IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
کارلوس فوئنتس
ویرایش
-
مترجم
عبدالله کوثری
صفحات
136 صفحه
انتشارات
وزن
104 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب کنستانسیا

فروش ویژه

چاپ نهم

نویسنده کارلوس فوئنتس
مترجم عبدالله کوثری
انتشارات ماهی
موجود
جیبی
1405
17% 280,000
232,400

معرفی محصول

رمان حاضر، در فضای سورئالیستی داستان‌های آمریکای جنوبی جریان دارد و ماجرای دکتر پیری است که پس از چهل سال زندگی مشترک؛ متوجه نوعی رابطة جادویی بین همسر اسپانیایی‌تبارش با پیرمردی روسی می‌شود که در همسایگی آنان زندگی می‌کند و مرگش همزمان با بیماری اسرارگونة همسرش «کنستانسیا»، است. دکتر به پرستاری از کنستانسیا می‌پردازد و پس از ناپدید شدن وی به دنبال یافتن نشانی از زندگی پیشین و خانوادة وی راهی اسپانیا شده و پس از تفحص بسیار درمی‌یابد که در سال‌های‌ جنگ جهانی، پزشکی به همراه همسر و فرزندش قصد گریز از آلمان و سکونت در آمریکا را داشته، اما در مرز میان آلمان و اسپانیا به دست نیروهای نازی از پای در آمده‌اند، و دکتر در کمال شگفتی متوجه می‌شود که مرد، همان پیرمرد روس بوده و زن، همسر وی که سال‌ها روحشان در کنار یکدیگر در آمریکا به زندگی ادامه داده‌اند و در یک زمان، این جهان را ترک کرده‌اند.
فروش ویژه

کتاب کنستانسیا

چاپ نهم

موجود
جیبی
1405

معرفی محصول

رمان حاضر، در فضای سورئالیستی داستان‌های آمریکای جنوبی جریان دارد و ماجرای دکتر پیری است که پس از چهل سال زندگی مشترک؛ متوجه نوعی رابطة جادویی بین همسر اسپانیایی‌تبارش با پیرمردی روسی می‌شود که در همسایگی آنان زندگی می‌کند و مرگش همزمان با بیماری اسرارگونة همسرش «کنستانسیا»، است. دکتر به پرستاری از کنستانسیا می‌پردازد و پس از ناپدید شدن وی به دنبال یافتن نشانی از زندگی پیشین و خانوادة وی راهی اسپانیا شده و پس از تفحص بسیار درمی‌یابد که در سال‌های‌ جنگ جهانی، پزشکی به همراه همسر و فرزندش قصد گریز از آلمان و سکونت در آمریکا را داشته، اما در مرز میان آلمان و اسپانیا به دست نیروهای نازی از پای در آمده‌اند، و دکتر در کمال شگفتی متوجه می‌شود که مرد، همان پیرمرد روس بوده و زن، همسر وی که سال‌ها روحشان در کنار یکدیگر در آمریکا به زندگی ادامه داده‌اند و در یک زمان، این جهان را ترک کرده‌اند.
17% 280,000

232,400

فهرست

داستان های کوتاه اسپانیایی - قرن ۲۰م.
رمان حاضر، در فضای سورئالیستی داستان های آمریکای جنوبی جریان دارد و ماجرای دکتر پیری است که پس از چهل سال زندگی مشترک؛ متوجه نوعی رابطة جادویی بین همسر اسپانیایی تبارش با پیرمردی روسی می شود که در همسایگی آنان زندگی می کند و مرگش همزمان با بیماری اسرارگونة همسرش «کنستانسیا»، است. دکتر به پرستاری از کنستانسیا می پردازد و پس از ناپدید شدن وی به دنبال یافتن نشانی از زندگی پیشین و خانوادة وی راهی اسپانیا شده و پس از تفحص بسیار درمی یابد که در سال های جنگ جهانی، پزشکی به همراه همسر و فرزندش قصد گریز از آلمان و سکونت در آمریکا را داشته، اما در مرز میان آلمان و اسپانیا به دست نیروهای نازی از پای در آمده اند، و دکتر در کمال شگفتی متوجه می شود که مرد، همان پیرمرد روس بوده و زن، همسر وی که سال ها روحشان در کنار یکدیگر در آمریکا به زندگی ادامه داده اند و در یک زمان، این جهان را ترک کرده اند.

مشخصات محصول

نویسنده
کارلوس فوئنتس
ویرایش
-
مترجم
عبدالله کوثری
صفحات
136 صفحه
انتشارات
وزن
104 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز
دسترسی کامل به چکیده‌ها

با اشتراک ماهانه، خرید 5 کتاب، یا وفاداری به متن کامل چکیده‌ها دسترسی بگیرید.

پیشرفت خرید: 0 از 5

چکیده

پیش‌نمایش
رمان حاضر، در فضای سورئالیستی داستان های آمریکای جنوبی جریان دارد و ماجرای دکتر پیری است که پس از چهل سال زندگی مشترک؛ متوجه نوعی رابطة جادویی بین همسر اسپانیایی تبارش با پیرمردی روسی می شود که در همسایگی آنان زندگی می کند و مرگش همزمان با بیماری اسرارگونة همسرش «کنستانسیا»، است.…
ادامهٔ چکیده با اشتراک ماهانه، خرید کتاب یا وفاداری در دسترس است.

گوشه ای از کتاب

کنستانسیا اصلاً اهل سفر نیست. ما در سویل ازدواج کردیم. من ناچار بودم برای امتحانات دانشگاه به آتلانتا برگردم. او توصیه کرد جلوتر بروم و خانه مان را آماده کنم. بعد خودش می آمد. می بایست مدارکش را تهیه می کرد، از بستگان و دوستانی که در چهار گوشۀ اسپانیا داشت وداع می کرد، اسباب و اثاثه اش را که پیش کس و کارش گذاشته بود پس می گرفت و این جور کارها. در ساوانا این خانه را پیدا کردم و خریدم و همین جا به انتظارش نشستم، چشم دوخته به دریایی که قرار بود او را برای من بیاورد. در تمام عالم فقط به یک چیز فکر می کردم و آن همین دختر اندلسی بود. کنستانسیا چهل سال پیش با یک کشتی باری به ساوانا آمد و از آن زمان تابه حال پا از این شهر بیرون نگذاشته. تنها اثاثه ای که با خود آورد، آن کرسیچۀ دعا و شمایل باکرۀ ماکارنا بود و بس، نه عکسی، نه کتابی، هر چند چمدانش پر بود از لباس های تیره و کلی شمایل مذهبی و کتاب دعای مریم مقدس. حالا در این پیرانه سر دارد کافکا می خواند -همان پسر بیمارگون، پسر غمگین خودش. قطارهایی را به خیال می آرد که به موقع می رسند اما بدون مسافر. از طرف دیگر موسیو پلوتنیکوف یک دم آرام ندارد. یادم می آید که هیچ وقت او را ندیدم که در حرکت و جنب و جوش نباشد. بی تردید داشت نقشی را بازی می کرد و این را خودش به من گفت، قبل از اعلام مرگش.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…