جستجوهای اخیر
جستجوهای پرطرفدار
تاریخ ایده ها همواره جذاب ترین وجه گذشته ما بوده است؛ کشف اینکه مردم چگونه با سؤالات اساسی خود درباره جهان مواجه می شدند و چگونه بخشی از این ایده ها نادیده گرفته شده است. دغدغه نویسنده نیز همین مسئله اخیر است، یعنی در آن هزار سال مابین دوران کلاسیک و رنسانس علم کجا بود؟ نقشه دانش نقشه جغرافیا و شهرهای دانش است که همواره آنها را در پرده کشیده اند.
منبع: ناشر کتاب
تاریخ ایده ها همواره جذاب ترین وجه گذشته ما بوده است؛ کشف اینکه مردم چگونه با سؤالات اساسی خود درباره جهان مواجه می شدند و چگونه بخشی از این ایده ها نادیده گرفته شده است. دغدغه نویسنده نیز همین مسئله اخیر است، یعنی در آن هزار سال مابین دوران کلاسیک و رنسانس علم کجا بود؟ نقشه دانش نقشه جغرافیا و شهرهای دانش است که همواره آنها را در پرده کشیده اند.
منبع: ناشر کتاب
328,000
پیش گفتار
در سال 1509، هنرمند جوان رافائل سانزیو[1] (1483-1514) نقاشی مجموعه ای از دیوارنگاره ها را در کتابخانۀ خصوصی پاپ ژولیوس دوم، در قلب واتیکان شروع کرد. کنار آن، در نمازخانۀ سیستین[2]، رقیب بزرگ رافائل، میکل آنژ، روی داربستی عظیم، صدها متر در هوا، به پشت دراز کشیده بود و روی سقف تصویری ماندگار از جان بخشی خداوند به آدم را می کشید. روم در دورۀ رنسانس در نقطۀ اوج بود و تحت حمایت پاپ ژولیوس، این شهر بزرگ به شکوه امپراتوری باستانی خود بازمی گشت. دیوارنگارهای رافائل چهار دسته کتاب را در زیر چهار دیوار استانزا دلا سنیاتورا[3] نشان می داد: الهیات، فلسفه، حقوق و شعر. در دیوارنگارۀ فلسفه، که اکنون مدرسۀ آتن* می نامیم، رافائل سه طاق قوسی را که تا مسافتی امتداد می یافت، نقاشی کرد، با مجسمه ای از خدایان رومی مینروا[4] و آپولو در هر طرف و پله های مرمری پهن که به کف کاشی کاری هندسی منتهی می شود.** معماری به یقین رومی است؛ جسور، مقتدر، دیرپا، اما فرهنگ و عقاید نمایش داده شده از پنجاه و هشت چهره که با دقت در نقاشی گروه بندی شده اند موکداً و تقریباً بدون استثنا یونانی است؛ این بزرگداشت کشف مجدد عقاید باستانی است که در محیط فکری روم قرن شانزدهم نقش محوری داشته است. افلاطون و ارسطو درست در مرکز، زیر طاق بزرگی ایستاده اند، پشت به آسمان آبی که افلاطون به آن اشاره می کند، درحالی که ارسطو به زمین زیر پا اشاره می کند، دقیقاً نمایانگر مشرب فلسفی آنها؛ مشغلۀ اولی به ایده آل و آسمانی، عزم دومی برای درک دنیای جسمانی اطراف. منظر کامل فلسفۀ باستان که اومانیسم ایتالیایی وارث آن است، به رنگی درخشان، پیروزمندانه به تصویر درآمده است.
هیچ کس دقیقاً نمی داند دیگر چهره های این نقاشی چه کسانی هستند و بحث دربارۀ هویت آنها قرن ها مشغلۀ ذهنی دانشمندان بوده است. اکثریت توافق نظر دارند مرد طاس در جلو سمت راست، که با پرگار مشغول ارائۀ تئوری هندسی است، اقلیدس* است، درحالی که مرد تاجدار در کنار او با یک کرۀ در دست، مطمئناً بطلمیوس است که در آن دوره به خاطر آثارش در جغرافیا بیش از نجوم شهرت داشت** و دیگر چهره های شناخته شده که در جهان باستان می زیستند؛ حداقل هزار سال پیش از اینکه رافائل دیوارنگاره را شروع کند، جز یک نفر. در سمت چپ نقاشی، مردی که عمامه بر سر دارد، روی شانۀ فیثاغورث خم شده تا آنچه را می نویسد ببیند. او فیلسوف مسلمان ابن رشد (1198-1126) است؛ تنها نمایندۀ شناخته شدۀ هزار سال بین آخرین فیلسوفان یونان باستان و زمان خود رافائل، و تنها نمایندۀ سنت حیاتی و پرجنب وجوش دورۀ شکوفایی دانش اعراب. این دانشمندان، با ایمان و پیشینه متفاوت، اما در نوشتن به زبان عربی یکسان، شعلۀ علم یونان را روشن نگه داشته بودند، این شعله را با سنن دیگر در هم آمیختند و با سخت کوشی و درخشش خود، بقا و انتقال آن را در طول قرن ها به رنسانس تضمین کردند.
در تمام دوران تحصیل در مدرسه و دانشگاه، ادبیات کلاسیک یونان و روم را مطالعه کردم، اما ابداً دربارۀ تأثیر جهان عرب بر قرون وسطی یا درواقع هیچ تمدن خارجی دیگری بر فرهنگ اروپایی نیاموختم. به نظر می رسید روایت تاریخ علم می گوید: «یونانی ها بودند، و سپس رومی ها، و بعد هم رنسانس بود» و با چرب زبانی از هزار سال در این بین صرف نظر می کرد. از دروس دورۀ تاریخ قرون وسطی می دانستم در این دوره از اروپای غربی دانش علمی در میان نبود، و من به این فکر افتادم که چه بر سر کتاب های ریاضیات، نجوم و پزشکی دنیای باستان آمده است. چگونه باقی ماندند؟ چه کسی نسخه برداری و ترجمه شان کرده است؟ در کدام مأمن تا به امروز محفوظ باقی ماندند؟
درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک