این داستان بلند درباره پرنده بسیار کوچکی است که "نه تر و نه خشک "نام دارد. او که به رنگ خاک است روزی از روی بامی می پرد و پس از طی مسافتی طولانی سرانجام وارد قصر پادشاهی می شود که تنها یک دختر به نام "گلپر "دارد . گلپر که بسیار خجالتی است مشغول نقاشی است و از آن جا که پرنده کوچک و به رنگ خاک است گلپر او را نمی بیند .اما پرنده با آواز خواندن و پریدن بر روی تابلوی نقاشی، او را متوجه خود می سازد .پس از آن با دختر به گفت و گو می نشیند و از او خواستگاری می کند .دختر نیز دلباخته او می شود .این در حالی است که پادشاه با این وصلت مخالف است ;سپس ماجراهایی روی می دهد که داستان براساس آن تدوین شده است .
کتاب نه تر و نه خشک
نه تر و نه خشک
موجود
معرفی محصول
این داستان بلند درباره پرنده بسیار کوچکی است که "نه تر و نه خشک "نام دارد. او که به رنگ خاک است روزی از روی بامی می پرد و پس از طی مسافتی طولانی سرانجام وارد قصر پادشاهی می شود که تنها یک دختر به نام "گلپر "دارد . گلپر که بسیار خجالتی است مشغول نقاشی است و از آن جا که پرنده کوچک و به رنگ خاک است گلپر او را نمی بیند .اما پرنده با آواز خواندن و پریدن بر روی تابلوی نقاشی، او را متوجه خود می سازد .پس از آن با دختر به گفت و گو می نشیند و از او خواستگاری می کند .دختر نیز دلباخته او می شود .این در حالی است که پادشاه با این وصلت مخالف است ;سپس ماجراهایی روی می دهد که داستان براساس آن تدوین شده است .
این داستان بلند درباره پرنده بسیار کوچکی است که "نه تر و نه خشک "نام دارد. او که به رنگ خاک است روزی از روی بامی می پرد و پس از طی مسافتی طولانی سرانجام وارد قصر پادشاهی می شود که تنها یک دختر به نام "گلپر "دارد . گلپر که بسیار خجالتی است مشغول نقاشی است و از آن جا که پرنده کوچک و به رنگ خاک است گلپر او را نمی بیند .اما پرنده با آواز خواندن و پریدن بر روی تابلوی نقاشی، او را متوجه خود می سازد .پس از آن با دختر به گفت و گو می نشیند و از او خواستگاری می کند .دختر نیز دلباخته او می شود .این در حالی است که پادشاه با این وصلت مخالف است ;سپس ماجراهایی روی می دهد که داستان براساس آن تدوین شده است .
زاده شانزدهمین روز از واپسین ماه تابستان در روستای سیرچ در استان کرمان. علاقه به مطالعه و خواندن کتاب از همان کودکی در مرادی کرمانی به وفور وجود داشت، البته در این مورد نقش عموی او که در آن زمانها معلم روستا بود نیز بسیار پررنگ است.
پایان تحصیلات ابتدایی مصادف بود با رفتن به کرمان و زندگی در این شهر.
همکاری با رادیو محلی کرمان نخستین جرقه نویسندگی برای این نویسنده محسوب میشود که این مساله بعدها با چاپ آثاری در مطبوعات شکل ادامه داری به خود گرفت.
دوران دانشجویی هوشنگ مرادی کرمانی در تهران سپری شد و او حالا در کانون مراکز فرهنگی قرار داشت که این مساله مسیر را برای او هموارتر کرد.
قصههای مجید نوشته شده به سال ۱۳۵۳ را شاید بتوان به نوعی مطرحترین و شناخته شدهترین اثر این نویسنده دانست.
پسر نوجوانی که همراه با بی بی، پیرزنی مهربان زندگی میکند و زندگی پرماجرای آنها دستمایه ای شد که بعدها حتی بر اساس آن، مجموعه تلوزیونی محبوبی نیز ساخته شود.
مرادی کرمانی در جایی گفته: بزرگترین لذت من کوه و کتاب است. ذهن روستایی ام و نوشته هایم پر از طبیعت است. من صبحها تا درختها را نبینم تا پرندهها را نبینم روزم آغاز نمیشود.
مرادی کرمانی معتقد است: وقتی به آدمهایی میرسم که میگویند خودم یا برادرم با آثار شما کتابخوان شدیم، حس رضایتی در من به وجود میآید که زنده بودهام، سختی کشیدهام و نویسنده شدم.
بچه های قالیباف خانه، نخل، خمره، مربای شیرین، قصه های مجید و پلو خورش از جمله آثار این نویسنده است.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک