جستجوهای اخیر
جستجوهای پرطرفدار
قصه های واقعی از مردان واقعی 7
قصه های واقعی از مردان واقعی 7
20,000
آدرسا سال شد... و بالاخر اخره على نتیجه ی زحمت هایش را دیدا یک کارنامه پر از نمره های عالی منتظر می ماند آرزویش حالا او باید صبر می کرد و ه منتظر دوچرخه ای که همیشه را داشت چند روز بعد، وقتی علی داشت از مسجد بر می گشت، خواهرش را جلوی در خانه دید. او تا چشمش به علی افتاد، بلند داد زد: «داداش بدوووا بیا که بابا برات دو چرخه خریده ای علی با سرعت به سمت خانه دوید و توی حیاط رفت.
درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک