در داستان «دونقطه» از کتاب حاضر به دو شمارة 284CG57و 666BW45 برمی خوریم که پلاک های دو شهید هستند. راوی داستان؛ یعنی 284CG57 ماجرا را به گونه ای شرح می دهد که گویی زنده هستند و در صحرایی برهوت و بزرگ بدون کمک، زیر آفتاب رها شده اند. تشنگی و گرمای سوزان آفتاب آنها را اذیت می کند. راوی دو نقطه سیاه را از دور می بیند، ولی نمی داند چیست، تا اینکه گروه تجسس به سراغ آن دو نقطه می رود. وقتی راوی اعضای گروه تجسس را آشفته می بیند طوری که سر و صورتشان خاک نشسته، از آنها سؤال می کند آن دو نقطه چه بود، اما آنها جواب نمی دهند. خودش داخل ماشین گروه تجسس را نگاه می کند آنجا دو کیسة پلاستک می بیند، دور پلاستیک ها دو پلاک پیچیده بودند. آن دو پلاک 284CG57 , 666BW7745 بود. کتاب حاضر، حاوی داستان هایی کوتاه است. برخی از عنوان های آنها عبارت اند از: نه یک گربه را می شود تحمل کرد؛ خیره به سقف؛ فقط هفت قدم؛ دو تا نقطه؛ این همه نرگس؛ ایلیا؛ گلابی؛ مرد چاق؛ آسانسور و دیگر چیزی نمی گویم.
کتاب دو تا نقطه
دو تا نقطه (مجموعه داستان)
موجود
معرفی محصول
در داستان «دونقطه» از کتاب حاضر به دو شمارة 284CG57و 666BW45 برمی خوریم که پلاک های دو شهید هستند. راوی داستان؛ یعنی 284CG57 ماجرا را به گونه ای شرح می دهد که گویی زنده هستند و در صحرایی برهوت و بزرگ بدون کمک، زیر آفتاب رها شده اند. تشنگی و گرمای سوزان آفتاب آنها را اذیت می کند. راوی دو نقطه سیاه را از دور می بیند، ولی نمی داند چیست، تا اینکه گروه تجسس به سراغ آن دو نقطه می رود. وقتی راوی اعضای گروه تجسس را آشفته می بیند طوری که سر و صورتشان خاک نشسته، از آنها سؤال می کند آن دو نقطه چه بود، اما آنها جواب نمی دهند. خودش داخل ماشین گروه تجسس را نگاه می کند آنجا دو کیسة پلاستک می بیند، دور پلاستیک ها دو پلاک پیچیده بودند. آن دو پلاک 284CG57 , 666BW7745 بود. کتاب حاضر، حاوی داستان هایی کوتاه است. برخی از عنوان های آنها عبارت اند از: نه یک گربه را می شود تحمل کرد؛ خیره به سقف؛ فقط هفت قدم؛ دو تا نقطه؛ این همه نرگس؛ ایلیا؛ گلابی؛ مرد چاق؛ آسانسور و دیگر چیزی نمی گویم.
در داستان «دونقطه» از کتاب حاضر به دو شمارة 284CG57و 666BW45 برمی خوریم که پلاک های دو شهید هستند. راوی داستان؛ یعنی 284CG57 ماجرا را به گونه ای شرح می دهد که گویی زنده هستند و در صحرایی برهوت و بزرگ بدون کمک، زیر آفتاب رها شده اند. تشنگی و گرمای سوزان آفتاب آنها را اذیت می کند. راوی دو نقطه سیاه را از دور می بیند، ولی نمی داند چیست، تا اینکه گروه تجسس به سراغ آن دو نقطه می رود. وقتی راوی اعضای گروه تجسس را آشفته می بیند طوری که سر و صورتشان خاک نشسته، از آنها سؤال می کند آن دو نقطه چه بود، اما آنها جواب نمی دهند. خودش داخل ماشین گروه تجسس را نگاه می کند آنجا دو کیسة پلاستک می بیند، دور پلاستیک ها دو پلاک پیچیده بودند. آن دو پلاک 284CG57 , 666BW7745 بود. کتاب حاضر، حاوی داستان هایی کوتاه است. برخی از عنوان های آنها عبارت اند از: نه یک گربه را می شود تحمل کرد؛ خیره به سقف؛ فقط هفت قدم؛ دو تا نقطه؛ این همه نرگس؛ ایلیا؛ گلابی؛ مرد چاق؛ آسانسور و دیگر چیزی نمی گویم.
در حال حاضر مطلبی درباره پیمان هوشمندزاده
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
نویسندگان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
نویسندگان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از نویسنده، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن نویسنده در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این نویسنده را می شناسید یا حتی اگر
خود،
نویسنده
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک