جستجوهای اخیر
جستجوهای پرطرفدار
این کتاب سرگذشت ابوعلی سینا، یکی از مشهورترین و تأثیرگذارترینِ فیلسوفان و دانشمندان ایران زمین و جهان است. او که در کودکی نبوغ شایانی از خود بروز داد و در جوانی از جمله دانشمندان و پزشکان خاص دربار امیر نوح سامانی در بخارا بود. سپس با زوال سامانیان و نزدیک شدن خطر سپاه سلطان محمود غزنوی از بخارا به گرگانج خوارزم رفت و از آنجا به گرگان نزد امیران آل زیار پناه برد. سپس، در خدمت مجدالدوله رستم امیر آل بویه در ری رسید و پس از آن در همدان وزیر شمس الدوله دیلمی بود. پس از مرگ امیر، وی را زندانی کردند تا اینکه از آنجا گریخت و نزد علاء الدوله، حاکم اصفهان از آل کاکویه رفت و در خدمت او بود تا نهایتاً در همین منصب در سفر به همدان درگذشت.
منبع: ناشر کتاب
این کتاب سرگذشت ابوعلی سینا، یکی از مشهورترین و تأثیرگذارترینِ فیلسوفان و دانشمندان ایران زمین و جهان است. او که در کودکی نبوغ شایانی از خود بروز داد و در جوانی از جمله دانشمندان و پزشکان خاص دربار امیر نوح سامانی در بخارا بود. سپس با زوال سامانیان و نزدیک شدن خطر سپاه سلطان محمود غزنوی از بخارا به گرگانج خوارزم رفت و از آنجا به گرگان نزد امیران آل زیار پناه برد. سپس، در خدمت مجدالدوله رستم امیر آل بویه در ری رسید و پس از آن در همدان وزیر شمس الدوله دیلمی بود. پس از مرگ امیر، وی را زندانی کردند تا اینکه از آنجا گریخت و نزد علاء الدوله، حاکم اصفهان از آل کاکویه رفت و در خدمت او بود تا نهایتاً در همین منصب در سفر به همدان درگذشت.
منبع: ناشر کتاب
712,500
مسافری که در روز سوم ماه ربیع الاول سال ۳۷۰ هجری قمری مطابق با اول میزان [: اول مهرماه] وارد قصبۀ «افشنه» می شد ولو کوچک ترین اطلاعی از وضع اجتماعی مردم آن قصبه نداشت می فهمید که در یک روز جشن وارد آن قصبه شده است.
در بعضی از خانه ها که صاحبانشان به اصطلاح درهای باز داشتند، در را باز گذاشته بودند تا خویشاوندان، دوستان و آشنایان بدون در زدن وارد خانه شوند و هرکه وارد یکی از آن خانه ها می گردید می دید که انواع میوه ها از سقف هشتی آویخته شده و میوه های رنگارنگ را برای آونگ انتخاب می نمودند.
خویشاوندان و دوستان وقتی وارد خانه ای می شدند با صدای بلند می گفتند: خرّم باد! و صاحب خانه پاسخ می داد: بر شما هم خرّم باد! و خویشاوندان و دوستان چند لحظه می نشستند و برای ابراز نزاکت از میوه هایی که بر زمین نهاده شده بود دانه ای یا حبه ای می خوردند و برمی خاستند تا بتوانند به خانۀ سایر خویشاوندان و دوستان بروند.
آن روز جشن «میوه بندان» مردم افشنه بود که هر سال در آغاز پاییز اقامه می شد و افشنه واقع در بخارای آن روز و ازبکستان امروز ازلحاظ داشتن میوه های خوب در ناحیۀ بخارا شهرت داشت و به خصوص انگور،خربزه و انار افشنه معروف بود؛ درصورتی که بعضی از روستاها و قصبات بخارا انگور و انار نداشتند.
قصبۀ افشنه در دامنۀ یک تپۀ طولانی به وجود آمده بود که در دامنه و بالای آن باغ های انگور، انار و میوه های دیگر وجود داشت و در اراضی پایین گندم، جو، گاورس، انواع محصولات صیفی و سبزی به دست می آمد.
اراضی کم ارتفاع و جلگه ای قصبۀ افشنه مثل تمام اراضی جلگه های ازبکستان امروزی [: بخارای قدیم] که جزء خاک ایران بود از رسوب شط بزرگ جیحون به وجود آمده بود و اگر دو شط جیحون و سیحون وجود نمی داشت، نه ازبکستان به وجود می آمد و نه تاجیکستان که ماوراء النهر قدیم خوانده می شد و همان طور که کشور مصر را در طول صدها میلیون سال رسوب شط نیل به وجود آورد، کشورهایی هم که امروز موسوم به ازبکستان و تاجیکستان است در طول صدها میلیون سال از رسوب رودخانه ها به خصوص جیحون و سیحون به وجود آمد.
کشاورزی اراضی کم ارتفاع افشنه از نهرهایی که از جیحون منشعب می شد مشروب می گردید، اما باغ های واقع در دامنه و بالای تپه را با دولاب مشروب می کردند. مشروب کردن باغ های بالای قصبه با دولاب اِشکال و خرج داشت به استثنای باغ های انگور [: تاکستان ها] و به همین جهت مردم افشنه تقریباً به دو طبقه تقسیم می شدند؛ یکی آنهایی که در بالا باغ های میوه غیر از انگور داشتند و طبقۀ دوم کسانی که فقط دارای تاکستان بودند، اما در افشنه کسی نبود که لااقل یک قطعه باغ انگور نداشته باشد.
علت اینکه طبقۀ کم بضاعت دارای باغ انگور بودند اما باغ میوه های دیگر را نداشتند این بود و هست که درخت های انار، سیب، گلابی، زردآلو و میوه های دیگر احتیاج به آب دارند و نمی توان آنها را به طور دیم، به طوری که فقط با باران بهاری و یا شبنم مشروب بشوند، به عمل آورد، اما درخت انگور به طور دیم عمل می آید و همین که ریشۀ درخت تاک تا عمق معین در زمین فرورفت دیگر درخت رز برای اینکه بماند و ثمر بدهد احتیاج به آب ندارد. این بود که مردم کم بضاعت افشنه تاکستان دیم داشتند، اما در بالای قصبه دارای باغ میوه نبودند و این موضوع در زبان محاورۀ مردم افشنه که زبان دری بود این ضرب المثل را به وجود آورد که «فلان مرد یا زن صاحب باغ بالا است» و با اینکه بیش از هزار سال از آغاز این سرگذشت می گذرد هنوز این ضرب المثل در قسمتی از مناطق ایران از بین نرفته و مردم، بیشتر به کنایه یا به طعنه، می گویند که فلانی دارای باغ بالا است.
اما حتی آنهایی که در قصبۀ افشنه باغ بالا نداشتند در آن روز در خانۀ خود میوه بندان کرده و مقداری میوه از سقف هشتی یا از سقف اتاق آویختند؛ چون اقامۀ مراسم آن جشن با آویختن میوه فقط یک رسم ملی نبود، بلکه جنبۀ مذهبی نیز داشت و مردم در آغاز پاییز با اقامۀ مراسم آن جشن به درگاه خداوند از نعمت هایی که به بندگان خود داده سپاسگزاری می کردند و به همین جهت کم بضاعت ترین افراد هم ضروری می دانستند در آن روز در خانۀ خود میوه بندان کنند تا اینکه شکر خداوند را به جا آورده باشند.
درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک