چکیده‌ها دسترسی بگیرید.

پیشرفت خرید: 0 از 5

چکیده

پیش‌نمایش
مینو محرز (زاده ۳۰دی ماه سال ۱۳۲۴) پزشک، رئیس پیشین مرکز تحقیقات ایدز ایران (IRCHA)، استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران و عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران است. وی، متخصص بیماری های عفونی است و زمینه اصلی فعالیتش «ایدز» می باشد. این کتاب، جلد نخست از مجموعه ي «تاریخ شفاهی پزشکی معاصر ای…
ادامهٔ چکیده با اشتراک ماهانه، خرید کتاب یا وفاداری در دسترس است.

مقدمه

دکتر ابراهیم صافی چشم پزشکی بود که دخترم را از سه سالگی و نزدیک به بیست و پنج

سال نزد او میبردیم او انسانی شریف و در همان حال بسیار متبحر بود و طبیعتاً مطبی پرازدحام داشت شبی را در اوایل سال ۱۴۰۰ به یاد می آورم که ساعت از دو نیمه شب گذشته بود و من خواب بودم و با صدای دخترم بیدار شدم سخت میگریست. شوکه شده بودم بدون آن که سئوالی بپرسم گفت: دکتر صافی شش ماه قبل فوت کرده. هاج و واج ماندم خواب از چشمهایم پرید علت فوتش را پرسیدم و دخترم گفت که نمی داند. اما قسمت بسیار تلخ موضوع آن بود که دخترم اتفاقی متوجه درگذشت او میشود و هیچ خبر و گزارشی در این خصوص وجود نداشته او میخواسته فردای آن شب به مطب دکتر برود و برای همین نام او را جستجو میکند تا شماره مطبش را که گم کرده بود بیابد.
اما یک اعلامیه ترحیم و فقط یک اعلامیه ترحیم علاوه بر شماره و نشانی مطبش وجود داشته است که دخترم از همان ،اعلان متوجه در گذشت این پزشک شریف میشود. پس از آنکه پروژه تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران را که گفت و گو با شخصیتهای ادبی بود به پایان رساندم تصمیم گرفتم سراغ اقشاری از جامعه بروم که عمر خود را وقف توسعه و پیشرفت کشور و سلامتی مردم میکنند اما کمتر شناخته میشوند و کمتر کسی از آنها یاد و تجلیل میکند میتوان از یک پزشک خوب یک مهندس خوب یک شیمیدان خوب یک پرستار خوب و.... نام برد که عمرش را صرف بهبود زندگی ما میکند اما واکنشی مثبت از سوی ما نمیبیند و عاقبت هم فقط خانواده و تعدادی اندک از همکارانش از درگذشت او باخبر میشوند و در تشییع اش حضور می یابند.

گوشه ای از کتاب

مادرم خیلی مراقب تغذیه ما بود خدا رحمتش کند خانه دار خیلی خوبی بود. ما وقت آن خانه داری را یاد نگرفتیم اگر هم مربا بخواهیم یا از دوستانمان میگیریم 
هیچ یا از بیرون میخریم که کیفیتش به خوبی آنکه در خانه می پزند، نیست. آن موقع تعداد زیادی صندوقهای آهنی بزرگ داشتیم که یخدان می گفتند و تمام زندگی را بسته بندی و در آن میگذاشتند چون باید دائم سفر می کردیم و از شهری به شهر دیگر میرفتیم و مادر در جمع کردن اثاث و بسته بندی خبره شده بود و هنوز هم ما یکی دو تا از آن را نگه داشته ایم مادرم تمام کارها را خودش به عهده میگرفت و از ما نمی خواست کاری انجام دهیم اما بعد وقتی بزرگتر شدیم دیگر خودمان کار میکردیم آن موقع این طوری نبود که مثل امروز شرکتها کارها را انجام دهند خودمان باید انجام میدادیم.
خانواده شما هم پسر داشتند هم دختر فاصله یا تفاوتی بین خود و برادرانتان احساس میکردید؟ مثلاً در  همین نوع ورزش که فرمودید؟
در خانواده ما از ابتدا خیلی بحث پسر و دختر مطرح نبود و من هم از اول اعتقادی به تفکیک جنسیت نداشتم اعتقادی به اینکه این ورزش پسرانه یا دخترانه است نداشتم چون بالآخره بچه ها باید همه چیز را یاد بگیرند ما پینگ پنگ خیلی بازی میکردیم دوران مدرسه این طور نبود که ورزشها مردانه یا زنانه باشد. اما اسباب بازی ها چرا اسباب بازی که برای من میخریدند دخترانه بود و برای برادرانم چیزهای دیگر میخریدند. وقتی در تبریز و رضاییه بودید موسیقی در خانه شما رواج داشت؟ ما در خانه تلویزیون نداشتیم اما آن موقع آواز رادیو همیشه به راه بود.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…