بنر بالای صفحه
دن کیشوت نشر نگاه
دن کیشوت نشر نگاه دن کیشوت نشر نگاه

فروش ویژه

کتاب دن کیشوت نشر نگاه

معرفی کتاب دن کیشوت نشر نگاه

(2)
کتاب دن کیشوت(نگاه)، اثر میگوئل دو سروانتس ، با ترجمه ذبیح الله منصوری ، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1402 توسط انتشارات نگاه ، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 500 جلد، در قطع و اندازه‌ی وزیری، در سایت ایده بوک قرار دارد. دانلود pdf و ارسال رایگان
موجود
قیمت ایده بوک: 210,000 23%

161,700

210,000 23% 161,700
دسته بندی های مرتبط با این محصول را هم ببینید

آثار ادبی داستان اروپایی و آمریکایی

محصولات مرتبط

(4)
23%
فروش ویژه
(5)
28%
فروش ویژه
(4)
16%
(2)
28%
فروش ویژه
(4)
23%
فروش ویژه
(1)
23%
فروش ویژه
(4)
22%
فروش ویژه
(2)
23%
فروش ویژه
(2)
28%
فروش ویژه
(2)
23%
فروش ویژه

فهرست

تهیه شده توسط تیم تولید محتوای ایده‌بوک

  • کتاب دن کیشوت اثر میگوئل دوسروانتس ترجمه ذبیح الله منصوری نشر نگاه منتشر شده است 

مشخصات محصول

نویسنده: میگوئل دو سروانتس ویرایش: -
مترجم: ذبیح الله منصوری تعداد صفحات: 360
انتشارات: نگاه وزن: 580
شابک: 9786222672799 تیراژ: 500
اندازه (قطع) : وزیری سال انتشار 1402

معرفی محصول

تهیه شده توسط تیم تولید محتوای ایده‌بوک

(داستان های اسپانیایی،قرن 16م)

نویسنده

مختصری درباره نویسنده

میگوئل دو سروانتس

میگوئل دو سروانتس

میگل د سروانتس، ۵۰ ساله، برای سومین‌بار در زندگی‌اش به زندان افتاده بود که داستانی در مخیله‌اش شکل گرفت. در سال‌های پس از آزادی، او قهرمان خود را روی کاغذ آورد: «دن کیشوت»؛ شوالیه‌ای که با خواندن داستان‌های شوالیه‌ای عقل از کف داده بود. او جست‌وجویش را در دشت لامانچای اسپانیا شروع کرد، سوار بر اسبی استخوانی، به نام روزینانته، و همراه با دهقان وفادارش، سانچو پانزا. «دن کیشوت» که پنج سال پس از آزادی سروانتس در ۱۶۰۵ منتشر شد، هیچ مشابهتی در تاریخ ادبیات نداشت و سکوی پرشی برای قرن‌ها آزمودن قالب رمان شد. این کتاب صفت خاص خودش را ایجاد کرد؛ صفت «کیشوتی» که آرمان‌گرایی مأیوسانه‌ی خاصی را توصیف می‌کند. کلمه‌ای که توصیف مناسبی از زندگی خود سروانتس است؛ داستان‌سرایی که در دوره‌ای از تاریخ اسپانیا زیست که مملو از درگیری بود.

میگل در روز جشن فرشته میکائیل (۲۹ سپتامبر)، سال ۱۵۴۷، در آلکالا د انارس، جایی در نزدیکی مادرید متولد شد. او چهارمین بچه از هفت فرزند لئونور د کورتیناس، دختر یک نجیب‌زاده و رودریگو د سروانتس، یک دلاک دوره‌گرد بود. اطلاعات کمی از سال‌های اولیه‌ی زندگی سروانتس وجود دارد، اما او در ۲۱‌سالگی در مادرید تحت تعلیم یک استاد آرمان‌گرا تحصیل می‌کرد که او را شاگرد محبوب خود توصیف کرده است. در ۱۵۶۹، سروانتس به رم نقل مکان کرد (احتمالاً به این دلیل که در اسپانیا به دلیل زخمی کردن رقیبش در دوئل تحت تعقیب بود). او در رم به‌عنوان خدمتکار برای یک کاردینال کلیسا کار می‌کرد.

اسپانیا در تلاش برای خارج ‌کردن کنترل دریای مدیترانه از دست نیروهای عثمانی تحت رهبری سلطان سلیم دوم، اتحادی از نیروهای کاتولیک با مشارکت ونیز و حکومت پاپ تشکیل داده بود. سال ۱۵۷۰، سروانتس و برادرش رودریگو، با همین انگیزه در ناپل به سپاه تحت‌نظر اسپانیا ملحق شدند. دو برادر سوار بر کشتی به همراه ناوگان به دریا زدند و در نبرد خونین لپانتو در نزدیکی کورینتوسِ یونان شرکت کردند که با شکستی قاطع برای عثمانی به پایان رسید. دو گلوله به سینه‌ی سروانتس خورد و دست چپش با شلیک گلوله‌ی سوم از بین رفت، با‌این‌حال او زنده ماند تا در نبردهای دیگری مبارزه کند. تجربیات او بعدها در نوشتن داستان‌هایش به کار آمد، اما زندگی در خاک ایتالیا هم برایش بسیار ارزشمند بود. سروانتس به‌عنوان یک خواننده‌ی مشتاق، در معرض انقلاب فلسفی و ادبی رنسانس قرار گرفت.

سال ۱۵۷۵، دو برادر در حال بازگشت به اسپانیا بودند که دزدان دریایی بربر به کشتی آن‌ها حمله کردند، خدمه را به اسارت گرفتند و برای بردگی به الجزایر بردند که مرکز تجارت بردگان اروپایی در آن روزگار بود. سروانتس به امید اینکه بعداً در اسپانیا مقامی در ارتش به دست آورد، نامه‌های قدردانی فراوانی از فرماندهان جنگ به همراه داشت. این نامه‌ها او را تبدیل به اسیری گرانبها کرد و جایزه‌ی بزرگی برای سرش تعیین شد.

اطلاعات دیگر بردگان، سروانتس را یک رهبرشجاع توصیف می‌کند که چهار بار برای فرار تلاش کرد، اما به‌دلیل احترام زیادی که اسیرکنندگانش برای او قائل بودند از مجازات مرگ معاف شد. وضعیت او مدت حبسش را طولانی کرد. او پنج سال را در زندان گذراند و درست وقتی که در آستانه‌ی فرستاده ‌شدن به استانبول و فروخته‌ شدن بود خانواده‌اش با کمک فرقه‌ای از راهبان تثلیث‌گرا، پانصد سکه‌ی طلا جمع‌آوری کردند تا او را آزاد کنند و به مادرید برگردانند.

«چلاقِ لپانتو» یا همان سروانتس در اسپانیا برای امرار معاش به نوشتن روی آورد. اسپانیا در آن روزگار به دلیل سلطه بر مستعمرات ماورای بحار ثروتمند شده بود و در میانه‌ی عصر طلایی خود قرار داشت؛ دوره‌ای از خلاقیت هنری و ادبی. دو نمایشنامه‌ی اول سروانتس تأثیرگذار از آب درآمد. او در نوشتن سیاهچال‌های الجزایر از تجربیات دوره‌ی اسارتش استفاده کرد و در نومنسیا، داستان محاصره‌ی ظالمانه‌ی این شهر باستانی اسپانیا به‌دست رومی‌ها را روایت می‌کند. سروانتس داستان‌های خیالی هم می‌نوشت. او داستان عاشقانه‌ی «گالاتئا» (۱۵۸۵) را بر پایه‌ی داستان اسطوره‌ای دو چوپان که عاشق حوری گالاتئا می‌شوند، نوشته است.

سروانتس با وجود اینکه برای نوشتن دستمزد می‌گرفت، برای تأمین مخارج خود و خانواده‌ی عجیب و غریبش درآمد کافی نداشت. او در ۳۷ سالگی، با عشق زندگی خود، زنی به نام آنا فرانکا د روخاس، آشنا شد و تنها فرزندش، ایزابل از او متولد شد. سپس با کاتالینا د پالاسیوس سالازار ازدواج کرد، اما جدا از همسرش زندگی می‌کرد. او در آن دوره به‌عنوان مأمور تهیه‌ی تدارکات برای آرمادا، ناوگان دریایی اسپانیا به سراسر اندلس سفر کرد.

شکست ناوگان اسپانیایی به‌دست انگلیسی‌ها در ۱۵۸۸، افول اسپانیا را پس از دوران طلایی ابرقدرتی تسریع کرد. حکومت سعی کرد با وضع مالیات‌های شدید بر افرادی که روی زمین‌ها کار می‌کردند، اقتصاد متزلزل را اصلاح کند. با وجود اختلافات فراوان در دفاتر مربوط به جمع‌آوری غلات، سروانتس مأمور جمع‌آوری خراج شد، اما به دلیل اختلاس، مدت کوتاهی به زندان افتاد. او مدتی بعد دوباره برای یک محکومیت یک‌ساله‌ی دیگر زندانی شد. پس از آزادی، به نوشتن غزل و نمایشنامه و همچنین داستان بزرگی که طرحش را در زندان ریخته بود، ادامه داد.

سروانتس در ۱۶۰۵، در ۵۷ سالگی، انتشار شاهکار خود «دن کیشوت» را به چشم دید و پربارترین دوره‌ی کاری خود را به‌عنوانِ نویسنده آغاز کرد. این رمان، هم تقلیدی از دنیای قرون وسطایی شوالیه‌های جوانمرد و بانوهایشان بود و هم گزارشی طنزآمیز از جامعه‌ی آن روز اسپانیا. کتاب موفقیتی فوری بود. نام سروانتس از زمانی شناخته شد که کتابش در اسپانیا، انگلیس، فرانسه و ایتالیا ترجمه و منتشر شد. بااین‌حال، او فقط از رفاه موقتی برخوردار شد، چون حقوق کتابش را فروخته بود. سروانتس پس از نقل مکان به مادرید، در میان نویسندگان و شاعران زندگی کرد و به نوشتن «داستان‌های نمونه» (۱۶۱۳) و «سفر به پارناسوس» (۱۶۱۴) ادامه داد. او که از انتشار قسمت دوم تقلبی «ماجراهای دن کیشوت» به‌قلم یک نویسنده‌ی ناشناس خشمگین بود، دنباله‌ی آن را در ۱۶۱۵ منتشر کرد.

سروانتس در ۲۲ آوریل ۱۶۱۶ به عنوان «یک پیرمرد، یک سرباز و آقای محترم و فقیر» درگذشت و در صومعه‌ی تثلیثی‌های پابرهنه در مادرید به خاک سپرده شد. در سال ۲۰۱۵ تکه‌هایی از استخوان‌های او کشف شد و به عنوان بزرگ‌ترین نویسنده‌ی اسپانیایی به‌طور رسمی به خاک سپرده شد و تقریباً چهارصدسال پس از مرگش بنای یادبودی برای او ساختند.


مترجم

مختصری درباره مترجم

ذبیح الله منصوری


ذبیح‌الله حکیم الهی دشتی معروف به ذبیح الله منصوری، نویسنده بسیار متواضع بود که در سال ۱۳۶۵ در سن ۸۹ سالگی در تهران درگذشت. از ذبیح الله حکیم اللهی دشتی که جامعه کتاب خوان ما او را با نام «ذبیح الله منصوری» می‌شناسد، نزدیک به هزار و ۴۰۰ نوشته، ترجمه و کتاب باقی مانده که بعضی از آن‌ها با وجود حجم زیاد صفحات و مجلدات متعدد به فروش بالایی دست پیدا کرده‌اند.

فهرست مندرجات
۱ - معرفی اجمالی
۲ - ویژگی آثار
۳ - آثار
۴ - عناوین مرتبط
۵ - منبع

۱ - معرفی اجمالی
[ویرایش]

ذبیح الله حکیم الهی دشتی، فرزند اسماعیل، در سال ۱۲۷۶ ش در شهر سنندج متولد شد. تحصیلات مقدماتی خود را در آن شهر و کرمانشاه انجام داد و زبان فرانسه و انگلیسی را فرا گرفت. پدرش علاقه‌ای به تحصیل او نداشت؛ ولی مادرش از خانواده علماء و روحانیون بود.
ذبیح الله حکیم الهی دشتی در سال ۱۲۹۹ وقتی به تهران آمد، می‌خواست در رشته دریا نوردی تحصیل کند؛ ولی در روزنامه کوشش به ترجمه چند کتاب پرداخت و از آن به بعد به نوشتن اشتغال یافت. گفته می‌شود، حدود ۱۴۰۰ کتاب و نشریه منتشر کرده که از پر فروش‌ترین کتاب‌ها به زبان فارسی می‌باشند.
ذبیح الله منصوری بسیار ساده می‌زیست و به همسر و دو فرزند خود علاقه فراوانی داشت. همواره از خودکشی برادرش که جزو ۵۳ نفر همراهان ارانی به زندان افتاده بود و سه سال محکومیت یافت و بعدا خود را از بین برد ناراحت بود.
ذبیح الله منصوری که نوشته‌ها و ترجمه‌هایش خوانندگان فراوان یافت، نویسنده‌ای بود، بسیار متواضع و دیرجوش و گوشه گیر؛ وقتی بعد از شهریور ۲۰ او را شناختم و کرارا برای ترجمه و نوشتن مقاله در چاپ خانه او را می‌دیدم، گفتگو با او فقط در چند جمله خلاصه می‌شد.

۲ - ویژگی آثار
[ویرایش]

درباره این مترجم نام آشنا حرف و حدیث‌هایی مثل این مورد که الحاقات او به متن چندین برابر متن اصلی نویسنده است و... بسیار است؛ اما نمی‌توان نادیده گرفت که چاپ‌های چهل و چندم بعضی از ترجمه‌های او حکایت از اقبال عمومی به آثار وی دارند.
منصوری شهرت خود را بین اهل مطالعه به ترجمه کتاب‌هایی؛ همچون «خواجه تاجدار»، «سینوحه» و «محمد پیغمبری که از نو باید شناخت»، مدیون است.
ناشرانی که کارهای وی را چاپ کرده‌اند، می‌دانند که ترجمه‌های منصوری- هر چند که حجیم و چند جلدی هستند- همواره از پر درآمدترین کتاب‌ها بوده و هستند.
ترجمه ذبیح الله منصوری از «سینوحه» نوشته «میکا والتاری» که چاپ اول آن در سال ۱۳۶۴ منتشر شد تا به امروز به ۴۷ چاپ رسیده است.
برگردان او از «فرزند نیل» نوشته هوارد فاوست تا به حال ۱۰ چاپ خورده و چاپ چهاردهم «محمد پیغمبری که از نو باید شناخت» نوشته کنستان ویرژیل گیورگیف با ترجمه وی به چاپ چهاردهم رسیده است.
چاپ دهم «سفرنامه ماژلان» نوشته «پیگار فتادی لومبارد» و بیست و هفتمین دوره انتشار کتاب «کنیز ملکه مصر» اثر «میکل پیرامو» از ترجمه‌های دیگر این مترجم پرتلاش هستند که توسط نشر زرین چاپ و منتشر شده‌اند.
«خداوند الموت» نوشته نویسنده فرانسوی «پل آمیر» با ترجمه منصوری در حال حاضر به چاپ ۴۳ رسیده و برگردان او از کتاب «امام حسین و ایرانیان» تالیف «کورت فریشلر» چاپ ۱۷ خود را در انتشارات جاویدان سپری می‌کند.
علاوه بر آثار یاد شده، رمان ۱۰ جلدی «سه تفنگدار»، کتاب ۴ جلدی «سرزمین جاوید»، «منم تیمور جهانگشا»، «کنت مونت کریستو»، «جنگ ایرانیان»، «زندگی و سرانجام ماری آنتوانت»، «اسپارتاکوس»، «غرش طوفان»، «ژوزف بالسامو»، «ملاصدرا» و بسیاری رمان و کتب تاریخی دیگر بخش کوچکی از ترجمه‌های معروف منصوری در عمر ۸۹ ساله او را تشکیل می‌دهند.
آثار این مترجم که به خاطر حجم وسیع ترجمه‌ها و نوشته هایش جزو نوادر تاریخ تالیف و ترجمه در ایران و شاید جهان به حساب می‌آید، همان اندازه که پر فروش و عامه پسند بوده و هستند، به همان اندازه نیز جدی و مورد پسند حرفه‌ای‌های ادبیات نیز بوده‌اند.
منصوری در کنار چاپ کتاب‌هایش که توسط چند ناشر معروف و نام آشنا مثل «امیر کبیر»، «جاویدان»، «زرین»، «مستوفی» و... منتشر شده، با نشریات و جراید کثیرالانتشار جدی و عامه پسند نیز همکاری داشته که از میان این دو طیف مختلف المنافع می‌توان از «کتاب هفته» که توسط احمد شاملو اداره می‌شد و «خواندنی‌ها» که علی اصغر امیرانی آن را می‌گرداند، اشاره کرد. برای هر دو این مجلات هر هفته می‌نوشت و ترجمه می‌کرد.
زبان انگلیسی و فرانسه می‌دانست و به واسطه همین دانایی اول بار ترجمه هایش را به روزنامه «کوشش» سپرد.

۳ - آثار
[ویرایش]

غرش طوفان الکساندر دومای پدر
سه تفنگدار الکساندر دومای پدر
شاه جنگ ایرانیان در چالدران و یونان (جون بارک واشتن فنو)
عشاق نامدار
خواجه تاجدار ژان گور
امام حسین و ایران کورت فریشلر
مفز متفکر جهان شیعه «امام صادق»
سقوط قسطنطنیه میکا والتاری
خداوند الموت (حسن صباح) پل آمیر
ملاصدرا هانری کورین
عارف دیهیم دار جیمز داون
غزالی در بغداد ادوارد توماس
جراح دیوانه ژارگن توروالد
سرزمین جاوید رومن گیرشمن
سینوهه پزشک فرعون میکا والتاری
من کنیز ملکه مصر بودم میکل پیرامو
سفرنامه ماژلان پبگافتا دی لومباردو
اسپارتاکوس هوارد فاست
ژوزف بالسامو الکساندر دومای پدر
محبوس سنت هلن یا سرگذشت ناپلئون اوکتاو اوهری
شاه طهماسب و سلیمان قانونی آلفرد لابی ار
دلاوران گمنام ایران در جنگ با روسیه تزاری- ژان یونیر
مکاتبات چرچیل و روزولت وارن اف. کمبل
پطر کبیر رابرت ماسی
عایشه بعد از پیغمبر کورت فریشلر
ایران و بابر ویلیام ارسکین
ملکه ویکتوریا الیزابت لانفورد

ذبیح الله منصوری

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

کد امنیتی ثبت نظر

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده بوک اعلام می‌کنم.

پرسش خود را درباره این محصول ثبت کنید