کتاب
ناجور،
اثر لیزا هالیدی،
با ترجمهی سعید کلاتی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب ناجور
ناجور
موجود
کتاب
ناجور،
اثر لیزا هالیدی،
با ترجمهی سعید کلاتی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1400
توسط انتشارات گویا،
به چاپ رسیده است.
این محصول
به تیراژ 500 جلد،
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
کتاب ناجور اثر لیزا هالیدی ترجمه سعید کلاتی نشر گویا منتشر شده است رمانی خلاقانه و فراموش ناشدنی دربره عشق بخت و درهم تنیدگی زندگی و هنر از برنده جایزه وایتینگ سال 2017، لیزا هالیدی، ناجور، رمانی که در سه قسمت متمایز و کاملا متقاعدکننده روایت می شود به کشف ناجورهایی می پردازد که در بسیاری از دراماتیک ترین روابط انسانی ما شکل می گیرند و باقی می مانند نابرابری در سن ، قدرت، استعداد ، ثروت ، شهرت ، جغرافیا و عدالت از جمله همین ناجوری ها
در ایستگاه خیابان صدوبیست وپنجم، دو مرد سیاه پوست با ساکسیفون هایشان سوار واگن شدند و در راهرو ایستادند. هم نوازی دونفره شان آرام شروع شد و آن دو مثل مرد تنهایی در آینه، پاورچین به یکدیگر نزدیک و از هم دور می شدند؛ بعد ریتم تند و صدا بلندتر و پرآشوب تر شد و سایر مسافرهای داخل واگن شروع کردند به سر تکان دادن و دست زدن، صدا درآوردن و سوت کشیدن؛ مردی با یک تتوی گل سرخ در حال خونریزی روی بازویش از جا پرید و شروع کرد به رقصیدن. جزوه ای کنار پای آلیس افتاده بود که رویش نوشته بود: برخی انسان ها موضوع صحبت را عوض می کنند تا باعث دور شدن از سخن خداوند شوند. از طرف دیگر، چه کسی از گمراه کردن مردم بیشترین لذت را می برد؟ در وان حمام ازرا، شب قبل، یک لخته خونِ آلیس ریخته بود و مثل آبرنگ در آب رقیق شده بود. ازرا یکی از سی دی های باخ را گذاشته بود -جلدش هنوز روی مبل باز مانده بود و برای آلیس یک لیوان ناب کریک آورده بود.
ازرا یک چسب زخم تازه روی پوست بالای دفیبریلاتورش زد و دستش را آن قدر آنجا نگه داشت که برای ادای سوگند تعهد تابعیت کافی بود. آلیس نگاهش کرد. چشم پزشکش چند قطره برای تنظیم فشار روی چشم هایش تجویز کرده بود، اما ازرا به آن ها آلرژی پیدا کرده بود و پوست دور پلک هایش نازک و خشک شده بود. در تختخواب، مطالعه می کردند، ازرا کیتس می خواند و آلیس مقاله ای درباره ی بمب گذاری های هفته ی گذشته در تایمز؛ قبل از ساعت ۱۱:۱۰ چراغ ها خاموش شدند، آسانسور ثابت ماند، پنجره ی سقفی با تکه پارچه ای که ازرا جلویش نصب کرده بود تا از شدت آفتاب صبحگاهی بکاهد، تاریک شده بود. برای کم کردن درد کمرش، با یک بالشت فومی زیر زانوهایش می خوابید. برای آرام کردن دل پیچه هایی که تا قبل از ساعت چهار بامداد چنان شدید شده بودند که حالش را بهم زده بودند، آلیس از جا بلند شد و به دستشویی رفت تا یکی از قرص های ازرا را بخورد. روی استوانه ای که در دست داشت نوشته بود: یک قرص هر چهار ساعت یک بار یا هر زمان که درد شدید شد. دستگاهی روی قرص صافی که یک لحظه ی قبل قورتش داده بود، حک کرده بود: واتسون ۳۸۷٫ با خود فکر کرد اگر در دنیا دو قرص وجود داشت که یکی او را به نویسنده ای ساکن اروپا تبدیل می کرد و دیگری ازرا را تا روز مرگ آلیس زنده و عاشقش نگه می داشت، کدام را انتخاب می کرد؟
لیزا هالیدی، متولد ۱۲ ژوئیه ۱۹۷۶، نویسنده و رماننویس امریکایی است. او را بیشتر به خاطر نگارش رمان «ناجور» میشناسند که برای آن جایزهی وایتینگ را در سال ۲۰۱۷ دریافت کرده است.
هالیدی در مدفیلد ماساچوست، در خانوادهای از طبقهی کارگر به دنیا آمد و بزرگ شد. اجداد او اهل کامپانیا واقع در ایتالیا بودند. پدرش مکانیک و تعمیرکار بود و مادرش خیاطی میکرد. در سال ۱۹۸۱، زمانی که ۵ ساله بود، پدر و مادرش از هم جدا شدند. از این پس، او و خواهرش با مادرش زندگی میکردند. وضعیت درسی هالیدی عالی بود و در مدرسه همیشه نمرات عالی کسب میکرد؛ سرانجام نیز به دانشگاه هاروارد راه یافت و نخستین فرد خانوادهاش شد که تحصیلات خود را تا مقاطع تحصیلات دانشگاهی ادامه داد. او درحالیکه در هاروارد تاریخ هنر میخواند، در کمبریج، ماساچوست و سامرویل زندگی میکرد.
پس از فارغالتحصیلی در سال ۱۹۹۸، به منهتن نقل مکان کرد و دستیار کارگزار ادبی در آژانس ویلی شد. البته بعدها سِمَت شغلیاش ارتقا یافت. بیش از یک دهه زندگی ادبی هالیدی در آنجا سپری شد. در همین آژانس بود که این نویسنده با فیلیپ راث آشنا شد و این آغاز یک رابطهی حسی بود. در سال ۲۰۰۶، آژانس را ترک کرد و شروع به تمرکز بر روی داستانهای خود نمود. در این زمان، این نویسنده برای تأمین مالی خودش، مستقلاً به ویراستاری و همچنین نویسندگیِ پشت پرده میپرداخت. در سال ۲۰۰۹، با ویراستار و مترجم انگلیسی، تئو ازدواج کرد که با او در همان آژانس ادبی کار کرده بود. در سال ۲۰۱۱، به همراه همسرش به میلان نقل مکان کرد و در سال ۲۰۱۷ صاحب یک دختر شد.
در حال حاضر مطلبی درباره سعید کلاتی
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک