کتاب مصاحبه های کوتاه با مردان کریه،
اثر دیوید فاستر والاس،
با ترجمهی مترجم معین فرخی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب مصاحبه های کوتاه با مردان کریه
مصاحبه های کوتاه با مردان کریه
موجود
کتاب مصاحبه های کوتاه با مردان کریه،
اثر دیوید فاستر والاس،
با ترجمهی مترجم معین فرخی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 2026
توسط انتشارات چشمه،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
کتاب مصاحبه های کوتاه با مردان کریه اثر دیوید فاستر والاس. ترجمه معین فرخی . نشر چشمه منتشر شده است در مواجهه با زندگی و آثار دیوید فاستر والاس در وضعیتی بینابینی درمی مانیم. یکی از این جهت که درباره ی مولف جوانمرگی حرف می زنیم و می گوییم ای کاش در 46 سالگی به زندگی خودش پایان نداده بود و هم چنان در ژانرهای مختلف ادبی شگفت انگیزترین متن های دوران را برای مان می نوشت و از طرفی دیگر می توانیم این نکته را هم به خاطر بیاوریم که مگر والاس در همین 46 سال بیشتر از چند 10 سال بسیاری دیگر رمان، داستان کوتاه، جستار و مقاله ننوشت و چرا به انتخاب او احترام نگذاریم و مرگ اش را نیز بخشی از ماجرای نوشته هایش ندانیم؟ همین کتاب «مصاحبه های کوتاه با مردان کریه» یکی از نمونه ترین کارهای اوست برای اثبات همه ی آن چه «دیوید فاستر والاس» بود! مجموعه داستانی مستقل که در سال 1999 منتشر شد و رفت میان یکی از بهترین خاطره های قرن بیستم جای گرفت. داستان های این کتاب، روایت های دیگری از همان جهان بینی و منظر شوخ و تلخ به جهان هستند با شخصیت هایی که روزمرگی، منفعت طلبی و فردگرایی در همه ی تاروپودشان تنیده شده است. مردمی عادی که چیزهایی غیرعادی درون شان فقط در مواجهه ی حقیقی با خودشان مشخص می شود و احساسات متناقض بسیاری در دیگران مقابل شان، خودشان و مخاطبان داستان ها برانگیخته میشود ، آن هم شاید به این دلیل که والاس به خوبی کاری که جهان فروشده در روزمرگی ها، حماقت ها، بلاهت ها، سودگرایی ها و بازاری بازی ها با ما کرده است و آن چیزی که به آن تبدیل شده ایم را از طریق روایت داستان همین آدم ها، به روی مان می آورد. «مصاحبه های کوتاه با مردان کریه» را به قصد بیشتری که باید روزی به خودمان می زدیم هم می شود خواند و البته لذتی دردآلود هم نصیمان شود
این کتاب مشتمل بر داستان های کوتاه امریکایی است. داستان های این کتاب، روایت هایی از جهان بینی و نگاه شوخ و تلخ به جهان اند با شخصیت هایی که روزمرگی، منفعت طلبی و فردگرایی در همه تاروپودشان تنیده شده است. مردمی عادی که چیزهایی غیرعادی درونشان فقط در مواجهه ی حقیقی با خودشان معلوم می شود و احساسات متناقض بسیاری در دیگران، خودشان و مخاطبان داستان ها برمی انگیزند، آن هم شاید به این دلیل که «والاس» به خوبی کاری که جهان فروشده در روزمرگی ها، حماقت ها، بلاهت ها، سودگرایی ها و بازاری بازی ها با ما کرده است و آن چیزی که به آن تبدیل شده ایم را از طریق روایت داستان همین آدم ها، به رویمان می آورد. همچنین کتاب شامل چند پیوست است که مخاطب را با «فاستر والاس»، آشنا می کند.
دیوید فاستر والاس، متولد ۲۱ فوریه ۱۹۶۲، در ایتاکای نیویورک است. نویسندهای که بسیاری از منتقدان او را یکی از خلاقترین نویسندگان معاصر امریکا میدانند. ادبیات پست مدرن که دیوید فاستر والاس در آغاز پیشهی ادبی خود متأثر از آن بود، در سالهای پس از جنگ جهانی دوم نضج گرفت. این جنبش ادبی از لحاظ محتوایی ریشه در واژگونی ارزشهای پذیرفتهی فرهنگ غالب دارد و در دهههای آغازینش با سنتشکنیها و شگردهای نوین، بازیهای زبانی، رویکرد فراداستانی، فرمهای پیشگامانه و تکیه بر دو اصل مسخرهانگاری و کنایه، شورشی بر وضع موجود بود. به قول اومبرتو اکو: «میمونها نمیخندند؛ خنده ویژهی انسان است؛ نشانهی خردمندی اوست.» اما دیرزمانی نگذشت که وضع موجود دشمن خود را بلعید. والاس خاطرنشان میکند که حتی در سال ۱۹۸۴ منتقدان سرمایهداری هشدار میدادند: «چیزی که چونان وجهی از آوانگارد آغاز شد به درون جریان فرهنگ عامه راه یافته است.» زمانه زمانهای بود که اگر از کسی میپرسیدی منظورت چیست؟ میگفت: واقعاً فکر میکنی منظوری هم دارم؟ و دیگر همه به جرز دیوار هم میخندیدند و عصیان نخستینِ پستمدرنیزم تا سطح آگهیهای تبلیغاتی تقلیل یافته بود که به مصرفکننده میگفتند؛ گاهی باید قوانین را نقض کرد. هر برنامهی سخیف تلویزیونی سرشار از کنایه و بیمبالاتی شده بود: شگردهای پست مدرنیزم را چیزی غصب کرده بود که در اصل برای براندازی آن آفریده شده بودند.
والاس، جریانساز نثرنویسی امروز جهان و از روشنبینان روزگار ما، زود دریافت که پستمدرنیزم دیگر راهی به جایی نیست و دیرزمانی است که خنثی شده است. او جایی گفته است دنیای ما به اندازهی کافی تیره و غمناک هست، اما آیا نویسنده کاری جز بازنمایاندن این تیرگی و غمناکی (کار تقریباً تمام نویسندگان پستمدرنیست، چه به جد یا تمسخر) ندارد؟ به باور او دارد و آن نشان دادن این است که چگونه میتوان در چنین دنیایی زنده و انسان بود. چنین بود که او سلسلهجنبان جنبشی در ادبیات روزگار ما شد که منظوری هم داشت و همهچیز را مسخره نمیانگاشت و واژگون نمیکرد و زنده و انسانی بود: صداقت نو.
در حال حاضر مطلبی درباره مترجم معین فرخی
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک