جستجوهای اخیر
جستجوهای پرطرفدار
185,000
حساس بود و می خواست بیاموزد. در واقع یک بار بین خودمان شوخی کردیم و من در یک فیلم یعنی محکوم به اعدام (۵) از او در چند نقش بهره بردم. نمایش با نبردی که در قصر داور، فیلمبرداری می شد پایان می یافت و نمایی داشتیم که شان یک نارنجک پرتاب می کرد و این نما کات می خورد به نمای دیگری از او در نقشی دیگر که آن نارنجک درست می افتد کنارش و او کشته می شود. [۴]
البته این جا صحبت از نقش های بی دیالوگ است. چون با وجود تمام تلاشی که کانری با شکسپیر و ضبط صوتش کرده بود، راکوف در زمینه ادای دیالوگ اعتمادی به آشنای جلسات بازی ورقش نداشت. این بود که شش ماه بعد که همسر آینده راکوف ژاکلین هیل هنر پیشه به او پیشنهاد کرد که نقش اول آخرین تولید تلویزیونی اش را به کانری بدهد، راکوف بر آشفته شد. او به یاد دارد که به زنش گفت: «شان کانری؟ آدم یک کلمه از حرف هایش را نمی فهمد و زن هم جواب داد: «باشد. خانوم ها که خوششان می آید.» نمایش مورد بحث مرثیه ای برای یک سنگین وزن نوشته راد سرلینگ بود و تا جمعه ششم مارس سال ۱۹۵۷ یعنی سه روز قبل از شروع تمرینات و سه هفته پیش از تاریخی که قرار بود کار پخش بشود، قرار بود جک پالانس نقش اول را بازی کند اما بعد تلفن دفتر راکوف در بی بی سی زنگ خورد و مدیر برنامه پالانس در آمریکا آمد پشت خط و گفت که ببخشید ولی جک بالاخره نتوانست بیاید. راکوف می گوید: «فوراً برای جایگزینی پالانس در نقش ماونتن مک کلینتاک چند تا هنر پیشه آمدند به ذهنم اما بعد از حرفی که ژاکلین زد بر آن شدم تا شان را هم ۲ که سال گذشته آن نقش را در تلویزیون آمریکا بازی کرده بود.
درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک