IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
لیزا هالیدی
ویرایش
-
مترجم
سعید کلاتی
صفحات
332 صفحه
انتشارات
وزن
298 گرم
شابک
تیراژ
500 جلد
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب ناجور

ناجور

نویسنده لیزا هالیدی
مترجم سعید کلاتی
انتشارات گویا
موجود
رقعی
1400
138,000
کتاب ناجور، اثر لیزا هالیدی، با ترجمه‌ی سعید کلاتی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب ناجور

ناجور

موجود
رقعی
1400
کتاب ناجور، اثر لیزا هالیدی، با ترجمه‌ی سعید کلاتی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1400 توسط انتشارات گویا، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 500 جلد، در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

138,000

فهرست

کتاب ناجور اثر لیزا هالیدی ترجمه سعید کلاتی نشر گویا منتشر شده است
رمانی خلاقانه و فراموش ناشدنی دربره عشق بخت و درهم تنیدگی زندگی و هنر از برنده جایزه وایتینگ سال 2017، لیزا هالیدی، ناجور، رمانی که در سه قسمت متمایز و کاملا متقاعدکننده روایت می شود به کشف ناجورهایی می پردازد که در بسیاری از دراماتیک ترین روابط انسانی ما شکل می گیرند و باقی می مانند نابرابری در سن ، قدرت، استعداد ، ثروت ، شهرت ، جغرافیا و عدالت از جمله همین ناجوری ها

مشخصات محصول

نویسنده
لیزا هالیدی
ویرایش
-
مترجم
سعید کلاتی
صفحات
332 صفحه
انتشارات
وزن
298 گرم
شابک
تیراژ
500 جلد
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

در ایستگاه خیابان صدوبیست وپنجم، دو مرد سیاه پوست با ساکسیفون هایشان سوار واگن شدند و در راهرو ایستادند. هم نوازی دونفره شان آرام شروع شد و آن دو مثل مرد تنهایی در آینه، پاورچین به یکدیگر نزدیک و از هم دور می شدند؛ بعد ریتم تند و صدا بلندتر و پرآشوب تر شد و سایر مسافرهای داخل واگن شروع کردند به سر تکان دادن و دست زدن، صدا درآوردن و سوت کشیدن؛ مردی با یک تتوی گل سرخ در حال خونریزی روی بازویش از جا پرید و شروع کرد به رقصیدن. جزوه ای کنار پای آلیس افتاده بود که رویش نوشته بود: برخی انسان ها موضوع صحبت را عوض می کنند تا باعث دور شدن از سخن خداوند شوند. از طرف دیگر، چه کسی از گمراه کردن مردم بیشترین لذت را می برد؟ در وان حمام ازرا، شب قبل، یک لخته خونِ آلیس ریخته بود و مثل آبرنگ در آب رقیق شده بود. ازرا یکی از سی دی های باخ را گذاشته بود -جلدش هنوز روی مبل باز مانده بود و برای آلیس یک لیوان ناب کریک آورده بود. ازرا یک چسب زخم تازه روی پوست بالای دفیبریلاتورش زد و دستش را آن قدر آنجا نگه داشت که برای ادای سوگند تعهد تابعیت کافی بود. آلیس نگاهش کرد. چشم پزشکش چند قطره برای تنظیم فشار روی چشم هایش تجویز کرده بود، اما ازرا به آن ها آلرژی پیدا کرده بود و پوست دور پلک هایش نازک و خشک شده بود. در تختخواب، مطالعه می کردند، ازرا کیتس می خواند و آلیس مقاله ای درباره ی بمب گذاری های هفته ی گذشته در تایمز؛ قبل از ساعت ۱۱:۱۰ چراغ ها خاموش شدند، آسانسور ثابت ماند، پنجره ی سقفی با تکه پارچه ای که ازرا جلویش نصب کرده بود تا از شدت آفتاب صبحگاهی بکاهد، تاریک شده بود. برای کم کردن درد کمرش، با یک بالشت فومی زیر زانوهایش می خوابید. برای آرام کردن دل پیچه هایی که تا قبل از ساعت چهار بامداد چنان شدید شده بودند که حالش را بهم زده بودند، آلیس از جا بلند شد و به دستشویی رفت تا یکی از قرص های ازرا را بخورد. روی استوانه ای که در دست داشت نوشته بود: یک قرص هر چهار ساعت یک بار یا هر زمان که درد شدید شد. دستگاهی روی قرص صافی که یک لحظه ی قبل قورتش داده بود، حک کرده بود: واتسون ۳۸۷٫ با خود فکر کرد اگر در دنیا دو قرص وجود داشت که یکی او را به نویسنده ای ساکن اروپا تبدیل می کرد و دیگری ازرا را تا روز مرگ آلیس زنده و عاشقش نگه می داشت، کدام را انتخاب می کرد؟

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک