IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
کالین هوور
ویرایش
-
مترجم
مهدی شمسایی
صفحات
301 صفحه
انتشارات
وزن
352 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب ما شروعش می کنیم نشر میلکان

ما شروعش می کنیم

نویسنده کالین هوور
مترجم مهدی شمسایی
انتشارات میلکان
موجود
رقعی
1403
365,000
کتاب ما شروعش می کنیم، اثر کالین هوور، با ترجمه‌ی مهدی شمسایی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب ما شروعش می کنیم نشر میلکان

ما شروعش می کنیم

موجود
رقعی
1403
کتاب ما شروعش می کنیم، اثر کالین هوور، با ترجمه‌ی مهدی شمسایی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1403 توسط انتشارات میلکان، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

365,000

ما شروعش می کنیم نشر میلکان

اثر کالین هوور

مشخصات محصول

نویسنده
کالین هوور
ویرایش
-
مترجم
مهدی شمسایی
صفحات
301 صفحه
انتشارات
وزن
352 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

بسته ی چفت دری را روی میز آشپزخانه دیدم، آن را برداشتم و بررسی کردم رسید زیرش بود. به تاریخ روی رسید نگاه کردم. چفت را بیش از دو هفته ی پیش خریده بودند. چفت اندازه ی در ورودی بود. با وجود اینکه دو هفته ای می شد که تیم چفت را خریده بود نمیدانستم چرا هنوز آن را روی در نصب نکرده بود جعبه ابزار را از کشو آشپزخانه پیدا کردم و آن را باز کردم. چند دقیقه ی بعد مادرم از اتاقش بیرون آمد. تا آن موقع چفت جدید را روی در ورودی قرار داده بودم. از من پرسید دارم چه کار میکنم من هم دستگیره را پیچاندم و در را کمی باز کردم تا به او نشان بدهم که دستگیره کار میکند. واکنش او را هرگز فراموش نمیکنم آهی کشید و گفت: «چرا این غلط ها رو میکنی؟ میخوای بهانه دست تیم بدی.» پیچ گوشتی را از دستم گرفت و گفت: «قبل از اینکه بفهمه اینجا بودی، باید بری.» یکی از دلایلی که من با هیچ کس در آن خانه کنار نمی آمدم این بود که همیشه غیر منصفانه به مسائل واکنش نشان می دادند. وقتی بدون اینکه کسی از من بخواهد در امور خانه کمک میکردم تیم می گفت به خاطر تنفر از او این کارها را انجام میدهم. وقتی هم کاری انجام نمی دادم او می گفت من تنبلم و نمک نشناس گفتم: «نمیخوام تیم رو ناراحت کنم چفت در رو تعمیر کردم. فقط خواستم کمک کنم.
مادرم گفت اون هم میخواست هر موقعی که وقت کرد
چفت در رو تعمیر کنه

پشت جلد

در همین چند ثانیه صحبت تلفنی با او مثل گذشته وجودم پر از نگرانی می شود. فوراً تلفن را قطع میکنم حرفی برای گفتن به او ندارم شماره اش را مسدود می کنم از این که وقتم را با صحبت کردن با او هدر داده ام پشیمانم به محض این که گفت چه کسی است باید تماس را قطع می کردم. روی میزم به جلو خم میشوم و سرم را بین دستهایم میگذارم از این چند دقیقه ی غیر منتظره دل آشفته می شوم. راستش از واکنشم متعجیم احتمال میدادم روزی این اتفاق بیفتد اما تصور می کردم که اهمیت نمیدهم کمان میکردم که به بازگشت او به زندگی ام همان قدر بی اعتا هستم که وقتی او مرا مجبور کرد ترکش کنم اما آن موقع به خیلی چیزها بی اعتنا بودم. الآن واقعاً زندگی ام را دوست دارم به موفقیت هایم افتخار می کنم. من مطلقاً نمی خواهم کسی از گذشته وارد زندگی ام شود و آن را تهدید کند. ست هایم را روی صورتم میکشم سعی میکنم چند دقیقه ی آخر را هضم کنم، بعد از روی میز عقب می روم بیرون میروم تا به برد در تعمیر رستوران کمک کنم و تمام تلاشم را می کنم تا این لحظه را پشت سر بگذارم هر چند کار سختی است. انگار گذشته ی من از هر طرف به من ضربه می زند حمله میکند و من مطلقاً کسی را ندارم که با او در این باره صحبت کنم. بعد از چند دقیقه که هر دوی ما در سکوت کار کردیم به برد می گویم: «باید واسه ی تنویه تلفن بخری، تقریباً میزده سالشه.»

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک